علم ومطلق گرایی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

به نام خدا

نقد مهمی که به معارف بشری در تعریف علم موجود می شود وجود مطلق گرایی درآن است .

این نقد درظاهر وارد است چون درعلوم موجود قطعیت ومطلق گرایی نیست وهرنظریه علمی می تواند تغییر کند وحتی موضوع علمی تغییر یابدبه عبارتی امور ظنی است

 اما درمعارف دیگر بشری مطلق گرایی است وبه عبارتی امری یقینی است

اما این یک اشتراک در لفظ است والا در علوم موجود هم مطلق گرایی هست وبرعکس در معارف دیگر بشری هم همه چیز مطلق نیست

مثلا در علم امروزی درریاضیات مطلق وجوددارد هیچ گاه جمع ۲ و۲ غیر از۴ نمی شود ویا مربع قطعا ۴ ضلع مساوی با ۴ زاویه قائمه است وبرهمین اساس ودقت تا بیگ بنگ می‌روند

وازطرف دیگر درعلوم طبیعی وانسانی آخرین دست آورد به عنوان عمل ملاک است یعنی تنها گزینه پیش روی

در معارف دیگر بشری هم همین امر است ازطرفی برخی باورها همچون امور ریاضی قطعی هستند وبیشتر موارد دیگر از مظنوناتند که پس از مطالعات بیشتر ممکن است تغییر یابند

مثلا اگر در اثبات رسالت دلیلی ارائه می شود می تواند درآینده قوی‌تر ازآن یافت شود ویا اگر کسانی درزمان پیامبر با رویت معجزه باور کردند اشکالی برآنان نیست چون معجزه زمان خاص خودش را داشت

بنابراین تفاوتی درمیان همه معارف بشری ازجهت مطلق گرایی وعدم آن وجودندارد بجز اینکه در علوم امروزی آکادمی های علمی فعالند اما دردیگر موارد چنین مکان هایی وجودندارد تا دیگران را راهنمایی کنند

نکته آخر اینکه هرتعریفی برگرفته ازیک موضوع است که شامل همه موارد موضوع ومانع ازورود غیر آن دردایره موضوع است بنابراین تعریف علم بستگی به موضوع آن دارد که چه اموری درذهن بشر اثبات شود که می تواند موارد قابل آزمون وتکرار باشد یا نباشد

ودیگر اینکه چه کسانی این تعریف را انتخاب کرده اند آیا همه دانشمندان با آن موافقند؟