طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

جبر واختیار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

اساس هستی برجبر است یعنی وجود هست بی آنکه من وشما بخواهیم یا نخواهیم

خدا هست با همه صفاتش ذاتی وفعلی 

همه مخلوقاتش مبتنی برجبر است جمادات گیاهان جانوران وازجمله انسان 

قوانین هستی لایتغیر درجهان حاکم است 

تنها آفریده او انسان صاحب اختیار است که خود اختیار دروجود انسان جبری است وقابل سلب نیست

به نظر می رسد که انسان آفریده شده تا با انتخاب خود بالا برود وبه خدا برسد این هم محصول لطف عنایت وعدالت اوست .البته توجه شود که مراد ازانسان قالب فیزیکی او نیست که معجونی ازعناصر است بلکه جوهری غیر مادی است که درنهایت هم ازاین قالب بیرون خواهد امد

انسان دارای نهادی است با خصایل الهی که همان اخلاق حسنه است اگر آدمی درمیان جانوران بزرگ شود همچون جانوران هرگز منحرف نمی شود واگر با انسان های پاک بزرگ شود همچون آنان می گردد اما چون مواجه با بدی سختی وشیطان می گردد دچار انحراف می شود چون دارای اختیار است 

اینجاست که برای حفاظت از خود وعدم خروج از عدالت واخلاق حسنه قوانینی برای وی بوجود آورده است تا ازاین طریق ازخود مراقبت کند وراه تعالی را بپیماید 

وان قوانین درپیام خود بوسیله پیامبران آورده شده است

باور درست وعمل به قانون الهی انسان را درمسیر طبیعی نهادش که همان اخلاق حسنه باشد قرار می دهد 

به نام خدا

ابتدا بیان شود که جمهوری اسلامی که درهمه پرسی سال ۵۷ ملت ایران مطرح بود ودردوره اول انتخابات دیدیم هیچ مشکلی نداشت وندارد 

انتخابات بدون نظارت استصوابی انجام شد ومصوبات مجلس هم پس ازنظارت شورای نگهبان درصورت مخالفت مجلس با دوسوم آراء تصویب می شد

آن جمهوری اسلامی صددرصد مقبول ومنطبق با خواسته مردم واسلام ناب بود

اما کاربر نظارت استصوابی در انتخابات وجایگزین شدن مجمع تشخیص مصلحت بجای دوسوم آراء نمایندگان مسیر مردم سالاری را منحرف نمود واینک شاهدیم که مشارکت مردم در سرنوشت خود به زیر ۵۰ درصد رسیده است 

پس این جمهوری اسلامی نوعی نظام شیروگاو وپلنگ است که به نام جمهوریت واسلامیت به ملت ایران عرضه می شود

صداقت در حکومت های افغانستان وعربستان دراینستکه حاکم خود تصمیم می گیردوجای نظر ملت نیست وکسی هم در دنیا اعتراض نمی کند

اما در کشورما ملت ما مواجه با نوعی نفاق در نظام خود هستند چرا که مدعی جمهوری واسلامی اند درحالیکه نه جمهوری است ونه اسلامی 

بهمین خاطر اقلیت حاکم سو ار برکار است و دیگران نه حزبی ونه رسانه دارند ودرطول ۴ دهه هنوز مجوزی برای اعتراض آنها صادر نشده است

واگر هم اعتراضی خودجوش بوده بارگیری وسرکوب تمام شده است

بهتر است دست ازجمهوریت برداریم وراه افغان ها پیش بگیریم ویا اسلامیت در چارچوب جمهوری سالم بطلبیم که امکان پذیر است 

 

به نام خدا

وقتی نظام جمهوری اسلامی است و مجلس قانونگزاری تحت نظارت استصوابی تشکیل می گردد ومصوبات آن تحت نظارت شورای نگهبان در انطباق با احکام الهی است دیگر همه مصوبات مجلس ومصوبات اجرایی آن اسلامی است واساسا چیزی غیر اسلامی درجامعه وجودندارد 

بنابراین بکار بردن پسوند اسلامی درهرصورت امری زائد است مثلا بگوییم حجاب اسلامی مگر غیر اسلامی هم قانون دارد؟

یا مجازات اسلامی مگر غیر اسلامی هم هست؟ کجاست؟

پس درچنین کشوری همه امور درچارچوب اسلامی است ودیگر لزومی ندارد بگوییم مسجد اسلامی حجاب اسلامی یا نماز اسلامی یا مالیات اسلامی

اما ازیک جهت شاید بتوان گفت که همه مصوبات غیر اسلامی است چون پایگاه عمومی ندارد و اقلیتی آنهارا تصویب کرده اند  واگر پسوند اسلامی را بکار می برند قصدشان دفاع از آن مصوبات است

درهرحال کاربرد صفت اسلامی برای هر مصوبه یا امری به نظر مشکوک است ونشانه عدول از اسلامیت آن است

به نام خدا

اگر چه با نظارت استصوابی شورای نگهبان مردم سالاری مخدوش است اما فرض بگیریم که مردم سالاری ما درسایه نظارت استصوابی است 

خوب چرا مردم با مصوبات مجلس موافق نیستند؟ یا با نظرات رهبران کشور همراه نمی شوند به عنوان مثال درامر حجاب یا پوشش؟

چون درهمین چارچوب انتخابات موجود مردم سالاری مخدوش است.

در چند انتخابات اخیر مشاهده کردیم که انتخابات دو مجلس ویا ریاست جمهوری زیر ۵۰ درصد مشارکت بوده است 

خوب این نشانه روشنی از عدم دموکراتیک بودن مجالس ودرنتیجه مصوبات آنها مقبولیت ندارد

درچنین مجالسی چه انتخاب رهبری ویا تصویب قوانین مورد حمایت اکثریت ملت نخواهد بود 

تصویب قانون مجازات اسلامی در چنین مجلسی نمی تواند مقبول اکثریت ملت باشد ولذا به مخالفت برمی خیزند

باید کاری کرد که مردی با علاقه پای انتخابات حاضر شوند و تنها راه برچیدن نظارت استصوابی است.

درآن صورت قانون درجامعه مورد احترام قرار می گیرد اگرچه اقلیتی موافق آن نباشند

انقلاب اسلامی ! کدام انقلاب؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 اردیبهشت ·

به نام خدا

انقلاب اسلامی درسال ۵۷ برهبری امام راحل موفق شد نظام سلطنت را برچیده وجمهوری اسلامی را جایگزین کند وازسال ۵۸ با تصویب قانون اساسی کشور بمدار قانون درآمد 

در اصلاح قانون اساسی درسال ۶۸ دیگر سخن از انقلاب نیست ودرهیچ یک از اصول آن اشاره ای به واژه انقلاب نکرده است 

بجز درعنوان سپاه پاسداران دراصل ۱۵۰ که محصول انقلاب ۵۷ بود

بنابراین عنوان کردن انقلاب اسلامی وتداوم آن ویا رهبری انقلاب اسلامی هیچ پایگاهی قانونی ندارد وپس ازتصویب قانون اساسی کشور برمدار قانون مدیریت می شود نه با انقلاب چون انقلاب نشانه عدم وجود ثبات در کشور است

پیگیری اهداف جمهوری اسلامی ازوظایف مسوولان کشور است وامری قانونی است نه انقلابی

اگر ورود ما به امور برون مرزی منشعب از قانون اساسی باشد امری قانونی است مانند دیگر کشورها 

اما این اقدامات براساس تداوم انقلاب اسلامی بی پایه است ومی تواند موجب درگیر شدن کشورمان باشد

قانونمداری یکی از پایه های یک کشور مردم سالار است وهمانگونه که رئیس جمهور کشور آمریکا در پیگیری امور برون مرزی باید تابع قانون اساسی بوده ودربرابر مجلس نمایندگان پاسخگو  جمهوری اسلامی هم برمدار قانون وتابع قانون اساسی است ومسئولان باید به مجلس نمایندگان وملت پاسخ دهند

وقتی سخن از ایران است نظام حاکم درایران جمهوری اسلامی است نه انقلاب اسلامی بنابراین در کاربرد سمت ها برای مسوولان کشور از قانون اساسی بهره ببریم نه باورهای شخصی ودینی 

درنهایت سمت رهبری انقلاب اسلامی درکجای قانون اساسی آمده است؟

شیوه حکومت ورضایت ملت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

معمولا درهرجامعه سه گروه عمده وجوددارد

متدینان تندرو متدینان میانه رو وغیر متدینان

گروه اول شامل کسانی است که طالب حکومتی تحت یک رهبر دینی هستند تا طابق النعل ازاو پیروی کنند وچندان اهل تفکر نیستند

گروه دوم طالب حکومت دینی نیستند ولی مایلند قوانین کشور بنوعی درانطباق با احکام الهی باشد

وگروه سوم طالب حکومتی هستند که حقوق بشر درآن رعایت شود

حذف هیچیک از گروه ها نه ممکن است ونه به مصلحت جامعه  

پس باید دید چگونه حکومتی ایجاد شود که مقبول هر سه گروه باشد.

اگر نمایندگانی از روحانیت در مجلس قانونگزاری برای انطباق مصوبات با احکام الهی حضور داشته باشند این امر دوبخش اول ودوم را خشنود می کند واگر چند حقوقدان متخصص درحقوق بشر نیز بدانان افزوده شود تامین نظر بخش سوم را می نماید

شاید پرسیده شود که آیا چنین شیوه ای از حکومت مسبوق به سابقه است ؟

باید گفت قرار بود درانقلاب مشروطیت این تجربه انجام شود اما حاکمان بدان عمل نکردند وقرار بود درانقلاب اسلامی چنین شود ولی باز تندروها غالب شدند وهمه ارکان را تحت روحانیت قرار دادند

خوب شاید تجربه ای ازآنچه پیشنهاد می گردد نباشد ولی می توان آنرا بکار گرفت ودید میان سکولاریسم وحکومت روحانیت می توان حد وسطی یافت که همگان را راضی کند

 

جمهوری اسلامی نه ! اما؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

این نظام موجود قطعا مقبول بخشی از مردم جامعه ما نیست

اما چگونه باید اصلاح شود؟

جمهوری اسلامی محصول یک انقلاب مردمی در سال ۵۷ بود که بمرور با دور شدن از اهداف موجود درقانون اساسی ۵۸ اعتبار عمومی را ازدست داد

اما بدلیل دخالت اجانب عملا درگیر جنگ با تجاوزات خارجی بود وهست

تا زمانی که مساله دفاع ازکشور است تصمیم گیری دشوار است ونظام بهر دلیل پای دفاع ازکشور می ایستد

ملت ایران برای اینکه موفق شود جمهوری اسلامی را به جاده درست خود برگرداند باید درمساله تجاوزات بیگانه با نیروهای مسلح کشور همراهی کند تا دست اجنبی قطع شود

آمریکا یا اسرائیل کاره ای نیستند که برای اصلاح جامعه دست به تجاوز زده اند؟

نظام خطاهایی دارد اما سازمان ملل برای چه ایجاد شد؟ 

باید اصلاحات ازدرون بوسیله ملت پیگیری شود ودربیرون سازمان ملل از طریق عفو بین الملل یا حقوق بشر ویا شورای امنیت وارد شود وبه ملت ایران یاری برساند

هرگونه اقدام ازسوی صهیونیست‌ها واجنبی خواسته های ملت ایران را به عقب می راند

بهرحال بخشی ازجامعه  طرفدارنظام موجودند وباید اصلاحات با کمک همین بخش صورت پذیرد تا دشمنی درمیان نیاید 

دخالت اجانب هرگز برای ملت‌ها مفید نبوده ونیست 

دریک خانواده اگر اختلافی میان برادران بوجود آید بهترین راه ورود پدر خانواده است که مورد احترام همگی است 

سازمان ملل حکم پدر خانواده جهانی است  

 

واقعیت هارا باید پذیرفت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

چیزی که وجوددارد باید آنرا پذیرفت واگر قابل اصلاح باشد اصلاح نمود

نابودی یا مرگ امری وجودی خردمندانه نیست

به عنوان مثال کشور اسرائیل یک واقعیت است که ازطرف سازمان ملل شناخته شده است 

آیا نابودی ویا مرگ این موجود خردمندانه است؟

ازشعار باید گذشت وعقلانی اندیشید 

اما آنچه باید بمیرد ومرگ آن مقبول است موجوداتی خیالی است که وجود خارجی ندارد ولی ادعا می شود که هست

مثلا کتاب بحارالانوار با ۱۱۳ جلد حاوی بیش از۱۰۰ هزار روایت که معلوم شده است که بیش ازنیمی ازآنها جعلی وساختگی است

پس نابودی این کتاب به معنای آن بخش از روایات مجعول است نه همه آن 

اسرائیل در نقشه آینده خود یک کشور خیالی است و وجودندارد البته این موجود خیالی باید نابود شود حتی اگر وعده الهی باشد

ایران ما زمانی سراسر دو قاره را می پوشاند آیا وجوددارد؟ خیر 

یک موجود خیالی است که فعلا واقعیت ندارد واندیشه احیا آن هم نادرست است چون موجب درگیری می شود

بنابراین مرگ بر اندیشه صهیونیسم است که امری خیالی است نه اسرائیل شناخته شده درسازمان ملل

کافی است اسرائیل با همسایگان خود صلح کند دیگر درایران خبری از مرگ اسرائیل نخواهد بود

وشاید اجانب وصهیونیستها خواهان چنین شعاری درایران هستند تا موجود خیالی خودرا احیا کنند

به نام خدا

موارد چهارگانه بالا درهرانسانی به میزان ظرفیت او هست به عبارتی هیچ انسانی فاقد این مراحل نیست وسرانجام همه انسان ها باید به عالی‌ترین مرحله برسند 

مهمترین مرحله ولایت است یعنی آگاهی ودوست داشتن حق

به عبارتی عاشق وشیدای حق بودن تا چنین مرحله ای درفرد به اوج نرسد دیگر مراحل بدست نمی آید

ولایت یعنی معرفت وشیدایی خداوند است

آنگاه انسان ولایتمدار شایسته آگاهی از امور آسمانی می شود که همان نبوت است ودر مرحله بعد اورسالت پیدا می کند که پیام آور ازسوی خدا برای بندگانش باشد که همان مقام رسالت است وبرخی ازرسولان شریعت می آورند

اینان در میان بندگان خدا مامور به خلافت وامامت اند تا امت را رهبری کنند

همه انسان ها شایستگی کسب مقامات بالا را دارند منتها درحد ظرفیت خود هرفردی هم ولی است هم نبی هم رسول وهم امام یا خلیفه

مراحل بالا درارتباط با خداوند وبندگانش است و ابتدا بندگان سیر صعودی دارند وبعد ازطرف خداوند ماموریت هارا دریافت می کنند

مساله خلافت یا امامت ورهبری در جوامع ربطی به مراحل بالا ندارد دراینجا ملت ها وجوامع خود کارگزاران خودرا برمی گزینندوبرکنار می کنند وکارگزاران دربرابر مردم مسوولند

 

تفتیش عقاید ممنوع

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 9 اردیبهشت ·

به نام خدا

درقانون اساسی کشور تفتیش عقاید ممنوع است واین امر در مقررات حقوق بشر هم آمده است

اما شورای نگهبان قانون اساسی خود با تفسیری من درآوردی از قانون اساسی عملا دست به تفتیش عقاید کاندیداهای دو مجلس شورا وخبرگان وریاست جمهوری می زند

نظارت استصوابی یعنی تفتیش عقاید افراد کاندید

وزارت کشور صلاحیت نامزدان را ازجهت مشخصات شناسنامه سوابق تحصیلی وپیشینه بررسی می کند 

اما شورای نگهبان ازطریق ماموران خود ویا مستقیما افرادرا ازجهت داشتن عقایدشان تفتیش می کنند 

آیا واقعا مسلمانند یا ظاهر الصلاح آیا معتقد به اسلام قانون اساسی یا تشیع ویا ولایت فقیه هستند؟ واین امور ازطریق ایادی آنها درمحل زندگی ویا شغلی ویا امنیتی تحصیل می گردد

اینها تفتیش عقاید است ونباید انجام شود ولی شورای نگهبان برخلاف قانون اساسی عمل می کند

وتازه پس از این اعمال خلاف عملا منتخبین افراد مقبولی هم برای ملت نیستند وحتی نزدیکترین فرد به رهبری فقید هم توزرد ازآب درآمد یعنی آقای احمدی نژادوبرخی دیگر که مطرود ومحصور ومقهورند

نظارت استصوابی عملا مسوولان را بسوی نفاق ودورویی سوق می دهد ودروغ وتزویر جایگزین صداقت وراستی می شود

تفسیر شورای نگهبان خلاف خود قانون اساسی است وآنان برای نگهبانی ازقانون اساسی منصوب شده اند  

حاکم‌ حقیقی وحاکم اعتباری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 6 اردیبهشت ·

به نام خدا

حاکم حقیقی حاکمی است که دارای قدرت وامکانات است ومایل است که گردآمدگان خودش را به همه مواهب هستی برساند.

این حکومت برهستی وجوددارد وانسان ها براساس انتخاب خود با او بیعت می کنند وطالب رستگاریند.

مجموعه کسانی که حول محور این حاکم جمع می شوند امت نامیده می شود.این امت مکان خاصی ندارد ودرهمه جای کره خاکی که ازحاکم است حضور دارند

پیامبران حامل‌ پیام های او برای امت هستند واولیا هادیان راه

اما حاکم دیگری وجوددارد که اعتباری است وان حاکمان در میان ملتهاست ودرواقع این حکومت ها همانند یک شخصیت حقوقی هستند که زمانی ممکن است ازبین بروند یعنی منحل گردند

دراین حکومت حاکم کارگزار جامعه است وازخود چیزی ندارد که به جامعه بدهد الا مدیریت که بابت آن هم حقوق می گیرد

در حکومت اعتباری جامعه خود دارای سرمایه است وبا انتخاب حاکم  در صدد مدیریت بهینه آن است که این نقش را حاکم یا حاکمان برعهده می گیرند.

در هستی تنها یک حاکم حقیقی وامت وجوددارد اما حکومت های اعتباری بمیزان تعدد جوامع وملت ها هستند

ازمجموعه حکومت‌های اعتباری سازمان ملل تشکیل می گردد که دارای اعتبار ثانوی است که برای مدیریت همه حکومت‌ها تشکیل می شود واعتبار آن هم برگرفته از اعتبار خود حکومت هاست.

پادشاهی یا جمهوریت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 5 اردیبهشت ·

به نام خدا

برخی میان این دو تفاوت قائلند ویکی را بردیگری رجحان می دهند

درحالیکه دریک جامعه مردم سالار انتخاب مردم ملاک است چه درراس نظام شخصی بنام پادشاه باشد یا رئیس جمهور امپراتور باشد یا ولایت فقیه

اینها هیچ تفاوتی ندارند چون همگی کارگزار یک نظام مردم سالارند 

گاه فردی را ثابت مشخص می کنند وگاه زماندار مثلا درمالزی 

پادشاهی است اما برای مدت ۶ سال ویا در اسپانیا پادشاهی است اما قدرت دردست دولت است وشاه نماد است

گاه رئیس جمهور بسیارقدرتمند است

درمورد پادشاهی نباید مساله دریک خانواده مستقر شود که موجب فساد گردد تاج را می توان برسر هر فردی قرار داد که شایستگی آن پست را دارد

اینکه درسیستم پادشاهی توارث حاکم است بیشتر ریشه در قدرتمند شدن یک خانواده است وگاهی هم ریشه دینی دارد 

که آن هم درمورد اولیا مطرح بود نه هرفرد دیگری مثلا درایران انتظار براین است که پس از امام راحل باید فرزندشان رهبر می شدند ویا پس ازرهبر فقید فرزند ایشان باید رهبر شوند همه اینها برخطاست وبیشتر جنبه تقدس درمیان است 

اساسا وقتی مجلسی بنام خبرگان تشکیل می گردد تا رهبر تعیین کند بمرور زمان مجلس پیرو رهبر منتخب خود می شود وزمینه توارث درآن جا می افتد 

برای تعیین شاه یا رهبر باید قوه مقننه اقدام کند ونیازی به مجلسی خاص نیست کما اینکه درمالزی یا اسپانیا مجالس قانونگذاری اقدام کننده اند

اگر این موارد زدوده شود انتخاب فردی درراس جامعه تحت هرعنوان فرقی نمی کند چون مجلس درراس امور است وکشور وحتی فردرهبر هم تابع قانون اند 

به نام خدا

اگر بخواهیم درمیان حقوق انسانی مهمترین آنرا معرفی کنیم آن آزادی دربیان است.

فرض بگیریم که حکومت هرشکلی داشته باشد سلطنتی یا جمهوری مردم سالار یا استبدادی  دینی یا سکولار

آنچه می تواند شکل حکومت را متعادل کند آن آزادی بیان است

اگر درجامعه افراد حق داشته باشند بطور فردی یا اجتماعی ازطریق احزاب یا تشکل های دیگر ویا مطبوعات افکار ونقدهای خودرا به حکومت بیان کنند ویا بنویسند ومنتشر کنند دردرازمدت حکومت درمسیر خواسته اکثریت تغییر شکل می دهد 

برای بقای یک حکومت مردم سالار وعدالتخواه نیز وجود آزادی بیان شرط ضروری است والا دچار انحراف می گردد.

افکار تا زمانی که اجازه انتشار وبیان را نداشته باشند بمرور دراذهان مردم تلنبار شده وبیکباره دچار انفجار گردیده وجامعه را به انقلاب ویا هرج ومرج می کشاند

آزادی بیان همچون رود آرام وپاکی است که در مسیر حرکت خود هوای تمیز ایجادوروییدنی هارا می رویاند وطبیعتی سالم را بجا می گذارد.

به امید آزادی بیان در جمهوری اسلامی 

جهان قانونمدار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 4 اردیبهشت ·

به نام خدا

جنگ ودرگیری میان آمریکا وایران درمرحله آتش بس است که بنوعی درحالت نه جنگ ونه صلح است

به نظر می رسد که طرفین درگیری آزادامه جنگ خسته شده وبدنبال راهی برای خروج ازآن هستند اما نمی خواهند شکست خورده  محسوب شوند

وجود سازمان ملل برای حل چنین مواردی است که طرفین هردو رضایت بدست آورند

رجوع به سازمان ملل یعنی پذیرش قانونمداری وپیروی از قوانین بین المللی

با نظر سازمان ملل بررسی کنند خواسته های طرفین کدامیک درچارچوب مقررات بین المللی نیست  وکدامیک هست؟

براحتی اختلافات برچیده می شود

مثلا آیا ایران حق داشتن غنی سازی را دارد؟ یا داشتن کیک زرد ویا ساختن موشک با هربردی؟ ویا کمک به دیگر کشورهای طالب یاری

پاسخ روشن است وبرمبنای مقررات عمل گردد

درمورد کنترل برتنگه هرمز مقررات جهانی چه می گوید؟

اگر مبنای حل اختلافات قانون قرار گیرد هم احترام به قانون است وهم بخودمان که ازواضعان آن بوده ایم.

البته چون رژیم صهیونیستی عموما خارج ازچارچوب مقررات بین المللی عمل می کند جز با زور نمی توان کاری کرد

 

مخالفان نظام تریبون ندارند

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 3 اردیبهشت ·

به نام خدا

درکشور یا مخالف نظام هست یا نیست

اگر نیست که این حکومت چرا با اقلیت آراء مردم تشکیل شده است؟

پس مخالف هست اما تریبونی برای بیان مخالفت خود ندارد

اگر می داشت که سراز خارج وشبکه های اجانب سردرنمی اورد.

صدا وسیمای کشور دربست دراختیار نظام است ومخالف درآن راه ندارد 

مطبوعات مجاز به نقد نظام نیستند.

بنابراین مخالف راهی جز سکوت منجر به انفجارندارد ویا درخارج ازکشور سراغ رسانه های اجنبی می رود.

مردم سالاری با فقدان رسانه مخالف معنا ندارد 

نظام ازهمین الان دراندیشه چاره کار باشد وجود اختلاف خود نعمت است وموجب می گردد تا بجای درگیری فیزیکی با بحث ونقادی رفع اختلاف گردد. 

به نام خدا

تقسیم ملت به خودی وغیر خودی ازمواریث رهبر فقید است

در هر تقسیمی ممکن است درطول زمان بهر یک از مقسومات افزایش ویا کاهش تعداد طرفداران آنها روی دهد مثلا در تقسیم سیاسی مردم در آمریکا به جمهوریخواهان ودموکرات ها همیشه ازیکی کاسته وبه دیگری افزوده می شود وگاه هردو کاهش یا افزایش می یابند

اما درتقسیم جامعه به خودی وغیر خودی قاعده فوق وجودندارد ودرطول زمان طرفداران خودی ها کاهش یافته وبرغیر خودی ها افزوده می شود

چرا که در دایره تنگ خودی ها زمینه ورود بسیار کم است ویا به عبارتی غیر ممکن است بنابراین درطول زمان وبعلت برآمدن اختلاف درمیان خودی ها بخشی به غیر خودی ها می پیوندند وازخودی ها کاسته می شود

این روند تا آنجا ادامه می یابد که به یک کودتا در جامعه قابل تشبیه است

کودتا گران  گروهی اندک وهمدل اند تا حکومتی را دردست بگیرند ومتکی به زور وتزویرند.

جوامع ایدئولوژیک دچار چنین وضعیتی هستند

آیا درجامعه ایران پس از رهبرفقید ما گرفتار چنین وضعیتی نشده ایم؟

البته بدون توجه به مساله تجاوز اجنبی به کشور که موجب نوعی اتحاد درمیان مردم شده است

 

به نام خدا

در انقلاب مشروطیت قرار بود که استقلال قوا باشد وشاه غیر مسوول وازطرف دیگر چند مجتهد درقوه مقننه نظارت بر مصوبات مجلس را داشته باشند به عبارتی کشور پادشاهی دینی بود اما درعمل تبدیل شد به دیکتاتوری ضد دینی

برهمین اساس ملت ایران درانقلاب اسلامی بدنبال همان خواسته خود در انقلاب مشروطه بود یعنی اگر فردی رهبر می گردد همانند پادشاه غیر مسوول باشد وقوای سه گانه هریک مستقل وقوانین با نظارت چند فقیه باشد

اما بجز دوره اول انتخابات مسیر مردم سالاری بسوی روحانیت سالاری تغییر یافت وجمهوری اسلامی شد حکومت اسلامی

در چنین حکومتی آشکار است که احکام دین با برداشت‌های تندروانه ومتحجرانه انجام می گردد تا بقای حکومت استمرار یابد 

مثلا برای هرفردی که برای نظام خطر ایجاد کند اعدام در نظر گرفته می شود درحالیکه در یک مردم سالاری دینی اعدام بسیار محدود است وان هم درمورد قتل عمد وبدون رضایت ولی دم ومواردی دیگر 

درنتیجه ملت ایران مظلوم واقعی دردوانقلاب بزرگ خود بود 

یا دیکتاتوری ضددینی ویا استبداد دینی برآن حاکم گردید

به امید مردم سالاری دینی که گمشده دو انقلاب بوده است

زمان صلح فرا رسید

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 اردیبهشت ·

به نام خدا

ترامپ بدون پذیرش هیچ شرطی آتش بس را تا رسیدن به توافق تمدید کرده است

این بهترین فرصت برای مذاکره وحل وفصل اختلافات است

چون مساله لبنان مستقلا پیش می رود

وموضوع کشتی توقیفی چندان ارزشی ندارد ودرجریان مذاکره حل خواهدشد

ومهمترین مساله محاصره دریایی است که این امر امریکارا زیر سوال جهانی می برد 

درست که ایران محروم از درآمد می شود ولی بهترین فرصت برای فعال کردن اقتصاد مقاومتی است 

بنابراین مسوولان ایران نباید این فرصت مناسب را ازدست داده وبهانه جویی کنند

تندروهارا بگوشه برانید ونزد مردم افشایشان کنید الان زمان ورود قدرتمند چهره های سیاسی منتخب موجود به صحنه است

یا علی مدد گویان برای نجات میهن وملت پیش بروید که سخن ازصلح شیرین ترین کلام برای ملت داغدیده است 

وازنظر سیاسی که ترامپ در کشورش گرفتار شده است ودستان صهیونیست‌ها بسته شده برای گرفتن حقوق ملت ایران بهترین فرصت است.