طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

به نام خدا

آمریکای امروز با کشور آزاد گذشته پس از استقلال بسیار متفاوت است

امروز این کشور توسط سرمایه داری کلان مدیریت می شود

بدین‌گونه که نیمی ازمردم درسیاست موجود نقشی ندارند وبقیه امور دردست نیم دیگر است که آن هم بین دو حزب تقسیم شده است جمهوریخواه ودموکرات

گاهی اولی سکان مدیریت را بدست می گیرد وگاهی دومی ولی هرگز سکان ازدست این دو خارج نمی شود

مجلسین میان آن دو تقسیم می شود وهمیشه اختلاف میان این دو حزب در سراسر کشور مطرح است ونیم دیگر جامعه ساکت ویا بسکوت وادار ند

این سیستم بوسیله سرمایه داران کلان مدیریت می شود و همیشه ثروت آن نیم دیگر ساکت به جیب اینان می رود.

کشوری ظاهرا آزاد دارای انتخاباتی دموکراتیک و مطبوعاتی که درخدمت این نظام است 

آیا میان آنچه درایران می گذرد با آنچه در آمریکا آیا تشابهی نیست؟

اکثریت مردم در سیاست دخیل نیستند و بقیه در دودسته 

اصولگرایان واصلاح طلبان حاکمیت را میان خود تقسیم نموده و همه اختلافات موجود مرتبط با این دو گروه است و مطبوعات وصدا وسیما درخدمت این دو گروه وهرگز این اختلافات حل شدنی نیست.

به نظر می رسد که این مجموعه تحت نظر قدرت دیگری مدیریت می شود

 

به نام خدا

عراقچی:

مصاحبه‌های من را هیچ‌کدام صداوسیما پخش نکرد

من با فاکس‌نیوز، سی‌ان‌ان و رسانه‌های مختلف صحبت کردم و شمشیر زدم؛ گفتم شب صداوسیما نشان می‌دهد و می‌گوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ اصلا انگار نه انگار

فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام

واکنش نماینده رئیس جمهور به سانسور اظهارات رئیس جمهور در صداوسیما:

🔹 چه کسی در صدا وسیما تشخیص می‌دهد که چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟ اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیصش بالاتر از سران قواست، اداره کشور را بسپاریم دست او

 

 سایت انتخاب

رئیس صدا وسیما بوسیله رهبر منصوب می شود وهرقوه دونماینده برای نظارت درآن نهاد دارند

خوب چگونه صدا وسیما راه خودرا می رود وسخنان رئیس جمهور ورییس دیپلماسی را پخش نمی کند؟

واقعا جای تعجب دارد یا مردم را بازی می دهند ویا این نهاد تابع ارگان  ناشناخته دیگری است

به نام خدا

در یک مناظره در اینترنت فردی روحانی براین باور بود که رهبر فوق قانون اساسی است چرا که قانون اساسی را تنفیذ می کند

واین امررا مبتنی برباور دینی می دانست

بنده کاری به باور دینی ایشان ندارم هر باوری قابل احترام است 

درجامعه این ملت است که برای حکومت خود تصمیم می گیرد و برای تنظیم آن قانون اساسی نوشته وتصویب می کند

بنابراین کسی مافوق قانون اساسی نیست به عبارتی کسی مافوق ملت نیست 

طبق قانون اساسی رهبر هم با دیگران دربرابر قانون یکسان است واگر درقانون اساسی تنفیذ را قرار داده است این تشخیص ملت بوده است ومی تواند آنرا حذف کند

اگر ملت به شخصیتی اعتبار می دهد به معنای برتری او برخودش نیست بلکه حرمت علم را پاس می دارد

ضمنا همه ملت مسلمان یا شیعه یا ولایی نیستند وآنچه باور یک فرد است باور جمع نیست واساسا جمع امری اعتباری است و خداوند مسوولیت جمع را بخودشان واگذار کرده است

در نتیجه رهبر درچارچوب قانون اساسی بوده وحق نقض یا اصلاح آنرا بدون تصویب ملت ندارند

راه حل اختلافات عقلانیت است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 مرداد 09:33 ·

به نام خدا

انسان به علت داشتن قوه خرد بردیگر جانوران اولویت دارد

چرا برای رفع اختلافات ازاین نیروی خداداد بهره نمی بریم

این نیرو درهرفردی موجود است و تلاش خردمندانه هرفرد با توجه به ظرفیت آن مورد قبول حق تعالی است

لا یکلف الله نفسا الا وسعها

بنابراین فرد در مقابل هر دشواری می تواند مصلحت خودرا تشخیص دهد 

اما این عقلانیت در جمع با تصمیم اکثریت جمع بدست می آید

نه توسط یکی از آنان مثلا عالمترین آنان

در جامعه اگر قوه مقننه نماینده واقعی مردم باشد بهترین مرجع تصمیم گیری است 

مهم نیست که تصمیم درست باشد یا نباشد مهم تصمیمی است که اکثریت می گیرد ومقبول اکثریت است  وهمین امر مقبول خرد است 

جامعه باید توسط خود جامعه مدیریت شود وهیچ اختلافی نباید مشکل ایجاد کند چون عقلانیت جمع راهگشاست 

باید جامعه را بسوی مدیریت عقلانی جمعی پیش ببریم 

جهان غرب سالهاست که این تجربه دارند وموفق هم بوده اند 

حداقل برای خودشان

انسانیت ملیت تقوی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 1 مرداد 22:21 ·

به نام خدا

دراین آیه دقت کنید

آنا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا وقبایل لتعارفوا

آن اکرکم عندالله اتقیکم 

ما شمارا از یک پدر ومادر آفریدیم وبه گروه ها واقوام تقسیم کردیم تا همدیگررا بشناسید همانا پسندیده ترین شما نزد خدا پرهیز کار ترین شماست  .

دراین آیه به سه مرتبت انسان اشاره شده است 

ابتدا همه انسان اند چون زاده ازیک پدر ومادرند

سپس به ملیت ها وفرهنگ ها تقسیم شدند یعنی گوناگونی

درنهایت با تقوی ترین مقبول ترین نزد خداوند است

نه سخن ازدین ویا مکتبی کرده ویا جهادی وعلمی

همه انسان اند با هر قومیت وملیت وفرهنگ 

ملاک پذیرش تقوی یا دوری از گناه است 

دقت کنید نفرموده اعلم یا اقدر یا اجهد فرمود اتقی یعنی گناه نکردن 

بیهوده نیست که درمورد پیامبران وامامان سخن از عصمت است چون آنان از گناه دورند ودیگران درگیر آن پس هرچه گناه کمتر بهتر