جایگاه مبهم سیاست در ایران

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 مرداد · خواندن 1 دقیقه

به نام خدا

سلطنت قرن هاست در بریتانیا وجود دارد اما در چند قرن پیش سلطنت در کارقوا دخالت می کرد آن هم با همکاری کلیسا 

سرانجام ملت بریتانیا  سلطنت را ازدخالت در سیاست منع کردند واینک همه امور درحیطه کار قوای سه گانه است ازجمله امور نظامی .ژاپن هم چنین است

در انقلاب مشروطیت نیز شاه مسوول نبود وامور درحیطه اختیارات قوای مجریه ومقننه بود

متاسفانه پهلوی اول خودرا همه کاره کرد وسرانجام سقوط کرد

وپهلوی دوم با برکناری دکتر مصدق وتعیین جانشین او خودرا درگیر با مسوولیت های قوا کرد تا آنجا پیش رفت که همه چیز درحیطه قدرت او بود وحتی یک حزب واحد طرفدار خودرا بوجود آورد

نتیجه چنین دخالت هایی همان شد که بر پهلوی اول رفت 

چرا در کشورمان ازتجربیات دیگران وگذشته درس نمی گیریم

سیاست باید دراختیار ملت وقوای مجریه ومقننه باشد و روحانیت اگر تمایل به ماندن در راس امور است همانند موارد بالا عمل گردد

نباید ساحت روحانیت ودین بازیچه امور عملی وسیاسی گردد اگر چنین شود همه تحولات وتغییرات در سطح قوا صورت می پذیرد وبه کشور آسیبی نمی رسد

در این صورت هرگز مقابله ای میان روحانیت وسیا سیون حاکم بوجود نمی آید ودشمنان هم از ایجاد تفرقه مایوس می گردند  وعده ای که امام راحل در بدو ورود به ایران داده بودند عملی نشد  ودر نتیجه مدام دولت ها می آیند ومی روند ومشکل کماکان می ماند

امور روز ومتغیر باید به مسوولان قوا محول گردد تا درصورت عدم توفیق بلافاصله تغییر کنند وآسیب به ثبات جامعه وارد نشود