طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

آگاهی وحکومت داری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت ·

به نام خدا

آگاهی یا دانسته های انسان منحصرا ازیک پنجره کشف نمی شود ویا به ذهن انسان وارد نمی شود 

ولذا آگاهی انسان ها ازیک جنس نیست تاموجب اتحاد انسان ها شود 

بلکه آگاهی از پنجره  های گوناگون دریافت می گردد که هریک روشهای خودش را دارد

ببینید دردنیای سیاست وحکمرانی یک ابرقدرت وجودندارد حداقل دومورد است وبیشتر واینها باهم سرشاخند 

وتازه قدرت های کوچکتر گاه با ابرقدرت ها درگیر می شوند وموجب سقوط آنها می گردند

مشاهده می کنیم که ابرقدرت آمریکا با منطق خود نمی تواند برایران سلطه پیدا کند بزور متوسل می شود

آگاهی غربی ها متفاوت با آگاهی شرقی هاست چه چپی ها یا مذهبی ها

اینها نشانه تفاوت در دریافت ها ازهستی است وهیچیک کامل نیست وتنها با مذاکره منطقی می توان به وحدت نظر رسید 

ابرقدرت آمریکا با سلاح هایش قادر به تحمیل نظرات خود نیست ومجبور است دربرابر منطق قوی ایران کوتاه بیاید

بنابراین هرگز آگاهی خودرا منحصر به یک سیستم فکری نکنیم بلکه ازطرق دیگرنیز آنرا بسنجیم 

همیشه دستی بالای دست هست هیچ دست آوردی کامل نیست ومی تواند کامل ترشود

هوش مصنوعی یا کتاب صامت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت ·

به نام خدا

دانش بشر درطول زمان گسترش یافت وبه صورت مکتوب در کتابخانه ها انباشته شد .

بمرور با افزایش آن انسان یا همان هوش طبیعی دیگر قادر نبود همه مکتوبات را درمغز خود حفظ ویا تحلیل کند بناچار دراندیشه پدیده ای شد که این امررا برایش تسهیل کند

ابتدا کامپیوتر اختراع شد ودرجمع آوری مکتوبات کمک کرد سپس در تحلیل امور یاوری کرد وسرانجام به هوش

مصنوعی رسید که موجودی یا رایانه ای همانند انسان تمامی محفوظات راداشته وبه تحلیل آنها بپردازد که برای یک فرد امکان‌پذیر نبود بویژه درهمه رشته های علمی

اما هوش مصنوعی همانند یک کتاب صامت است کتاب ناطق همان هوش طبیعی است 

هوش مصنوعی هرچه دارد مکتوبات است نه دریافت های دیگر انسان که درهرلحظه از هستی دریافت می کند

تصور کنید برای انجام یک پروژه بزرگ ویا یک جنگ هوش مصنوعی اطلاعات خودرا کامل می دهد اما بهرحال تصمیم نهایی برعهده فرمانده ومدیر پروژه است که آخرین آگاهی در ذهن ومغز اوست 

روایتی ازپیامبر هست که دوچیز یادگار اوست

گتاب الله وعترتی

می‌گویند قرآن کتاب صامت بود وامام علی کتاب ناطق

کتاب صامت همه چیزرا داراست ولی درعمل آخرین تصمیم با کتاب ناطق است

 

 

حقیقت چیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت ·

به نام خدا

به نظر بنده حقیقت چیزی است که باید باشد یعنی هستی آن ضروری است والا آنچه نیست عدم است وآنچه بوجود می آید واقعیت است ومی تواند نباشد

بزرگان نامش راواجب الوجود وازجهت آثارش علت العلل می نامندو دروجود حقیقت ویکتایی آن متحدند واینکه ازلی وابدی وازجهت علم وقدرت بی انتهاست وآثارش رادر چهار جوهر 

ماده نفس عقل ومثال می پندارند 

حال ببینیم که در دانش امروز این امر چگونه قابل تبیین است؟

انسان مانند همیشه تاریخ بدنبال کشف حقیقت است امری که بدیهی است پس حقیقت وجوددارد ونیاز به اثبات ندارد اما حقیقت چیست؟ وآثار ش کدام است؟ را در علوم گوناگون پی گرفته است.

درفیزیک ماده را بررسی می کند ودرتجزیه آن به انرژی ونیرو می رسد وبدنبال مبدا آن می رود ودر۱۴ ملیارد سال قبل به بیگ بنگ رسیده ودر۴ ملیاردسال قبل به شکل گیری زمین ودر۳ ملیارد سال پیش به آغاز حیات درزمین می رسد ودرادامه به نبات وسپس جانوران ودر۱۵۰ سال پیش به انسان خردمند دست می یابد

تا اینجا ماده نیز موردقبول قدما بود وزمانی که به نقطه حیات می رسد یعنی با توجه به جهش درحرکت درون ماده حیات پدیدار می شود که درنزد قدما همان نفس یا جوهر دیگر است

که درمسیر فرگشت وجهش های بعدی به نفس انسانی که امروز دربخش دیگری ازعلم مورد بررسی است

تا اینجا میان علم روز ویافته های گذشتگان تقریبا وحدت نظر است اما علم روز بیش ازاین پاسخگو نیست

ولی دو منبع معرفت انسان مارا به ادامه راه هدایت می کند

درطی سفر آدمی انسان لباس مادی را ازخود درآورده ولباس مثالی را می پوشد ووارد جهان بدون مکان می شود یعنی همه را می بیند ودرمرحله جهش بعدی وارد جهان دیگری می شود با لباسی دیگر وشناخت او ازحقیقت بیشتر می شود واین راه تا بی نهایت ادامه دارد تا دیگر لباسی برتن ندارد یعنی حجاب ها برداشته می شود وعین حقیقت را می بیند ویا اینکه درخود حقیقت محو می گردد 

حقیقی که قدما مطرح کرده اند واجب الوجود وعلت العلل دارای علم وقدرت نامحدود بدون زمان ومکان

یعنی به تعبیر علم امروز جهان صرفا انرژی بدون تمرکز یا قالب وبه تعبیر بزرگان نور اما نه نور موجود که این هم نشانه ازاوست درلباس این جهانی

نکته مهم دیگر اینکه همه شاخه های علوم حول محور ماده است که در فیزیک مطرح است چرا که دانش روز جز ماده چیزی نیافته است وتمامی تلاش بشر از همه علوم رسیدن به حقیقت ماده است 

حال اگر جهان را مادی تلقی کنیم باید به حقیقت واحدی برسیم که باید همان واجب الوجود باشد که می تواند نور باشد اما نه ازجنس انرژی موجود

 

این مطلب ادامه دارد

علم وعالم ومعلوم

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت ·

به نام خدا

درپهنه جهان موجودات بسیاروقوانین حاکم برآنها وجوددارد انسان با روش هایی برآنها آگاه می شود وآنچه ذهن برآن آگاه می شود معلومات یا دانسته اوست که اورا برای زندگی بهتر همراهی می کند.

انسان ازچه راه هایی به آگاهی می رسد

یک کودک پس ازتولد بی آنکه حواسش بکار افتد ابتدا خودرا می یابد این آگاهی بدون واسطه حس است وسپس با حواس پنجگانه خود اطراف را لمس می کند وبرآگاهی های خود می افزاید ودرنهایت سوالاتی برایش مطرح است که نه خود پاسخی دارد ونه تجارب او جوابگو دراینجا با رسولانی برخورد می کند وپاسخ سوالاتش را می گیرد

درنتیجه آگاهی های هرانسانی ازسه طریق خود آگاهی تجربیات علمی و وحی بدست می آید

اولی را عرفان دومی را فلسفه وسومی را وحی می نامند

وشناخت ماهیت این آگاهی های سه گانه را درمعرفت شناسی بررسی می کنند 

ودرنهایت برای ورود به این ۴ علم یا معرفت وآگاهی نیازمند دو دانش ابزاری زبان ومنطق هستیم 

بدین خاطر قبلا هم بیان داشتم که هرانسانی ناچار است با این شش معرفت یا آگاهی وعلم آشنا شود تا بهره کافی از آنچه درهستی است ببرد 

کنار گذاشتن هربخشی ازآن کمیت مارا درزندگی لنگ می کند

غرب دچار مشکل است با اینکه صددرصد غرق در نظریات علمی است چرا؟

وشرق نیز چنین است چرا که به بخش تجربیات علمی توجه ندارد 

چرا این آگاهی ها وابسته یکدیگرند ؟

اگرچه دربررسی های علمی روز به منابع آگاهی دست نیافته اند اما منبع آگاهی ها یکی است وان پروردگار جهان است

که خودرا از راه های گوناگون به بشر نشان می دهد

بنابرتعریف آگاهی ازکلام وحی 

علم نوری است که بردل ها می تابد گاه ازراه دل گاه ازطریق تفکر وتجربه وگاه بوسطه پیامبر

اما نکته مهم

اگر با تجربه علمی وکسب یک نظریه علمی آگاهی های دیگر انسان مردود شود ایرادی برآن نیست چه ممکن است در بررسی اشتباه شده باشد ویا اینکه نظریات علمی چون قابل اصلاح می باشد می توان هردو را تا رسیدن به نتیجه قطعی نگاه داشت

به نام خدا

کشور برمدار قانون وفرماندهی نیروهای مسلح بوسیله رهبری جمهوری اسلامی می‌رود تا ریشه جنگ افروزی را در ایران ومنطقه برچیند.

چنین اقدامی منطبق با قانون اساسی است ودرآینده ازهرگونه تنش باید جلوگیری شود.

ازجمله موارد کشور دارای قانون اساسی است واطلاق رهبری انقلاب به رهبر جمهوری اسلامی هیچ پایگاه قانونی ندارد وبیشتر جنبه شعاری دارد ومی تواند موجب تنش درمنطقه گردد

انقلاب اسلامی درسال ۵۷ برهبری امام راحل منتهی به قانون اساسی درسال۵۸ شد وکشور برمدار قانون قرار گرفت

بیاد داریم که درزمان پهلوی برخلاف قانون اساسی شاه مبتکر انقلاب سپید شد ودرنهایت بدنبال تمدن بزرگ میرفت که زیرابش را زدند.

انقلاب امری مربوط به یک ملت است نه اینکه ازبالا انقلاب صورت پذیرد البته نباید تحولاتی را هم که درپی داشت ندیده گرفت اما مهم پایان شاهنامه مطرح است

در دوره فعلی هم بگذاریم کشور با قوانین بگردد نه با شعار انقلاب وانقلابیگری تا مثلا به قله برسیم

مهم رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی در قانون اساسی است که اگر توفیق درپی باشد دیگران هم تاسی می کنند واگر نتیجه نداد به اصلاحات دست زنیم 

کشور دیگر تاب انقلابی دیگررا ندارد چه ازپایین یا بالا 

زندگی مردم درسایه آرامش ووجود قوانین است نه حرکت های شخصی وگروهی 

به امید مردم سالاری کامل بدون دخالت شورای نگهبان وداشتن کشوری قانون‌مدار که مجلس درراس امور باشد

اعتبار معارف ودانش بشری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 17 اردیبهشت ·

به نام خدا

آیا همه دانش های بشری ازاعتبار واحدی برخوردارند؟

برای پاسخگویی به این سوال باید دید روش‌های علمی امروز پاسخگوی چه سوالاتی می تواند باشد؟

آیا نظریات علمی می تواند درمورد مبدا هستی ویا مقصد هستی پاسخ دهد؟ 

آیا نظریات علمی قادراست وارد حوزه های غیر مادی بشود؟

ظاهرا اینگونه نیست ومحدوده کار روش‌های علمی کاملا مشخص است وپاسخگوی هرپرسشی نیست

خوب انسان پاسخ اینگونه سوالات خودرا در جای دیگری می یابد که منبعی فراتر از علم امروز است 

ازجمله منابع معارف بشری عرفان یا وحی ویا فلسفه اولی است که قادر به پاسخ بدین سوالات است ومنتج به آرامش انسان درزندگی می شود 

پس معارفی هست که ازجهت ارزشمندی فراتر از نظریات علمی روز است وقطعا برآن مرجح است

اینکه روش‌های علمی روز بدنبال چنین مواردی نیست بی دلیل نیست یکی بخاطر باورهای شخصی دانشمندان است که خودمانع مهمی برای اینگونه تحقیقات است ودیگر اینکه چنین روش‌هایی قادر به پاسخ به این موارد نیستند

برای مثال رشاد خلیفه محقق آمریکایی مصری با تحقیق علمی اثبات نمود که کلیه آیات قرآن بجز دو آیه مبتنی برمضرب ۱۹ است 

این یک تحقیق علمی بود که قابل بررسی هرمحققی می تواند باشد ونتیجه گرفت که این کتاب نمی توانست کلام محمد به عنوان یک انسان مکتب نرفته باشد 

آیا چنین تحقیق علمی مورد استقبال محققان قرار گرفت ؟ 

خیر چندی بعد اورا ترور کردند

به عبارتی تحقیق دربرخی حوزه ها چندان مورد استقبال نیست وحتی مخالفت می شود 

برای نمونه اگر کسی بخواهد مساله هولوکاست را بررسی کند طبق قانون مصوب دراروپا دستگیر ومحکوم می‌شود

یکی از مهمترین آزادی ها که هیچ مانعی نباید آنرا محدود کند آزادی اندیشه وتفکر است تا دانش بشری به حقیقت برسد 

اما برخی ازدانشمندان امروزی ظاهرا ازرسیدن به حقیقت گریزانند وپیگیران این اموررا به موهوم پرستی یا خرافه گرایی متهم می کنند. 

درمیان امت یهود دانشمندان بسیاری بودند وهستند که درجهت پیشرفت های علمی درجهان سهم مهمی داشته ودارند اما اینان تحت فرمانبری عده ای زرمدار وزورمدارند وتحقیقات آنان درمسیر اهداف پلید بکار گرفته می شود ویا درهمین ایران خودمان دانشمندان زبده وجوددارد که مجبورند درخدمت قدرتمندان سیاسی باشند تا دانش آنان در جهت اهداف حاکمان مورد بهره برداری قرار گیرد

باید دانش ومعارف بشری بدور ازسیاست وحکومت برشد خود ادامه دهد تا با گسترش نظریات علمی اختلافات کمتر شود

دانش امروز مدیون گذشتگان است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 17 اردیبهشت ·

به نام خدا

دانش بشری بیکباره بوجود نیامده است بلکه دانش موجود محصول ده ها هزار سال تلاش بشر در کشف آن بوده است

ازآغاز آفرینش انسان با آگاهی های بدیهی وپایه دانش انسان از صفر آغاز وتا امروز ادامه دارد 

گاه آنچه کشف نموده بوسیله کشفیات بعدی تغییر ویا اصلاح وکمال یافته است

درنتیجه فارغ از اینکه امروز تعریفی ازعلم ومعلومات بشر شده است آنچه تا کنون دراختیار بشر قرار گرفته است اعم از معارف عرفانی یا فلسفی و وحیانی همه اعتبار خودرا داشته بجز آنهایی که در تضاد با دانش امروز است که موهوم ومردود است

بنابراین بجای اینکه معارف بشری ودست آورد دانشمندان گذشته را اعم از فلسفی عرفانی ووحیانی راتخطئه کنیم آنچه را دانش روز آنهارا رد کرده کنارگذاریم والباقی را تا زمانی که اعتبار انها زیر سوال نرفته وغیر علمی اعلام نشده اند همچنان بخشی ازمعارف بشری تلقی کنیم 

دانش بشری مفت به چنگ نیامده که با یک تعریف جدید برباد رود 

همانگونه که هم اکنون دانشمندان وفلاسفه الهی وعارفان دردنیای امروز درکنار دانشمندان دیگر فعالند نشانه هم جنسی معارف بشری با یافته های علمی است وصرف مخالفت برخی از دانشمندان خداناباور دلیل بررد معارف بشری نیست

به نام خدا

با توجه به اینکه انسان موجودی ناقص است ودرمسیر کمال حرکت می کند وآنچه دریافت می کند بخش کوچکی از معلومات هستی است واحاطه کامل بر همه حقایق وعلوم ندارد بنابراین می توان گفت که بجز مواردی اندک همه معلومات بشری غیر یقینی وغیر مطلق است ومی تواند در بررسی های بعدی امری وجودی موهوم ویا اصلاح وتکمیل گردد.

این امر در علم امروز کاملا روشن است اما دردیگر معارف بشری هم چنین است 

چه کسی آگاهی کامل از خدا وهستی وروح وآخرت وآنچه در عرفان بدست می آید دارد؟

همه چیز غیر یقینی است بجز بدیهیات که اموری بسیط وپایه همه دانش هاست 

وجود پیامبران دروغین عرفان های کاذب وفیلسوفان تحت سلطه حاکمان قدرتمند بهترین نشانه نفوذ موهومات در معارف انسانی است که با تحقیق وتفحص از ذهن آدمی بدور افکنده می شود

البته درهرتحقیقی که به نتیجه می رسد تا زمان تحول درآن می توان آنرا مطلق ویقینی تلقی نمود تا بتوان برپایه آن زندگی کرد اما همیشه انسان طالب تعالی ازهر کوشش وتلاش برای شناخت بیشتر حقیقت دریغ نمی ورزد

وجود هزاران دانشمند وحکیم الهی وآشنای به عرفان درپهنه علمی گیتی خود دلیلی روشن براین مدعاست

مثالی بزنم محمد فرزند عبدالله انسانی مشهور به امانت وصدق بود در سن کمی بیش از ۴۰ خودرا پیامبر معرفی نمود 

مردم مکه درمورد صدق گفتار او تردید نداشتند ونمی توانستند اورا دروغگو بنامند پس ناچار بودند سخن اورا قبول کنند ویا اینکه به بهانه ای مثلا ادعای جنون نپذیرند

دراینجا درصدق کلام محمد نمی توان تردید کرد ولی می توان با مشاهده یک مورد از خلاف ادعای اورا رد نمود که نه تنها خلافی پیش نیامد بلکه برای اثبات ادعا معجزاتی نیز پیش آمد

این یک آگاهی ازنوع معارف بشری است که مبتنی بر یک دلیل منطقی است تا زمانی که خلاف آن روی ندهد

اگر این مورد را اینگونه یقینی بدانیم مشکلی با دانش امروز ندارد وچون درتاریخ ثبت شد دیگر به عنوان یک حقیقت ماند چرا که دیگر هیچ تغییری درآن روی نخواهدداد

درهرحال هرکسی می تواند تحقیق کند موردی ازدروغگویی یا خیانت درامانت را ازمحمد بیابد واین ادعای پیامبری را رد کند

 

 

 

ریشه تعریف علم درجهان امروز

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

علم تلاش برای کشف موجودات ویژگی های آن وروابط فی‌مابین آنهاست.

اگر این اکتشاف تنها با حواس ظاهری باشد یعنی محسوسات تعریف علم ویا معلومات کاملا مادی اند وجز جوهر ماده چیز دیگری قابل حس با حواس ظاهری نیست

درنتیجه تنها امور مادی وماده دردایره علم ومعلومات جای می گیرد ومساله آزمایش وتجربه پیش می آید 

اما آیا جهان ما فقط ماده است؟

بدین سوال پاسخ روشنی داده نمی شود چون پاسخ منفی مستلزم آگاهی ازهمه دانش جهانی است که کسی یارای آن نیست

پس آنچه می آموزیم ازامور ماده ومادی است وهرچه درآینده کشف شود در چارچوب مادی بررسی می شود

مثلا روان انسان یکی ازحالات ماده است اخلاق ریشه مادی دارد حتی برخی خدارا ماده اصلی جهان می دانند که دربخشی از انسان وجوددارد

اینها نتیجه منفی محدود کردن دانش بشری در ماده است که نمی تواند پاسخ بسیاری ازسوالات زیر بنایی را بدهد 

درک جهان واشیا آن در محدوده محسوسات نیست قوای دیگری در بدن انسان قادرند اشیایی را کشف کنند ویا درمواردی برانسان مکشوف شود مانند الهام یا وحی

اساسا بنیاد علوم مادی وتعریف آن خود بر غیر ماده متکی است 

امور بدیهی پایه همه علوم مادی است که هرگز قابل تعریف وازمون وتجربه نیست.

گاهی پدران خودرا فراموش می کنیم وتصور می کنیم که بدون پدر بوده ایم

همه آنچه در ورای علم موجود است ریشه ای تر واصیلتر ودلگرم کننده تر ازعلوم موجود است 

وجود خداوند خود یک امر بدیهی است کدام خردمندی آنرا رد می کند؟ تنها درشناخت آن اختلاف است

می گویند همه انسانها درزمان مرگ یعنی خروج ازقالب ماده حقیقت را می بینند واعتراف می کنند یعنی کسی کافر ازدنیا نمی رود ودرنهایت به بهشت خواهد رفت اما باید آماده رفتن بدانجا باشد 

 

ماهوی وماهیت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

هرچیزی دارای هویت وماهیت است وفرق آن دو درشناخت ظاهر وباطن اوست

مثلا سیب نام یک میوه است با ویژگی های آن این هویت آن است اما جنس آن مادی ومرکب از ماده وروح نباتی است

نام ها وصفات بی نهایت است اما ماهیت اشیا محدود است وبقول فلاسفه مقولات عشر یا ماهیات دهگانه جنس همه اشیا آست که درفلسفه امروز درسه امر خلاصه شده است 

جوهر با ۴ قسم وعرض یک قسم بنام کیف وچند نسبت

اما ریشه لغات بالا

ماهو  وماهی هردو مرکب از واژه سوالی ما به معنای چه؟ وهو وهی دوضمیر غایب مذکر ومونث جمعا به معنای آن چیست؟

ترکیب بصورت نسبی می‌شود ماهویت وماهیت که اولی بدون ما به صورت هویت ویا به‌صورت نسبی ماهوی بکار میرود ودیگری تنها بشکل ماهیت استفاده می شود

اولی از شخصیت یک شئی ودیگری از جنس آن شئی پرسش می کند مثلا بنده هویتم نام با مشخصات موجود است وماهیتم طبق تعریف ارسطو نفس ناطق  

ماهیات بسیط اند وقابل تعریف نیستند اما هویات مرکب اند ودارای تعریف   

مهمترین حسن معارف بشری ؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

علم بنابر تعریف موجود تا چیزی مورد آزمایش قرار نگیرد وبه تجربه اثبات نشود دردایره نظریات علمی وارد نمی شود اما هرگز قادر نیست معارف دیگر بشری را ازنظر علمی رد کند وتنها دربرابر آن سکوت می کند

به عبارتی همه چیز در علم موجود جزء ممکنات است چه آنچه اثبات شده که مطلق نیست وچه آنها که مطرح اند واثبات علمی نشده اند 

بنابراین امکان اثبات معارف بشری وجوددارد مگر در تناقض با نظریات علمی باشد که البته کاملا منطقی است 

پس وجود نظریات علمی موجب رد دیگر معارف نیست مگر درتناقض با آن باشد 

مثلا وجود خداوند ویا روح در تناقض با نظریات علمی نیست وروزی ممکن است اثبات علمی هم بشود

پس نباید معارف بشری را اموری موهوم تلقی کنیم وقتی دربرابر آن دلیل علمی نداریم

به عبارتی دانشمند امروزی نباید تنگ نظر باشد ودانش گذشتگان را بی دلیل رد کند چه این امر خود دلیلی بر غیر علمی بودن اوست 

باید معارف وعلم را در اقسامش بپذیریم برخی آزمون پذیرند برخی ازسوی اشخاص معتبر مطرح اند وبرخی جنبه تجربه شخصی دارد که قابل تکرار نیست وموارد دیگر

درواقع محدودکردن علم در تعریف موجود تباه کردن بخش عمده ای از معارف بشری است وچنین افرادی در حول وحوش خود شاید دراقلیت باشند

ازطرف دیگر اموری هستند بدیهی واولی که نیاز به اثبات ندارد وپایه همه نظریات علمی است واین امور فقط بوسیله علم حضوری و توسط هر انسانی قابل درک است واین یک استثنا بر نظریات علمی است

علم ومطلق گرایی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

نقد مهمی که به معارف بشری در تعریف علم موجود می شود وجود مطلق گرایی درآن است .

این نقد درظاهر وارد است چون درعلوم موجود قطعیت ومطلق گرایی نیست وهرنظریه علمی می تواند تغییر کند وحتی موضوع علمی تغییر یابدبه عبارتی امور ظنی است

 اما درمعارف دیگر بشری مطلق گرایی است وبه عبارتی امری یقینی است

اما این یک اشتراک در لفظ است والا در علوم موجود هم مطلق گرایی هست وبرعکس در معارف دیگر بشری هم همه چیز مطلق نیست

مثلا در علم امروزی درریاضیات مطلق وجوددارد هیچ گاه جمع ۲ و۲ غیر از۴ نمی شود ویا مربع قطعا ۴ ضلع مساوی با ۴ زاویه قائمه است وبرهمین اساس ودقت تا بیگ بنگ می‌روند

وازطرف دیگر درعلوم طبیعی وانسانی آخرین دست آورد به عنوان عمل ملاک است یعنی تنها گزینه پیش روی

در معارف دیگر بشری هم همین امر است ازطرفی برخی باورها همچون امور ریاضی قطعی هستند وبیشتر موارد دیگر از مظنوناتند که پس از مطالعات بیشتر ممکن است تغییر یابند

مثلا اگر در اثبات رسالت دلیلی ارائه می شود می تواند درآینده قوی‌تر ازآن یافت شود ویا اگر کسانی درزمان پیامبر با رویت معجزه باور کردند اشکالی برآنان نیست چون معجزه زمان خاص خودش را داشت

بنابراین تفاوتی درمیان همه معارف بشری ازجهت مطلق گرایی وعدم آن وجودندارد بجز اینکه در علوم امروزی آکادمی های علمی فعالند اما دردیگر موارد چنین مکان هایی وجودندارد تا دیگران را راهنمایی کنند

نکته آخر اینکه هرتعریفی برگرفته ازیک موضوع است که شامل همه موارد موضوع ومانع ازورود غیر آن دردایره موضوع است بنابراین تعریف علم بستگی به موضوع آن دارد که چه اموری درذهن بشر اثبات شود که می تواند موارد قابل آزمون وتکرار باشد یا نباشد

ودیگر اینکه چه کسانی این تعریف را انتخاب کرده اند آیا همه دانشمندان با آن موافقند؟

 

علم چیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

ازعلم درطول تاریخ بشر تعاریف مختلفی شده است ازگسترده ترین تعریف تا محدودترین آن وامروزه دانشمندان آنرا در محدوده آنچه درآکادمی های علمی پذیرفته شده می دانند وان هم محصول تجارب بشری است که غالبا درطول زمان تغییر می کنند وبه عبارتی عموما ازمظنونات اند تا یقینیات واین امر بمنزله اینستکه انسان مسکن خودرا درروی یک کشتی بسازد که مدام درگیر با امواج است وناآرام

اما علم گسترده‌تر ازاینهاست ومی تواند محصول تلاش‌های فردی شخص باشد ویا برگرفته از کلام وحی که می تواند برایش یقین بیاورد و بنای خودرا برآب قرار ندهد

معارف بشری تنها مقبولات مراکز علمی نیست که بیشتر هم ظنی هستند بلکه منشا علم می تواند محصول تلاش درون انسان ویا پیام آسمانی باشد

آیا مراکز علمی می توآنند وجود خدا را رد کنند ویانادرستی ادیان را ؟ ویا اینکه در آینده بشر چه روی خواهد آمد؟

اینها از مقوله تعریف امروزی خارج است واساسا دانشمندان ورود نمی کنند مگر پیامبران فلاسفه وعارفان

دانش امروز درباره اینان چه می گویند؟

آیا خرافات می دانند؟ ویا اینکه می گویند در چارچوب کاری ما نیست.

آیا مراکزی برای بررسی اینگونه مباحث هست؟ ویا ردیه ای برآنها زده شده است؟

پاسخ بدین سوالات مارا وامی دارد که معارف بشری را محدود به تنها نتایج آزمایش درآزمایشگاه نکنیم وبه تفحص در جمیع جهات بپردازیم

اینکه علم را محدود به نظریات علمی محدود کنیم که مدام درتحولند ستم بر کلیت معارف بشری است

البته موهومات هرگز دراین امر جای ندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

شش دانشی که گریزی ازآن نیست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

هرانسانی باید با ۶ دانش آشنایی پیدا کند وگریزی ازآن نیست

معرفت انسان چیست؟ 

منشا معرفت آدمی ازکجاست؟ دل عقل وحی

شناخت بزرگترین مفهوم 

 شناخت بزرگترین مصداق 

ودودانش ابزاری زبان ومنطق

درنتیجه ۶ دانش معرفت شناسی عرفان فلسفه کلام منطق وزبان برای آگاهی از مجموعه هستی وارکان آن ضروری است

دراین باره بعدا بیشتر خواهم نوست

 

علم یا معرفت شناسی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

درخارج ازذهن انسان میلیاردها اشیا وجوددارد که هریک مستقل ازدیگری است به آنها مصداق می گویند

این مصادیق وارد ذهن می شوند یا خود مصداق یا صورت آن ویا مفهوم آن

آنچه درذهن می آید داده یا اطلاعات شخصی ماست واگر چیزی درذهن فاقد مصداق درخارج باشد امری موهوم است

ذهن از این اطلاعات گاه امری جزئی می سازد مانند همکلاسی های من وگاه امری کلی می سازد مانند انسان 

جزئیات وکلیات ساخته ذهن است ودرخارج مصداق ندارد.

کلیات را معقول اول یا ماهوی می نامند 

ذهن از تصورات ماهوی دوباره کلیات دیگری می سازد که معقول ثانی یا اعتباری می نامند

معقولات فلسفی ومنطقی ازجمله مفاهیم ثانی ذهن اند

آنچه بطور کلی دربالا آمد موجودی ذهن است وبه عنوان معرفت یا علم انسان محسوب می شودودانشی که این موضوع را بررسی می کند معرفت شناسی یا اپیستومولوژی می گویند 

ماهیت علم یا معرفت ازنظر مقولات ارسطویی اگر با واسطه وارد ذهن باشد مانند صورت ویا مفهوم بدون صورت عرض وکیف نفسانی محسوب واگر بی واسطه باشد مانند حضورخود مصداق درذهن با خود ذهن متحد است

ارزش شناخت درعلم حضوری قطعی است ولی درعلم حصولی باید اثبات شود که پایه اثبات آنهانیز بدیهیات اند که علم حضوریند.

وجود وعلم حضوری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 اردیبهشت ·

به نام خدا

مفهوم وجود عام ترین مفهوم درجهان مفاهیم است ونقیض آن عدم یا نیستی است

وجود امری بسیط است وقابل اثبات منطقی نیست بلکه با علم حضوری توسط هرموجودی قابل درک وفهم است

وجود موضوع دانش فلسفه است وبا کشف موجودات گوناگون علمی جدید از فلسفه جدا ومستقل گردید

آنچه درفلسفه بررسی می شود اثبات وجودنیست که امری بدیهی است بلکه به علت وجود یا اقسام آن واهداف آن می پردازد

مساله وجود خداوند یا علت العلل هم نیاز به اثبات ندارد بلکه با علم حضوری قابل درک است منتها شناخت خداوند همانند شناخت وجود نیاز به تفحص وبررسی علمی دارد 

مثلا ذات خداوند صفات او اعم ازذاتی وفعلی وهدف ازآفرینش او ومواردی ازاین قبیل که هویت اورا روشن ترمی کند در علم کلام بررسی می شود

حاصل پایه همه علوم علم حضوری است ودرعلم حضوری خود معلوم درمحضر عالم قرار دارد ونیازی به صورت یا مفهوم آن نیست.

پایه همه علوم بدیهیات اولیات وعلم حضوری است 

درنتیجه می توان گفت هر انسانی درهمان آغاز آفرینش پی بوجود وهستی می برد بی آنکه دانشی آموخته باشد و کسب دانش برای شناخت وجود وموجودات وهویت وماهیت آنهاست

تمامی موارد اثبات خدا درواقع اثبات صفات اوست نه وجود او

 

یقینیات یا اقسام یقین

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 اردیبهشت ·

به نام خدا

درکاربرد برهان ازصناعات خمس درمنطق یکی یقینیات است

اموری که یقینی فرد است وصددرصدی است .

درکلام وحی ازسه یقین نام برده شده است این تقسیم به اعتبار منشا ایجاد یقین است

عین الیقین  علم الیقین حق الیقین

مراد یقینی که با مشاهده یا تعقل ویا حقیقت بدست می آید.

یقین عینی زمانی است که انسان حقیقتی یا واقعیتی را خود مشاهده کند چه در چشم ظاهری ویا چشم باطن که درعرفان مطرح است ویا بشنود والهام شود

یقین علمی محصول بررسی علمی وبدست آوردن نتیجه است که بیشتر در امور ذهنی مانند ریاضیات ویا نتایجی که ازتجارب بدست می آید واین امر مختص قوه تعقل وتفکر است

یقین حقی درمورد اموری است که هنوز بواقعیت نرسیده ومربوط به آینده است وهرکس ازآن آگاه نمی تواند باشد وان امور در پیام الهی یا وحی مطرح است که فرد پس از ایمان به کلام وحی آنچه درآن آمده را می پذیرد مثلا پس ازمرگ چه می شود؟ یا آینده بشر چه خواهد شد؟

رسیدن به بیگ بنگ یا منشا حیات امری علمی است چون بررسی واقعیات است اما درآینده چه خواهد شد هیچکس بطور کامل از علوم هستی آگاه نیست مثلا اینکه فردی سرطانی طبق مطالعات علمی بیمار چند ماه بیشتر زنده نمی ماند اما این امر قطعی نیست 

بهشت ودوزخ ومعاد چیست؟

ازاین سه قسم یقین به سه منشا آن پی می بریم 

عرفان امری قلبی فلسفه امری تعقلی  ووحی امری منقول 

اولی انکشاف است ودومی اکتشاف و سومی منقول ومسموع  از خداوند

 

جواهر چهارگانه

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

حکیمان اسلامی معتقد بوجود چهار جوهرند

ماده  نفس مثال وعقل

ماده همان عناصر است که بخش عمده ای ازانواع آن کشف شده است

نفس همان روح است که درابدان نبات جانور جن وانسان است

مثال قالب روح پس ازگذر از این دنیاست که درزمان حیاتش بوجود می آید 

وعقل مراد موجوداتی بدون خطا هستند مانند فرشتگان

سه جوهر دیگر غیر مادی اند وقابل تعریف نیستند چون بسیط اند وقابل شناخت با حواس ظاهر ی نیستند .

نکته جن موجودی ماد ی است نه مجرد

جوهر ماده وعقل درکمال آفرینش خود هستند ولذا درتغییر نیستند اما نفس ومثال مدام در مسیر تغییر وکمالند چون هدف ازآفرینش آنها تعالی است ورسیدن به کمال مطلق

ولذا نفس دراین دنیا درتلاش برای تعالی است وهرچه پیش می رود قالب مثالی اوهم رشد می کند ودر هنگام گذر ازدنیا ازقالب مادی بدر می آید وبهتر بگوییم که قالب برجای می‌ماند ونفس با قالب مثالی بالا می رود ودر عالم دیگر هم با قالبی شایسته تر وارد جهان دیگر می شود 

یعنی هرچه پیش می رود لباس ارزشمندتری برتن خواهد داشت تا آنجا که دیگر نیازی با لباس نباشد وجوهر نفس خود مستقل از پوشش باشد 

 

 

تقوا ومساله حکومت داری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

همه موجودات چون جبری هستند ارزش برابر دارند وهیچ تفوق درمیان نیست اما درمورد انسان که دردو جنس آفریده شده است صریحا اعلام شده که کرامت انسان به تقوای اوست به عبارتی نه به جهاد یا علم او 

اما تقوا مقوله اقدام منفی ویا عدم اقدام است برخلاف جهاد وتعلم که عملی مثبت وامری اقدامی است

چرا تقوی رجحان دارد؟ چرا که درهرعملی احتمال خطا هست ویا انجام عملی ممکن است موجب غرور وتکبر شود همانگونه که درمورد ابلیس پیش آمد

اما درتقوا عملی انجام نمی شود ودلی شکسته نمی گردد خطایی وجودندارد 

اگر گناهی مرتکب شویم باید جبران کنیم ولی بی گناهی خود ارزشمند است یا باید کار نیکی انجام داد ویا هرگز کاری انجام نداد .بیهوده نیست که برخی رهبانیت را پیشه می کنند تا مرتکب گناهی نشوند.

وقتی درمورد فرد حکم الهی چنین است حال ببینیم که درمورد حکومت داری چه مشکلی درپیش است

حاکمی که با کودتا ویا عدم رضایت اکثریت قاطع مردم بخدمت مشغول است درواقع عملا بزیان خود عمل می کند 

اینکه گفته می شود سرنوشت هرجمعی برعهده خود آنهاست پذیرش مسوولیت بدون رضایت جمع خود بزرگترین گناه است شاید اینکه پیامبران واولیا گرد حکومت نمی گشتند بخاطر درگیر شدن با خطا بود وتقوا را در گریز ازآن می دیدند

حال چگونه عالمان مدعی دیانت برای حکومت داری سرو کله می شکنند 

حکومت خدمت بخدا ودین او نیست حکومت کارگزاری یک ملت است که حداقل آن رضایت اکثریت ملت لازم است والا مسوول همه عواقب امورند

تقوی در مدیریت امت نیز شرط اساسی است 

کسانی که مدعی نیابت امام غایبند باید درکنار علم دین دارای تقوای لازم باشند  

مقولات عشر

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

در فلسفه باستان همه مفاهیم موجود درجهان در ده قسم مطرح گردیده است که به مقولات عشر معروف اند

جوهر واعراض نه گانه

آنهارا در یک بیت شعر می توان یافت

کم وکیف ووضع واین وله زبعدش هم متی

هم چنین باشد مضاف وفعل وبعدش انفعال

اما در تحقیقات فیلسوفان اخیر اسلامی این دو مقوله درسه مقوله خلاصه شده است

جوهر  کیف ونسبت

جوهر قائم فی نفسه است ودروجود نیاز بجایی ندارد

کیف عرضی است که قائم بغیر است مانند رنگ ها وحالات نفسانی

ونسبت دارای وجودی مستقل نیست ودرمیان دو موجود مطرح می گردد مانند وضعیت مالکیت مکان زمان اضافه فعل وانفعال

ضمنا کمیت به اشتباه عرض نامیده می شد درحالیکه از شئون جوهر است یعنی جوهر بدون کمیت موجودیت نمی یابد