طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

ملت ایران شایسته بهترین هاست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 22 اردیبهشت ·

به نام خدا

بخش مهمی ازملت ایران که ازرفتار نظام سرخورده بود با همراهی نظام در مواجهه با متجاوزان صهیونیست وامریکایی نشان داد که این ملت هرگز وطن خودرا بهر علتی که ازحاکمیت لطمه خورده رها نکرده وبه دشمن تقدیم نمی کند.

اما پس از پایان مقابله با متجاوزان دیگر تمایلی ندارد که آنانکه ستم بدیشان کردند همچنان درمناصب امور بمانند.

اینکه به عنوان حفظ امنیت برخورد قهرآمیز با مخالفان سرکش بشود مانند مجاهدین خلق در آن دوران وجواسیس و خائنان دراین دوره قابل درک است اما اینگونه برخوردها باملت ایران درامور فرهنگی رفتاری برگرفته از مغولان اعراب وحشی و صهیونیست ها ست که مثلا باشلاق گلوله ویا برخورد قهرآمیز بشود مانند آنچه در دوران مبارزه با ماهواره یا بدحجابی  ویا اعتراضات دانشجویی و....شد

اینها درشان ملت ایران نبود وعاملان آن شایسته ماندن در مصادر را نخواهند داشت.

ملت ایران بویژه رنجدیدگان از اینگونه رفتارها خودی بودن خودرا نشان دادند اینک برحاکمان جامعه است که برطبق قانون اساسی خودی بودن خودرا اثبات کنند.  

 

معارف انسانی وفرا انسانی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 22 اردیبهشت ·

به نام خدا

آموخته های انسان یا دانسته های او محصول تلاش های اوست چه از طریق درون ویا روش های علمی 

اما بخشی از دانش ومعرفت ما محصول تلاش ما نیست وبرگرفته از فرای انسان است

بخش اول را معارف انسانی می گوییم اما بخش دوم فرا انسانی است که  دروحی یا پیام الهی آمده است

چرا وحی نیاز است ویا ضروری بوده است؟

چون شهود ونظریات علمی پاسخگوی همه سوالات نیست وشاید اساسا نمی تواند پاسخگو باشد

مثلا انسان چگونه می تواند امور پس ازمرگ را دریابد ؟

هرگز نمی تواند ویا فعلا نمی تواند ولذا برای هدایت انسان که اشرف مخلوقات است چراغ راهنما نیز پیش بینی شده است

ورسولان حامل آنها هستند

قرآن پیام فرا زمینی وفرا انسانی است برخی از سوالات بی پاسخ راجواب می دهد که البته باید با دلیل وبرهان علمی به اصل واصالت پیام برسیم

ضمنا آنچه اصالت دارد معارف انسانی است وموارد دیگر دردرجه بعدی است

به عبارتی این محصول تلاش انسان است که برایشان می ماند لیس للانسان الا ماسعی وآنچه وحی دراختیار می گذارد نصرت الهی است  

معذالک چون پیام الهی بسیار عمیق است بمیزان تلاش انسان دردرک آن نتیجه محصول کاراوست

به نام خدا

هریک چشمان خود را بسته بدرون برویم

با دست خود پیکر خودرا لمس کنیم درذهن چه می یابیم؟

چیزی را که درجهان علم آنرا ماده یا مایه یا جسم پیکر و..می نامند.

بی آنکه چشم را باز کنیم بدنبال علت وجودی آن هستیم وبرای ان محسوس علتی را می یابیم بهر نامی که بنامیم

آن گاه چشم باز می کنیم وباردیگر بسته بدرون می رویم

بی آنکه حسی درکار باشد مستقیم خودرا می یابیم 

که آن دیگر محسوس نیست چیزی است که درجهان با نام های نفس روح جان روان خودآگاه و ... می نامند

وبدنبال علت وجودی آن هستیم علتی برای آن می یابیم بهر نامی که باشد.

حال چشممان را باز می کنیم وبه محاسبه می پردازیم

چهار موجود درک شده است دو درونی ودو منشا بیرونی دارد

دومورد ازهم متمایزند ماده محسوس و خودآگاه 

اما دوموجوددیگر علت وجودی آن دو مورد است که ذاتا یکی است در دو دید یکی عینی است ودیگری ذهنی 

یکی خود علت است ودیگری مفهوم آن 

اولی درسرزمین عرفان است ودیگری در زمین فلسفه

هرگونه آگاهی دیگری که درخارج از دودیدگاه هست از شخص دیگری دریافت شده است مانند پیامبر و.....

به نام خدا

دین برپایه باور به خداست واین امر مبتنی بر علم حضوری ومعرفت هرفردی است

تردید دراین امر باور به دین را فاقد ارزش می دارد

دین ومقوله الهیات یا علم دین تماما مبتنی بر مظنونات است 

مگر برای آنان که درعصر حضور هرپیامبر بودند واورا به یقین باور کردند چه با آگاهی ازصداقت او یا معجزات او ویا براهینی که ازاو شنیده بودند.

اما برای دیگران پس از رحلت پیامبر دیگر امری مظنون تلقی می شود واگر فردی که باوری غیر یقینی دارد باید تلاش کند با بررسی‌های علمی برظن خود بیافزاید ویا با اموری ذهنی همانند ریاضیات ومنطق باور خودرا یقینی کند.

دست کشیدن از امور ظنی معقول نیست چرا که امور ظنی خود دارای فایده است برخلاف امور وهمی که موجب فساد است

یا باید ظن موجودرا تقویت ویا آنرا موهوم پنداشت

مثلا اگر دارویی بالای ۵۰ درصد مفید باشد نباید آنرا ترک نمود

چون درفقدان آن راهی برای بیمار وجودندارد

ممکن است فردی تصمیم بگیرد که همه باورهای ظنی دینی خودرا کنار بگذارد

این امر اشکالی ندارد می توان با حفظ آن از پایه بررسی هارا آغاز نمود و اصلاحات علمی لازم صورت پذیرد

آنچه مهم است پایه علم دین است که آن باور بوجود خدا در علم حضوری وخوداگاه انسان است وهمین امر مارا در طی مسیر کشف مسائل دینی هدایت می کند

برای مثال اگر قرآن را درنظر بگیریم این کتاب برای کسانی که درعصر رسول خدا بودند یقینی است اما امروزه هرمسلمانی به قرآن باور دارد ولی باوری ظنی وقوی اما می تواند با بررسی علمی آنرا تقویت نماید وتا مرز یقین برساند

باور به امور دینی با توجه به ظرفیت هر انسانی مقبول خداوند هست ولی اگر تلاش نشود شاید نتواند راهگشای آینده او باشد

به نام خدا

مدتی است اینترنت بسیار محدود است اگر چه درگذشته هم بدون فیلتر شکن قابل استفاده نبود

فارغ ازدلایل امنیتی چرا باید اینترنت قطع باشد؟

اگر اینترنت آزاد به زیان مردم است چرا اینترنت ملی ایجاد نشود که درخدمت مردم باشد؟

آیا چنین چیزی میسور است؟

چین کشوری با بیش از یک ملیارد جمعیت بگونه ای مدیریت می شود که شاید یک گرسنه درآن نباشد 

همه درکارند ودرامدی دارند واینترنت هم دارند اما ملی بگونه ای که ملت اسیر اینترنت غرب نیست 

آیا ایران نمی تواند چنین کاری کند؟

ایجاد کار وفعالیت دریک اینترنت ملی هم وجوددارد 

البته برخی امور ممکن است نیازمند اینترنت آزاد باشد خوب آنان درچارچوبی با پرداخت هزینه آن بهره می برند

اینترنت آزاد برای همگان مثبت نیست

درغرب آزادی کامل است اما شاهد طبقه فقیر هم هستیم حتی حزب جمهوریخواه تمایل به بودن بیمه های اجتماعی نیست

آزادی خوب است بشرط اینکه درخدمت انسان باشد نه انسان دربند آزادی

درمورد اینترنت هم چنین است 

بنده خودم از مراجعه به نوشته هایم در اینترنت محرومم اما با استفاده ازفیلتر شکن هم تمایلی ندارم 

باید اینترنت ملی ایجاد گردد ودر چارچوب آن برای موارد دیگر امکانات ویژه برقرار گردد.

اگر امکان ایجاد اینترنت ملی درکوتاه مدت میسور نیست

پس از رفع مشکل امنیتی تا برقراری سیستم ملی اینترنت آزاد برقرار گردد.

جهان های موازی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 21 اردیبهشت ·

به نام خدا

دانشمندان درمورد وجود جهان های موازی سه فرض را دارند اما هنوز اثبات نشده است

درحالیکه وجود درجهان موازی هم اکنون بوسیله هرانسانی قابل دریافت واثبات است

جهان درون وجهان بیرون یا جهان آگاهی وجهان مادی

این دو همراه هم هستند ودریکدیگر اثر گذار

مورد دیگر جهان دنیا وبرزخ است که برروی هم استوار است 

دنیا درزیر وبرزخ درروی آن بی آنکه درهم تداخل داشته باشد

اما چرا این امر بدیهی مورد پذیرش دانش روز نیست چون آنها تصور می کنند که جهان درون ویا برزخ ازآثار جهان مادی است واین نظر مبتنی برآوردهای ماتریالیستی است 

درکلام وحی آمده است که همه امور بصورت زوج است

یعنی جهان ما دو موجود مستقل دارد که با هم ترکیب شده اند همانند امر زوجین در زندگی مشترک 

آیا زن ومرد هردو مستقل نیستند؟

جهان آگاهی وجهان ماده دو موجود مستل اند اما در ازدواج با یکدیگرند که می توانند مولد باشند

آنچه استقلال حقیقی دارد وقابل تعالی آن جهان آگاهی است که نامحدود است ولی جهان ماده ازهرجهت محدود است

بهمین خاطر بدلیل تعالی جهان درون هرچند گاه از قالی محدود خود جدا ودرقالب مناسب تری قرار می گیرد

به نام خدا

فارغ ازاینکه اکثریت ممکن است خواهان برچیدن نظام باشند اما حداقل کشور می تواند به ریل قانون اساسی برگردد.

کشور دارای قانون اساسی است ودیگر انقلابی درکار نیست قرار نیست امور برمحور نظرات فردی بچرخد.

بنابراین با حذف واژه انقلاب وانقلابی در مناصب وقوانین قانونمداری را حاکم کنید به عبارتی مجلس درراس امور باشد 

نظرات شخص رهبری که الزام آور نیست نباید در سیما بیان شود ویا اصدارفتوا واعلام آن درسیما نادرست است 

فتاوا اموری دینی است وبه مراجع تعلق دارد ودر حوزه ها مطرح است برای پیروان خود نه درسطح کشور 

قضات باید درچارچوب قوانین حکم دهند نه فتاوا ونظرات بزرگان

نمایندگان مجلس نماینده مردم اند وباید نظرات مردم را بیان کنند نه نظرات خود یا دیگران را

کارگزاران نظام هریک پاسخگوی مقام بالاتر خود هستند وزرا به رئیس جمهور نمایندگان مجلس به مردم وقضات مستقل از پاسخگویی هستند ودرمورد احکامشان دیوان تصمیم می گیرد

تنها کسانی که ازرهبری حکم دارند پاسخگو هستند وکلیه مجموعه های تشکیل شده بدستور رهبری که مجوز قانون اساسی ندارد باید منحل گردند

کشور قانون‌مدار تابع قوانین است وقوانین هم مصوب نمایندگان واقعی مردم

این اموررا انجام دهیم تا مردم با فرهنگ قانونمداری آشنا شوند وروحیه فرد گرایی وتبعیت ازمیان برود

مهمترین اقدام برچیدن تفسیر نظارت استصوابی است

آنچه میدرویم محصول کاشت این تصمیم است با یک تفسیر ناروا کشور آوریل قانون اساسی خارج شده است

ویا با یک قرار صادره ازسوی یک بازپرس یک شبکه مهم تلگرام بسته می‌شود

ویابا یک قیام وقعود ۵۰۰ ماده قانون مجازات اسلامی تصویب می شود

آیا شرم نمی کنیم که مردم را شلاق می زنیم یابساط اعدام را گسترش می دهیم؟

اینها بخشی ازانحرافات قانونی است که باید اصلاح گردد

مردم ما شریف‌ترین مردم جهانند نباید چون دوران تحجر با آنان رفتار نمود 

غیر خودی بی معنی است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 20 اردیبهشت ·

به نام خدا

تقسیم ملت به خودی وغیر خودی بی پایه است

همه ایرانیان ایرانی اند پس همه خودی اند وحاکمیت کارگزار همگان است

اساسا غیر خودی چیست؟  آیا غیر ایرانی است مانند مستشاران خارجی یا اعضای سفارت خارجی اینها ایرانی نیستند ومی توان ازکشور اخراج نمود اما ایرانی را نمی توان اخراج نمود حتی با قانون وحکم دادگاه چرا که سلب تابعیت خلاف مقررات بین المللی است مگر تابعیت ثانوی باشد

پس غیر خودی کیست؟ آیا کسانی هستند که موافق با حکومت نیستند؟ خوب اینکه گفتن ندارد همیشه هر حکومتی مخالف هم دارد وغیر خودی محسوب نمی شود

آیا منظور کسانی هستند که حکومت را می گردانند ودیگران حق ورود ندارند؟

خوب از حقوق شهروندان است که برای مدیریت کشور وارد انتخابات شوند ورای بیاورند درست مانند حاکمان موجود که زمانی خارج ازگود بودند وحالا تصور براینست که این منصب دائمی است .خیر تا وقتی که ملت بشما رای می دهد درسمت هستید والا باید جارا بدیگری بدهید.

دیروز دیدم درسیما مداح می گفت چادری ها تاج سرند وبدحجاب ها دختران ما .عجب پس پوشش ملاک است یعنی چند متر پارچه حتما بی حجاب ها فلانند

خیر زنان جامعه با هر پوششی ایرانی اند هرکس فرهنگ خودش را دارد 

اگر حاکمیت قصد دارد فرهنگی را گسترش دهد با قانون واحترام می تواند نه با زور وتحکم که نتیجه آنرا شاهد بوده ایم

پس یادمان باشد همه خودی هستیم بجز غیر ایرانی ها

 

به نام خدا

آنچه انسان می‌داند یعنی علم یا آگاهی یا معرفت او همچون یک پیکر واحد دروجود آدمی است ببینید

پیکر مادی انسان ازسه قسمت تشکیل می شود

سر  میان تنه وپاها که هربخش مسؤولیتی را برعهده دارد

سر مرکز آگاهی وحواس است و بالای بدن قرار دارد همچون محل دیدبانی تمامی حواس درانجاست آگاهی مستقیم انسان یا معرفت عرفانی همچون سر است ونقش آن مشاهده عین حقیقت است همه حواس یکجا درآن است 

میان تنه انسان که محل بیشترین اعضای داخلی است بیشترین تحرکات درآن است ازحرکت مداوم قلب تا هضم غذا شش ها روده ها و...

آگاهی های فلسفی انسان و علوم منشعب ازآن همچون میان تنه است که همه تلاش ها برای دریافت ها اعم ازذهنی و حسی است صورتی از حقیقت اند

وپاها  که ابزار رفتن است و نقش چندانی ندارد

معارف وحیانی همچون پاهاست که برای ایستادن وحرکت روبجلو است 

آدمی بدون پا هم می تواند به جلو برود ولی پاها یاور او هستند .پیامبران اگر نمی بودند انسان با دوبخش دیگر آگاهی قادر بود حقیقت را بیابد لیک این لطف خداوند بود که علاوه بر آن چراغ را ه نیز باشد

مهمترین بخش پیکر سر است که بدون آن حیاتی نیست 

می گویند که روح انسان ابتدا ازپاها خارج ودرانتها از سر بیرون می رود

کلیه معارف انسان بدون بخش خودآگاهی یا عرفان نه اینکه بی فایده است بلکه اساسا شکل نمی گیرد ومانند پیکر بی سر است.

آیا دانشی بدون وجود بدیهیات شکل می گیرد؟

نتیجه پیکر معارف انسان سرش عرفان تنه آن فلسفه وپای آن 

وحی است

اولی عینی ودومی ذهنی وسومی انتقالی است

دانشمندانی که عرفان ووحی را مردود می شمارند ازپیکر یادشده تنها میانه آنرا دارند و دانش آنها بی سروپاست 

اگر اصالت به ماده بدهیم همه چیز را مادی می بینیم واگر اصالت را به دریافت درونی بدهیم همه چیزرا عرفانی می بینیم وماده را ندیده می گیریم

هردو دریافت اصیل اند وهمراه با یکدیگر یکی عین حقیقت را می بیند ودیگری صورت یا مفهوم انرا

خدا یا انرژی مطلق

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 20 اردیبهشت ·

به نام خدا

فعلا دانش روز ماده را شناسایی کرده ودرباره آن تحقیق می کند

تا منبع اصلی آن یعنی علت موجده وماهیت آن وسرانجام آنرا ازآثار آن بیابد این امور درعلم فیزیک مورد پیگیری است

در تحقیقات به آثاری برخورد می کنند که نمی توان از ماده توقع داشت وآن خودآگاه انسان است درنتیجه روان شناسی رشته دیگری برای تحقیق ماهیت خودآگاه ومنبع وآثار آن بوجود آمد

در تحقیقات ماده مشخص گردیده که از انرژی متمرکز ونیرو ترکیب شده است وانرژی متمرکز را همان جرم ماده می نامند

حال درمورد انسان هم می توان ترکیب ماده را درنظر گرفت

انسان مرکب از انرژی ونیروست بدین معنا که انرژی او روح اوست ونیرو همان قالب مادی او که محافظ آن است واین دو در دورشته علمی بالا مورد بررسی است

این امر درمورد هر موجود دیگر هم صادق است مثل نبات یا جانور

واما درمورد کل هستی نیر همین امر صادق است انرژی کل که روح هستی ونیروهایی که قالب هستی هستند

حال در فیزیک بیان شده که اگر نیروها نباشند جرم متلاشی وانرژی درهستی پراکنده می شود وعلت هم توانایی است که درنیروهاست

حال درنظر بگیریم که انسان روزی که می میرد درواقع نیروی موجود قادر به حفظ انرژی او یعنی روح او نیست وروح آزاد می گردد اما چون هنوز ناتوان است درقالب دیگری که نیروی مادی نیست قرار می گیرد

انسان بمرور قدرتمند می شود وهرچه نیرومندتر شود نیروهای اطراف خودرا برکنار یعنی ازقالب بیرون جهیده ودر هستی پراکنده می شود

این امر آنقدر ادامه می یابد تا اینکه بی نیاز از قالب می شود وبا هستی مطلق یکی می شود

مراد از انرژی ماده همان آگاهی یاخودآگاه است که هرچه قوی تر می شود بالاتر می رود تا به آگاهی مطلق یعنی یعنی منبع اولیه بپیوندد

در الهیات ذات خداوند علم  یا قدرت مطلق است به عبارتی علم وقدرت دراویکی است 

درعالم هستی انرژی ها درتلاش اند تا خود نیرومند شوند بی آنکه نیرویی محافظ آنها باشد ویا نیروها درانرژی ترکیب ویکی می شود

وجود روح توسط ذهن هرانسانی قابل یافت است وآنچه بوسیله حواس یافت می شود جسم انسان است

جمع بندی آگاهی های انسان

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 19 اردیبهشت ·

به نام خدا

ازآنچه درپست های گذشته آمد آگاهی های انسان در سه مرحله قرار دارد.

یک  آگاهی های بدیهی که همه انسان ها برآن آگاهند  ونیاز به اثبات ندارد

دو آنچه خارج از بدیهیات است و نیاز به اثبات دارد اعم از امور عرفانی ویا فلسفی درچارچوب بررسی های علمی منتج به نظریه علمی می شود

سه درمواردی که روش های موجود جوابگو نیست می توان به وحی رجوع نمود

دراین جمع بندی دو نکته مطرح است

یک بدیهیات باید مشخص گردد بویژه برای هرعلمی

دو ممکن است پاسخ سوالاتی در وحی دریافت نشود که باید منتظر تعالی آگاهی های بشر بود

درگذشته چنین تقسیمی ازعلم بود

بی واسطه یا عرفان

با واسطه مستقیم یا اجتهادی که حسی وعقلی و عقلی صرف است

با واسطه غیر مستقیم یا تقلیدی که وحی وکلام معصوم است

 

به نام خدا

بطور کلی قرآن کریم در۵ موضوع دارای پیام است

یک درباره باورها یامبدا هستی معاد ورسالت این موضوعات در علم کلام بوسیله متکلمین مورد بحث است

دو درباره احکام یا قوانین اجرایی اعم ازفردی یا اجتماعی وحکومتی .این موضوعات درعلم فقه بوسیله فقها مورد بحث است

سه درباره اخلاق اعم ازصفات حسن وقبیح  که درعلم اخلاق مورد بحث علمای اخلاق است

چهار  درباره تاریخ  وسرگذشت پیامبران وبرخی اقوام و حاکمان و شخصیت ها که درعلم تاریخ توسط مورخان مورد بحث است

پنج آیات پراکنده درباره دیگر علوم که توسط عالمان هرعلم مورد بحث قرار دارد.

وبالاخره بطور کلی سه وجود مورد توجه است

 خدا انسان وطبیعت

به نام خدا

انسان ازدودریچه به جهان می نگرد و آگاه می شود

درون وبیرون  به عبارتی عرفان وفلسفه به مفهوم همه علوم

همه انسان ها ازحداقل آگاهی که همان بدیهیات است برخوردارند

اما آدمی جویای کسب دانش بیشتری است چه ازطریق جهاد درونی یا بیرونی 

دراین مسیر گرفتار عجب غرور وتکبر می شوند همانند ابلیس یا بلعم باعور ویا سامری یعنی گرفتار دانشی می شوند که درپی آن رفته اند

برای نجات این گروه وحی یا پیام الهی ضرورت داشت که همان دین است

مردمان ساده وبی تخصص دچار بحران وغرور نمی شوند نهاد آدمی پاک است وصفات رذیله درپی انباشت نادرست دانش بوجود می آید وحل آن بسیار دشوار است 

پیام الهی برای این گروه آمده است تا پای خودرا راست کنند ودردانش مادی ومعنوی خود دچار تکبر نشوند

درداستان موسی وشبان این موسی که مورد عتاب است نه شبان 

شبان عاشق خدای خود است درحد ظرفیتش اما موسای کلیم نیازمند هدایت

این داستان نشان می دهد که دین هادی خود پیامبران هم هست وآنان بیش ازدیگران نیازمندند وبعد عارفان فیلسوفان ودانشمندان وعالمان  

برای مردمان ساده وبی سواد همان رویت قرآن کافی است 

این متخصصانند که در مطالعه آیات گرفتار می شوند چون بخود تکیه دارند نه بر پایه طینت پاک وبدیهیات   

 

به نام خدا

هرکاربری وقتی پشت یک رایانه قرار می گیرد وآنرا بافشار یک دکمه روشن می کند رایانه پاسخ می دهد درخدمتم

یعنی رایانه با حداقل اطلاعات که دریک چیپس است آماده بهره بردن کاربر ازآن است

ازاینجا کاربر با دادن اطلاعاتی وارد یک امر تخصصی می شود که دنیای جدید ومحدودی نسبت به کل اطلاعات هستی است

رایانه بدن انسان نیز در بدو تولد دارای حداقل اطلاعات لازم برای ادامه زندگی است مگر به یک امر تخصصی نیازمند باشیم 

آن حداقل همان بدیهیات است که هرانسانی با هرمیزان ظرفیت آنرا دراختیار دارد وآنرا درک می کند

اما ورود به تخصص گاه مارا از بدیهیات دور می کند گاه سهوا وگاهی عمدا 

رشته های علمی مرزهای خودرا دارد واین مرزها را انسان خود قرار می دهد بناچار دردرون مرزها گرفتار می شود ورهایی گاه دشوار است 

تنها راه بازگشت به همان بدیهیات است که بدون تخصص درمی یابد

همه بدیهیات در ذهن انسان موجود است ونیاز به بیرون ازذهن ندارد یعنی حواس ظاهری 

مثلا ماده را باید حس کرد واین امر مستقیما به ذهن کاری ندارد پس درک ماده بدیهی نیست باید حس شود تا پذیرفته شود

اما بدیهیات برای شخصی مانند هلن کلر قبل از آگاهی با اطراف قابل درک بود

روح آدمی وروح هستی ازجمله موارد درک درون ذهن است

وقابل بررسی دربیرون ذهن نیست مگر آثار آنرا ببینیم

هرآنچه عارف می بیند بدیهی اوست واورا بی نیاز ازهر امری می کند

می گویند مولانا چندین روز درحال رقص سماع بود بدون آنکه بخورد بنوشد بخوابد وخسته شود وزمانی که قالب مادی قادر به ادامه نباشد از رقص می افتد

بدیهیات برای یک زندگی ساده کافی است هرچه اطلاعات پیچیده تر شود زندگی دشوارتر است 

مشاهده می کنیم که درغرب علمی داشتن یک غذای سالم براحتی مقدور نیست اما دریک روستا آن بانوی بی سواد بهترین غذاها را برای خانواده مهیا می کند با همان مواد طبیعی ودراطراف خود

به عبارتی تلاش درجهت درون مارا ازنیازمندی می رهاند وتلاش دربیرون مارا نیازمندتر می کند

امروزه آمریکای ابرقدرت علمی جهان نیازمندترین کشور 

دنیا ست که دست نیاز به منطقه ما دراز کرده است چرا که خودرا ازبدیهیات دور کرده است وگرفتار اطلاعات تخصصی شده است

پزشکان گذشته پاسخگوی همه بیماران بودند ولی امروز پزشک متخصص خود نیازمند دیگر پزشکان است 

اینها نمونه های بی توجهی به دریافت های درونی انسان است یعنی همان بدیهیات که پایه همه علوم هستی است

قرآن وهستی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 19 اردیبهشت ·

به نام خدا

روشن است که هستی دارای روح است وهمان خداست

اما اینکه آیا میان روح هستی با اجزاء آن ارتباط است تردیدی نیست همانگونه که میان روح انسان وهمه جسم انسان  هست .

قطعا این ارتباط ازطریق پیام هایی برقرار می شود که قوانین هستی است گاه به صورت مستقیم وفردی مانند الهامات

وگاه به صورت جمعی ازطریق پیامبران پیام فرستاده می شود

اگر راستی سخن پیامبر اثبات شود پیام خداوند قابل پذیرش است اما درک همه آن مقدور یک فرد یا همه انسان ها دریک دوره وحتی چند دوره نیست 

چون پیام روح هستی است که با همه اجزاء هستی مرتبط است 

درنتیجه قرآن که پیام خداوند است مرتبط با همه مردم جهان وازجمله همه متخصصان است

آنچه بدیهی است مقبول همگان است وآنچه در زمره تخصص هاست متخصصان پاسخ می دهند و باز اموری هست که نتوان آنرا دریافت وباید زمان دریافتش برسد 

به عبارتی قرآن آخرین مدرک تحصیلی انسان کامل است انسانی مانند امام علی 

برای دریافت چنین مدرکی باید درهمه زمینه ها به آخرین دریافت ها رسید وفقط باندازه ظرفیت خود می توآن ازآن توشه گرفت 

آب دریا را اگر نتوان کشید  هم بقدر تشنگی باید چشید

رابطه روح وجسم یا قالب مادی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 19 اردیبهشت ·

درود

برای درک رابطه روح وقالب مادی می توانیم از فیزیک یاری بگیریم

ماده چیست؟ طبق تعاریف موجود ترکیبی از جرم ونیروست

جرم انرژی متمرکز است که بوسیله نیروها محافظت می شود

آنچه میان این دو مهم است آن جرم وانرژی انباشته است که اگر نیروها نباشند پراکنده ودرهستی منتشر می شوند

البته چون محدود است باز درقالب دیگری می رود وزمانی که نیاز به قالب نداشته باشد درهستی محو می شود

روح دربدن درحکم انرژی متمرکز است وحافظ آن بدن مادی است .اگر این بدن کنار برود روح منتشر می شود ودرهستی همه جا هست نیاز به حرکت ندارد .پس اصل روح است ونه جسم مادی

درهستی هم اصل روح هستی است که درقالب مادی قرار دارد

البته چون روح هستی که همان انرژی هستی است همه جا هست منتها بخشی ازآن درقالب مادی تجسم یافته است واین امر ادامه دارد

به نام خدا

همانگونه که درمورد وجود خدا یا روح هستی درمطلب گذشته گفته شد وجودروح نیز نیازی به اثبات ندارد واز آثارش هویدا است.وجود من درنزد خودم قابل درک است اما من خودم را با هیچ حسی ازحواس پنجگانه درک نمی کنم این نشانه غیرمادی بودن روح است ومراد قالب روح نیست که با حواس پنجگانه درک می شود.اما اینکه آیا روح وقالب آنرا یکی بدانیم این کاملا نادرست است چون ازیک جنس نیستند

برای مثال اشاره به رایانه می کنم رایانه همه اعمال مغزی انسان رامی تواند انجام دهد وهوش مصنوعی نوع کامل آن است اما رایانه بدون کاربر کار نمی کند وتا فرمانی نباشد اقدامی نمی کند 

این کاربر است که موتور حرکت رایانه است 

بدن انسان همچون رایانه است که مانند هوش مصنوعی عمل می کند خوب کاربر این رایانه کیست؟ 

کاربر رایانه همان انسان ویا روح آدمی است وهمانگونه که رایانه وانسان ازیک جنس نیستند روح انسان وقالب او نیز ازیک جنس نیستند 

اگرچه روح همراه با قالب مادی است اما این لباس موقت است که پوشیده وپس ازمدتی آنرا رها می کند وقالب خود بسرای خود یعنی خاک برمی گردد

پس روح نیزدرک وجودش بدیهی است وهرگز نیازی به اثبات آن نیست تنها باید آنرا شناخت واین هم ازطریق بررسی علمی آثارش میسور است

به نام خدا

بزرگترین موجود هستی ازهرجهت قابل یافت در ذهن آدمی است وبی نیاز از اثبات آن 

جمله معروفی ازراسل هست که می گوید چون فکر می کنم پس هستم یعنی وجودم را با عمل اندیشیدن می یابم

این همان رابطه علت ومعلول است که همیشه با هم هستندوهریک دیگری را اثبات می کند

حال اینکه موتور حرکت اندیشه امری مادی است یا روح است مطلبی دیگر است که آیا ماده می تواند اقدامی کند؟

حال برویم سراغ کل هستی که همه آن درذهن انسان جای می گیرد

کل هستی درحرکت است آیا وجود این حرکت نشانه وجود خودهستی نیست؟

وبعد چه عاملی درهستی موتور حرکت است ماده؟ یا روح هستی؟

هر پاسخی که دربالا داده شود دراین مورد هم همان است

موتور من روح من وموتور هستی روح آن  یعنی علت آن

پس با رابطه علت ومعلول وجود واجب الوجود درهستی روشن وبدیهی است

اما آنچه درجهان علم مطرح است شناخت این روح یا علت العلل یا واجب الوجود است کما اینکه درمورد روح آدمی هم 

مساله شناخت مطرح است نه رد آن 

البته آنچه از وحی برمی آید انسان هرگز روح خود وروح هستی را نخواهد دید ولی آثارش را مشاهده می کند

ضمنا تمامی موارد اثبات خداوند مربوط به شناخت او ازطریق آثار اوست مثلا ازنظر وجود نظم پی به ناظم می‌بریم یا از وحدت همه موجودات به وحدت او پی می بریم ویا علم وقدرت موجود در موجودات به علم وقدرت او وبقیه صفات ذات وفعل او

به نام خدا

هرگونه آگاهی برانسان وارد می شود وبه عبارتی دانسته های انسان ازهر دریچه ای چه عرفان یا وحی ویا نظریه علمی باشد

غیر یقینی محسوب می گردد به عبارتی ازمظنونات است 

اما اگر فرض کنیم که همه داشته های انسان غیر یقینی است دیگر هیچ ارزشی برای آنها وجودندارد

مبنای ارزش آگاهی ها بدیهیات است 

اموری که قابل اثبات نبوده ولی نفس انسان آنهارا می پذیرد

در نتیجه هرامری که مبتنی بر امور بدیهی اثبات گردد مقبول است اما می تواند مورد شک واصلاح قرار گیرد برای مثال درامور دینی بنده براساس منطقی پیامبر اسلام را آخرین پیام آور می دانم  اما راه را برخود نمی بندم اگر روزی کسی مدعی رسالت شد سخن اورا شنیده واگر دلایلش مرا قانع کرد اورا خواهم پذیرفت

کما اینکه مثلا درمورد موعود این باور بنده است ولی کسان بسیاری درطول ۱۰ قرن گذشته مدعی بودند اما دلیل کافی نداشتند ودرآینده هم اگر مدعی باشد پذیرش او باید برایم اثبات گردد

ممکن است برخی امور یقینی به نظر برسد اما باب اصلاح آن باز است

همانگونه که نظریات علمی درمسیر کمال پیش می رود

آگاهی انسان در معارف دیگر نیز بسوی کمال است

یک نکته مهم اینست که اگر انسان درمورد امری تردید داشته باشد چه دریافت عرفانی ویا نظریه علمی می تو آن به وحی 

متوسل شد چون عارف ممکن است دچار اشتباه شود وکسی که مرید اوست بدون عرفان قادر نیست ازمراد دریافت کامل کند ازطرفی یک نظریه علمی نیز بدلیل احتمال تغییر آدمی را آرام نمی کند تنها جا برای پناه بردن کلام وحی است 

چرا که پیامبران پیش از رسالت خود عارف بوده اند وپس از کسب مقام رسالت عالم به هستی هستند وکلام وحی مبتنی بر قوانین هستی است

خدا ناباوری واقسام آن

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت ·

به نام خدا

آنانکه باورمند به خالق هستی هستند خداباورند

اما خداناباوران به چند دسته تقسیم می شوند

یک آنانکه نمی دانند خدایی هست یانه ؟ ندانم گرا

دو آنانکه جهان را مادی می دانند مادی گرا

سه آنانکه خدایان موجودرا باور ندارند

چهار آنانکه خدارارد نمی کنند ولی اعتقاد ندارند

پنجم وآنان که خدارا رد می کنند 

درمورد چهار دسته اول که بیشترین خداناباورانند احتمال خداباوری وجوددارد چرا که موضعی علیه وجود خدا ندارند وبا مطالعه می توان به خداباوری رسید

اما مورد آخر که بسیار دراقلیت است اینان سه دسته اند 

یا دردل باوردارند ولی درزبان رد می کنند بعبارتی نفاق درمیان است

ودسته دوم دردل باور دارند ولی دشمنی وکینه توزی درمیان است

ودرنهایت تلاش دارند با دلیل وبرهان خدارا رد کنند اینان ستمکارترین مردمند چون متوسل به سفسطه ومغلطه می شوند

درکلام وحی همه خداناباوران به هنگام مرگ به حقیقت اعتراف می کنند وکسی کافر نمی میرد اما بابت ستمهای خود مجازات می بیندتا شایسته رحمت الهی گردد.

ممکن است گفته شود که درکلام خدا آمده است که برخی جاودانه در دوزخ اند بله درکلام خدا هست اما مجازات می تواند بخشوده شود همانند حبس ابد دردنیا که معمولا پس از۲۰ سال مورد عفو قرار می گیرد واین امر خلف وعده نیست خلف وعید است یعنی وعده عذاب که قابل بخشش است