طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

به نام خدا

در آغاز فعالیت دراین سایت بنده طرحی برای قانون اساسی ارائه کردم که در۵ اصل بود وبیانگر ۴ اصل مهم

مردم‌سالاری قانونمداری استقلال قوا وحفاظت از احکام الهی وبشری

اگر زمینه جایگزنی قانون اساسی نباشد می توان اصلاحاتی دراین قانون موجود انجام داد 

یکی حذف ریاست جمهوری وجایگزینی پست نخست وزیری

چرا که مقام ریاست جمهور شانی درکشورها دارد که درایران ندارد وموجب تحقیر جمهوریت است

دیگر حذف تفسیر شورای نگهبان درمورد نظارت استصوابی تا ملت بتواند خودرا درمجلس قانونگذاری ببیند  نه این که مجلسی بنام مردم باشد که نمایندگانش منتخب دیگری باشند

وسوم اینکه امر تشخیص مصلحت از مجمع گرفته شده وبه مجلس داده شود تا با دوسوم آراء تصمیم بگیرند

این حداقل اصلاحات کشوررا نجات  وملت را همراه نظام خواهد داشت.

 

 

 

 

استقلال آزادی جمهوری اسلامی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 31 اردیبهشت ·

به نام خدا

عنوان مطلب یکی از شعارهای کلیدی ملت ایران درسال۵۷ بود

ببینیم آیا چنین شعاری محقق شد؟

سخن ازاستقلال است البته به بخش خارج کاری ندارم اما درداخل قوای سه گانه استقلالی ندارند

قوه مقننه نمی تواند هرتصمیمی را بگیرد ویا قوه مجریه ورئیس جمهور از رسیدگی به اجرای قانون اساسی که دراصل۱۱۳ آمده بجز درخود قوه منع شده است

والبته قوه قضائیه که ظاهرا مبسوط الید است برای متهمین پرونده ها محدودیت های مختلف ازجمله دربکارگیری وکیل ایجاد می کند ودرگذشته احکامی درچارچوب آیین دادرسی دادسرا ودادگاه انقلاب بود

در مورد آزادی که با تفسیر استصوابی دست ملت درانتخابات بسته شده ودر مورد تشخیص مصلحت بجای مجلس ارگان دیگری تصمیم می گیرد ودرمورد تصمیمات مهم ازجمله همه پرسی دست بسته است

واما درمورد جمهوری اسلامی  با توجه به موارد بالا جمهوریت مخدوش است وتنها از این لفظ برای ظاهر امور بهره برده می شود والبته درمورد اسلامیت با توجه به اینکه حکومت به ملت تعلق دارد نه دین قاعدتا با توجه به محدودیت های موجود اسلامیت هم منتفی است

شعار ارزشمند ملت ایران امروز تنها درحد یک شعار باقی مانده است ویادگاری از  انقلاب ۵۷ است که باید روزی تحقق یابد

درنهایت بنیاد جمهوری اسلامی با تفسیری که شورای نگهبان از نظارت خودنموده است برپایه کج گذاشته شده وتا ثریا کج خواهد رفت وتنهاراه درست کردن این پایه است یعنی حذف تفسیر یادشده

چرا همه پرسی مورد اقبال نیست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 31 اردیبهشت ·

به نام خدا

در اصل ۵۹ قانون اساسی پیش بینی شده که درمسایل مهم قوه مقننه می تواند ازطریق همه پرسی اقدام کند

این اصل درطول عمر جمهوری اسلامی تا کنون بلا اجرا بوده است در حالیکه مجلس درراس امور است اما دیده شده است که طرح هایی درمجلس با نظر مقامات بالا دستی ازدور خارج شده است مانند طرح قانون مطبوعات

چرا مجلس از اعمال این اصل مترقی که نشانه مردم سالاری است پرهیز دارد؟

شاید با توجه به انتخاب نمایندگان آنان نگران وضعیت خودشان باشند وبی اعتباری مجلس پیش آید

بدتر ازاین مانعی است که درانتهای اصل ۱۷۷ قانون اساسی درپیش پای ملت قرار گرفته است

مواردی که ملت هرگز ازطریق همه پرسی نمی تواند اقدام کند واگر مایل به خواسته خود بود حتما باید انقلابی صورت پذیرد مانند سال ۵۷ چرا که سلطنت طبق قانون اساسی مشروطیت 

الی الآباد بود وامکان تغییر آن نبود

خوب این بندی است که قاعدتا ملت خود به پای خود بسته است وخودکرده را تدبیر نیست

یکی ازخواسته های ملت ایران آزادی بود بدین معنا که هرزمان ملت مایل بود درمورد تغییر اساسی درجامعه تصمیم بگیرد ولی ظاهرا ملت آزاد آزادی خودرا بدست خود دربند کشیده است وچه اشتباهی یا خطایی کرده است

شاید علت عدم اقبال ازهمه پرسی این بخش قانون اساسی باشد که نکند ملت می خواهد بندی را که برپای خود بسته است باز کند

 وتمامی اقدامات در مسیر اجرای قانون اساسی نظیر تفسیر نظارت استصوابی واعمال فتاوا وتصمیمات مسئولان کشور بجای قانون بیانگر گریز از همه پرسی باشد که اساسا درهیچ ارگانی ازنظام سخن ازآن نرود.

بیادداریم امام راحل در بدوورود به کشوردربهشت زهرا اشاره کردند که فرض کنیم ملت تا امروز خواهان سلطنت بود اما دیگر مایل بدان نیست این حق ملت است که تصمیم بگیرد

والبته این حق ابدی هرملتی است اما مجلس بررسی قانون اساسی درسال۶۸ این پیام امام را فراموش نموده وحق یک ملت رشید را زیر پا قرار داد والبته اقلیت کلانی درآن زمان بدان آگاه بوده و رای ندادند

حکومت عدل برمبنای انسانیت است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 30 اردیبهشت ·

به نام خدا

اگر جامعه را به عنوان یک خانواده درنظر بگیریم پدر خانواده با توجه به میزان امکاناتش میان اعضای خانواده یک امکان حداقلی برای هریک ازاعضا قرار داده وانهارا در بدست آوردن امکانات بیشتر ازخارج خانواده تشویق می کند

پدر هرگز فردی ازخانواده را محروم نمی کند ویا تبعیض میان آنها قرار نمی دهد .این یک اصل انسانی است

حال درجامعه حکومت که نقش پدررا درمیان ملت دارد چگونه رفتار می کند؟

آیا تبعیض میان آنها قرار می دهد؟ ویا بخشی ازملت را محروم می سازد ؟ ویا بی نمایان را رها می کند؟

اگر چنین است این حکومت انسانی نیست بهر نامی که باشد 

بخشی ازمردم بی کارند بخشی ناتوانند بخشی از امکانات جامعه بی بهره اند این چه حکومت انسانی است ؟

نیم قرن از حکومت اسلامی می گذرد یعنی تقریبا برابر با دوران سلطنت پهلوی ها آیا اسلام موجب این نابرابری ها ومحرومیت ها شده است؟

وظیفه نظام این است که امکانات کشوررا درحداقل برای همه یکسان تقسیم کند یعنی یک بیمه همگانی برای همه ایرانیان برقرار سازد ازبدو تولد تا زمانی که فرد شغلی بیابد وبجای بیمه از امکان بالاتری برخوردار شود

آیا جمهوری اسلامی هرگز چنین فکری را داشته است؟ وبرعکس امکانات بیشتر دراختیار گروهی خاص قرار نگرفته است؟

تا زمانیکه هرایرانی ازحداقل موجودی درکشور برخوردار نباشد 

سخن از دین وعدالت واسلامیت بی معنی است ودراین جامعه پرداختن به فرزند آوری چه معنایی دارد؟

بقول آن عارف بزرگ بردراین خانه هرکه آمد نانش دهید وازدینش مپرسید

یعنی پیش ازاینکه کسی کشته شود وبه عنوان شهیدخانواده اش ازامکاناتی برخوردار گردند بوضعیت وی رسیدگی شود تا علت شهادت محرومیت از امکانات نباشد

برقراری بیمه برای همه نیازمندان امکان پذیر است چه طبق برداشت دینی خداوند روزی همه را مقدر نموده است ودر خزانه دولت ویا زرمداران جامعه موجود است چرا دراین امر اقدامی جدی نمی شود و تنها به اموری موقتی نظیر یارانه همگانی یا کالا برگ وامثال این موارد می پردازیم

هدف از فرزند آوری چیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 30 اردیبهشت ·

به نام خدا

جامعه همچون یک کارگاه است که دارای تعدادی کارکنان فعال اند تا بتوانند محصولی را ببازار ارائه کنند

مسوولان کارگاه هرگاه دیدند که جامعه نیاز بیشتری به محصول دارد به تعداد کارکنان خود می افزاید واگر جامعه کمتر نیاز به محصول داشته باشد ازتعداد کارکنان می کاهند

در جوامع اروپایی وغرب هرساله  نیاز جامعه را به کارگر  و متخصص بررسی می کنند واگر کمبود بود اقدام به پذیرش مهاجر می نمایند 

البته تشویق به فرزند آوری نیز هست وبهمان میزان ازتعداد مهاجر کاسته می شود

اما درکشور ما ظاهرا به اقتصاد کاری ندارند تنها دراندیشه افزونی امت اسلامی هستند

تشویق به فرزند آوری بدون اینکه زمینه کار وتامین معاش نباشد موجب افزایش بیکار وفقیر درجامعه است واین امر هیچ افتخاری برای کشور واسلام نیست

تامین چند جعبه شیر یا دادن یارانه مشکل یک خانواده صاحب فرزندرا حل نمی کند 

در غرب بویژه دراسترالیا تا آنجا که بنده آگاهم همه فرزندان یک خانواده تا زمان پیدا کردن کار بیمه می شوند

آیا درکشورما چنین است؟ 

بااینکه مهاجران ازکشورهای اسلامی بوفور وجوددارد اگر نیاز به کارگر ومتخصص است چرا ازآنها استفاده نشود؟

تکیه برسیستم خون دیگر دورانش گذشته است باید روش های جدیدی برای تامین  نیروی فعال بکار گرفت 

بجای ایجاد یک کشور امپراتوری با مردمانی فقیر وناتوان تلاش کنیم جامعه کوچکتر وچایکتر بسازیم

این دنیا به انسان وانسانیت تعلق دارد نه به دین وایدئولوژی

معجزه باقیه

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 28 اردیبهشت ·

به نام خدا

قرآن بزبان عربی یعنی زبان پیامبر ومردمان محل زندگی اوبود

مهمترین معجزه پیامبر آوردن پیام الهی به زبان مردمی بود که درادبیات شفاهی با هم مفاخره می کردند ووقتی با کلام قرآن برخورد می کردند دچار شگفتی می شدند چرا که دربرابر ادبیات آن عاجز بودند وبسیاری جذب همین زبان شدند

قرآن این آخرین پیام الهی دراوج ادبیات عرب است که تا کنون یکه تاز است وحتما خواهد بود

جالب است که گرامر زبان عربی بدستور امام علی برمبنای زبان قرآن تنظیم گردید

شاید خطبه های امام علی نزدیکترین ادبیات به قرآن باشد ولی هرگز روایات پیامبر ویا اولیا درچنین سطحی نیستند

البته اگر پیامی ازسوی خداوند بیاید درهرزبانی موجب اعتلای آن زبان می گردد وامروز شاهد اوج زبان عربی هستیم

درحالیکه زبان های عبری وآرامی که می گویند تورات وانجیل بدان زبان بوده هرگز رشدی نکرد چه اساسا تورات وانجیل اصلی وجودندارد

کسانی هم بوده اند ادعای رسالت کرده اند مثلا دوپیامبر ایرانی. برویم کتاب هایشان به زبان پارسی ببینیم که چقدر سطح نازلی دارد واگر حکیم سخن سعدی ادعای رسالت می نمود مردم اورا می پذیرفتند البته کتب عربی آنها دیگر قابل بحث نیست

آنچه در کلام خداست ازعلم خداست وبمرور کشف حقایق جدید آنها آشکار می گردد اما زبان عربی قرآن ازهمان آغاز خود معجزه بود وتا امروز ادامه دارد  

 

به نام خدا

میان ادات پرسشی درزبان ومقولات عشر درفلسفه رابطه کامل برقرار است منتها کدامیک تقدم بردیگری داشته اند؟

حاصل اینکه برای پیدا کردن هریک ازماهیات یک واژه پرسشی بوجود آمده است که جمعا ده مورد است .آنهارا درسه زبان پارسی عربی وانگلیسی مطرح می کنم .

که -من-who وwhom کیست؟

چه- ما-what  چیست؟

چگونه- کیف-haw  چگونه است؟

کی - متی-wheh  کی هست؟

کجا- این-where  کجا هست؟

چرا- لما-why  چرا هست؟

کدام- ای-which  کدامیک هست؟

مال کی- لمن-whose  مال کیست؟ 

چند- کم- how many وmuch  چند یا چقدراست؟

آیا- هل -درانگلیسی با جابجایی فعل وفاعل سوالی می شود. 

آیا هست ؟ درباره وجود صرف

آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 28 اردیبهشت ·

به نام خدا

هرهدفی وسیله خودرا دارد وآنرا توجیه می کند

به عبارتی هیچ هدفی بدون وسیله رسیدن بدان وجودندارد

درنتیجه هدف وسیله خودرا باید توجیه کند 

اگر هدف انسانی باشد هیچگاه ابزار غیر انسانی را توجیه نمی کند

واگر هدف شیطانی باشد قطعا هر ابزاری را مورد توجیه قرار می دهد

مثلا فرد تصمیم دارد به ملتش خدمت کند آیا برای رسیدن به هدف حاضر است حقوق مردم را زیر پا بگذارد تا بعدا به آنان خدمت کند؟

از زمانیکه تصمیم گرفته می شود وسایل رسیدن به آن مورد بمورد درراستای هدف قرار می گیرد واگر ناباب باشد مردود است

نماینده مجلس یا وزیر ویا مسوولان بالاتر اگر بدون رای واقعی مردم سرکارند هرگز درخدمت مردم نخواهند بود وچون با کلک بالا رفته اند برای پنهان کردن آن مدام دست به خلاف جدید می زنند.

کسی که منتخب مردم است ازآنها واهمه ندارد وبرای آنها گلوله نمی کشد واساسا خدمت بمردم را بخواست آنان انجام می دهد نه اینکه بدرخواست خودش یا تظاهر وخدمت به اجانب برای مردم خدمت کند

بهترین خدمت به مردم قبول پذیرش مردم است والا دیگر خدمت بمردم نیست

پزشکی که قصددارد عمل جراحی انجام دهد ابتدا رضایت بیمار را می گیرد مگر بیمار قادر به اعلام نباشد که دراین صورت باید تصمیمی بگیرد که قابل دفاع باشد   

 

به نام خدا

می دانیم که مقولات عشر ماهیات اولیه همه موجودات را نشان می دهد وامروز آنرا درسه مقوله جوهر عرض ونسبت می دانند.

اگر دقت کنیم براین مبنی کلمات درزمان عربی سه قسم است

اسم فعل وحرف که برگرفته از سه مقوله فوق است

اما درزبان پارسی وزبان های اروپایی هشت قسم اند

اسم صفت ضمیر فعل قید اصوات حرف اضافه وحرف ربط

با یک بررسی کوتاه خواهیم دید که بازگشت این تقسیم نیز به همان سه مورد عربی ودرنهایت مقولات برمی گردد

اسم به جوهر برمی گردد وضمیر جایگزین اسم است وصفت عرض آن

فعل به عرض برمی گردد واصوات جایگزین آن وقید عرض ثانوی فعل است

ودو مورد دیگر هم نسبت محسوب می شوند

درمنطق صوری شش مورد ازاقسام کلمات همان تصورند ودومورد دیگر مرتبط با تصدیق اند

صلح میوه گذشت وعفو است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 27 اردیبهشت ·

به نام خدا

بله درست که صلح بهترین اقدام است تا زندگی دنبال شود اما این امر مستلزم گذشت وبخشش است .

هرگز درهیچ پرونده ای صلح بوجود نمی آید مگر آنکه گذشتی درمیان باشد والا باید قاضی حکم صادر کند واجرا شود که معلوم نیست مشکل ریشه ای حل شده باشد

باب داوری در جهان قضاء بسیار ارزشمندتر از دادگاه است

درداوری رسیدگی کوتاه ونتیجه مورد رضایت دوطرف است درحالیکه دردادگاه طولانی ویک طرف راضی از محکمه بیرون می آید

در صلح آنکه گذشت می کند راضی است وآنکه مورد گذشت واقع می شود دروجدانش گرفتار است تا روزی که تعهد خودرا کامل ایفا کند

مشکلات موجود در میان ایران وآمریکا یا اسرائیل نیز می تواند با گذشت به صلح برسد وخسارت کمتری وارد گردد

من شخصا بدلیل مسؤولیتی که در پرونده های بیانیه الجزایر داشتم همیشه با این دید وارد شده وپرونده را می بستم وامروز ازکارم خشنودم . آنانکه برطبل رسیدن به همه خواسته ها می کوبند ضمن نابودی دیگران خودنیز طرفی نمی بندند

واساسا این خط شیطان است که پای همه چیز بایستد تا همیشه درگیری باشد وصهیونیست ها راه شیطان را می پیمایند.

شاید خردمندان غرب برسر عقل آیند واین گروه لجوج را سرجای خود بنشانند ومنطقه وجهان را آرام کنند 

اسلام وصلح

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 27 اردیبهشت ·

به نام خدا

معنای واژه اسلام از سلم وسلامت است وتسلیم واسلام درواقع دینی است برپایه صلح ومدارا

مسلمان با هر فردی باهر باور بشرط صلح زندگی می کند اما با کسی که سرستیز دارد ولو مسلمان شیعه وحتی امام مسلمین کنار نمی آید

جمله ای از امام راحل مطرح بود که اگر امام زمان هم با این نظام مردمی بجنگد باید کشته شود چه منطق اسلام مدارا وصلح است والبته امام مسلمین قطعا خود طرفدار صلح است

آیا اولیا کدامیک دربرابر خلفا به جنگ پرداختند؟

جامعه درحال صلح ولو کافر باشند می توانند زندگی کند اما با ستم هرگز

اشکال کار رژیم صهیونیستی در ذات جنگ افروزی آن است

این رژیم بدون مرز ایجاد شد وپس ازهشت دهه هنوز مرز ندارد ودرحال گسترش است

جمهوری اسلامی پس از چهار دهه وتحمل چند جنگ تحمیلی حتی یک متر برمرزهای خود نیافزوده است.

البته درمورد برخورد با مردم خود ازبسیاری مرزها تجاوز نموده است که قابل نقد وبرخورد است

اگر همین معیار ایستادن درمرزهای موجود درکشورها وعدم تعرض به کشوردیگر وجودداشته باشد هرگز موجب درگیری نظامی نشده واختلافات با مذاکره حل می گردد

اگر صلح پایه اصلی زیستن دولت ها باشد هرگزنیاز به سلاح های مخرب نخواهد بود چون در جنگ های غیر نظامی تدبیر ودانش لازمه پیشبرد است

تمام مشکلات موجود بشر ریشه در زیاده خواهی وکسب آن ازطریق جنگ است استعمارگران بوسیله جنگ افروزی ملت هارا پاره پارا کردند و سلاح های مخرب ویرانگر در دو جنگ جهانی بکار گرفته شد

منطقه خاورمیانه محل رشد ویروسی بنام صهیونیسم است که باید آنرا درمان ودرمرزهایش متوقف نمود

 

گزینش رهبری برمبنای وراثت؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 26 اردیبهشت ·

به نام خدا

برخی نویسندگان انتخاب رهبررا ازخانواده وی نوعی وراثتی تلقی نموده وآنرا درحکم سلطنت موروثی می پندارند ومورد نقد قرار داده اند.

به نظر بنده اساسا انتخاب رهبر یا پادشاه ازمیان اعضای خانواده فی نفسه ایرادی ندارد .

بهرحال یکی باید انتخاب شود واگر درمیان اعضای خانواده رهبر قبلی فردی اصلح ازدیگران باشد باید انتخاب شود وصرفا وراثت نباید موجب انتخاب فردی ضعیفتر گردد.

در آمریکا می بینیم که روسای جمهور گاهی فرزندان روسای جمهور سابق اند با اینکه در آمریکا سلطنت وجودندارد

اصل مشکل در انتخاب وراثت نیست بلکه در ترجیح دادن یک فرد ضعیف ازخانواده بر فردی اصلح درخارج ازخانواده است

علاوه برآن مهمتر ارگان انتخاب کننده است که آیا صلاحیت لازم را دارد ؟

مثلا درکشورمان آیا خبرگان که نهایت مورد انتخاب ۲۰ درصد مردم اند آیا صلاحیت انتخاب رهبررا دارد ؟

اگر ندارد دیگر هرانتخابی بکند زیر سوال می رود چه ازمیان خانواده ویا خارج ازآن

اگر مجلس خبرگان مورد تایید اکثریت قاطع ملت باشد هر انتخابی که کنند اصلح وقابل پذیرش است چه موروثی یا غیر آن

مبدا ومقصد حقیقت است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 25 اردیبهشت ·

به نام خدا

تمام آنچه اطراف ماست وخود ما واقعیت‌ها هستیم وهمه رشته های علوم تلاش برای رسیدن به حقیقت ازطریق بررسی واقعیت است.

درآشکار ما مقصدمان رسیدن به حقیقت است وازطرفی می خواهیم بدانیم مبدا ما کجاست ویا کیست؟

پس هم درتعقیب مقصد هستیم وهم مبدا که یکی است.

حقیقت آن است که باید باشد واجب الوجود است وعلت العلل

 منشا همه واقعیت ها علم الهی ویا همان حقیقت واحد است

عرفا برخی هستی را جلوه او می دانند وبه وحدت وجود قائلند

برخی هم هستی را متکثر از واجب الوجود وممکنات می پندارند و به کثرت وجود قائلند

برای رسیدن به مقصد ابزار چهارگانه وجوددارد

عینی ذهنی حسی ونقلی

اولی در عرفان وآخرین در وحی وان دو میانی درفلسفه مطرح است.

به نام خدا

💫 کنون ای خردمند وصف خرد

💫بدین جایگه گفتن اندرخورد

✨کنون تا چه داری بیار از خرد

💫که گوش نیوشنده زو برخورد

✨خرد بهتر از هر چه ایزد بداد

💫ستایش خرد را به از راه داد

✨خرد رهنمای و خرد دلگشای

💫خرد دست گیرد به هر دو سرای

✨ازو شادمانی وزویت غمیست

💫وزویت فزونی وزویت کمیست

✨خرد تیره و مرد روشن روان

💫نباشد همی شادمان یک زمان

✨چه گفت آن خردمند مرد خرد

💫که دانا ز گفتار از برخورد

✨کسی کو خرد را ندارد ز پیش

💫دلش گردد از کردهٔ خویش ریش

✨هشیوار دیوانه خواند ورا

💫همان خویش بیگانه داند ورا

✨ازویی به هر دو سرای ارجمند

💫گسسته خرد پای دارد ببند

✨خرد چشم جانست چون بنگری

💫تو بی‌چشم شادان جهان نسپری

✨نخست آفرینش خرد را شناس

💫نگهبان جانست و آن سه پاس

✨سه پاس تو چشم است وگوش و زبان

💫کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان

✨خرد را و جان را که یارد ستود

💫و گر من ستایم که یارد شنود

✨حکیما چو کس نیست گفتن چه سود

💫ازین پس بگو کافرینش چه بود

✨تویی کردهٔ کردگار جهان

💫ببینی همی آشکار و نهان

✨به گفتار دانندگان راه جوی

💫به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

✨ز هر دانشی چون سخن بشنوی

💫از آموختن یک زمان نغنوی

✨چو دیدار یابی به شاخ سخن

💫بدانی که دانش نیاید به بن

به نام خدا

طبق قانون  اساسی قرار بود قوانین از مسیر شورای نگهبان بگذردتا ازتصویب موارد ناصواب جلوگیری شود

اما شورا با تفسیری من درآوردی وارد تشخیص افراد جامعه شد که کدامیک حق دارد کاندید شود یعنی تشخیص افراد صالح ازناصالح وبه عبارتی خودرا جایگزین مردم کردند

شورای نگهبان قانون اساسی بود نه نگهبان ملت ایران که خود بانی آن شورا بود

حال ببینید که در دنیای دانش امروز بجای استقبال از معارف بشری  آمده اند نظریات علمی را محدود به امور طبیعی نموده اند وبرای کسانی که دراین وادی موفق می شوند جایزه نوبل هم گذاشته اند

وازاین طریق بخش عمده معارف بشری را کنار زده اند وامروز می بینیم که چه برسر علوم و ملت ها آمده است 

دولت ها غارتگر ملت ها هستند چون محصول نظریات علمی ویا منتخبین گروهی خاص اند.

مردم جهان وهمه اندیشمندان باید درانتخاب مسیر کشف حقایق ویا نمایندگان خود آزاد باشند تا آنچه بدست می آید نتیجه طبیعی وآزاد مردم جهان ویا دانشمندان آن باشد.

منتخبین ومصوبات مجالس مقننه وخبرگان را ببینیم پی به نتایج کار شورای نگهبان می بریم 

مجالسی داریم که باید تابع رهبر باشند ویا دوقوه دیگر 

مفهوم درراس بودن مجلس روشن شد واینکه فصل الخطاب چیست؟

درمورد اعطای جوایز صلح ویا برخورد جهان علمی غرب با ملت های شرق نیز وضع بهمین ترتیب است

 

 

 

نگاهی به هستی ازمنظری دیگر

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 23 اردیبهشت ·

به نام خدا

انسان بمحض تولد ویا حتی پیش ازآن آگاهی هایی نسبت بخود واطراف بدست می آورد که همان شناخت موجودات یا هستی  شناسی است

در این جا دو امر مطرح است یکی موجود یا وجود ودیگری شناخت آن

شناخت را درگذشته ماهیت می نامیدند وتصور می رفت که اصالت دارد اما تا وجودی نباشد شناخت وماهیت مطرح نمی گردد .پس اصالت با وجود است نه شناخت وماهیت آن

دراین جا اولین دانش بشری شکل گرفت وان شناخت وجود یا هستی شناسی بود وبا تجزیه وجود به موجودات شناخت های فرعی بمرور بوجود امد وعلوم گوناگون شکل گرفت

اما به نظر می رسید که اگر وجود اصالت دارد پس ماهیت یا شناخت ها فاقد ارزشند وبرای شناخت حقیقت خود شناخت

رشته شناخت شناسی یا معرفت شناسی بوجود آمد تا حقیقت این پدیده هم مورد شناخت قرار گیرد

دونوع شناخت دیگر نیز مطرح بود دریافت های خودآگاه انسان مانند الهام که به عنوان عرفان نامیده می شد وشناخت دیگری که بوسیله سوم شخص به انسان منتقل می گردید که بارزترین آن وحی بود .آگاهی ازگذشته تاریخی وآینده دراین بخش مطرح است.

مجموعه تلاش بشر برای شناخت حقیقت که دربالا اشاره شد 

فلسفه یا تفلسف و راهیان این تلاش را فیلسوف می نامیدند.

درتمامی بخش ها چه در درک مستقیم یا ذهنی ویا حسی ذهنی وبالاخره دریافت ازسوی شخص احتمال خطا وجوددارد که باید با روش‌های علمی موهومات را کنار زد

 

 

محور کتب وحیانی انسان است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 23 اردیبهشت ·

به نام خدا

درطول تاریخ بشر رسولان بسیاری ظهور کرده وحامل پیام خداوند بوده اند ازقبیل

صحیفه نوح صحیفه ابراهیم تورات انجیل وقرآن  آخرین آن

محور تمامی این کتاب ها انسان است

دراین پیام ها انسان با مبدا خود آشنا می شود که باید بسویش برود وبرای این امر روش هایی مطرح شده است تا بتواند به مقصد که همان خداست برسد

بجز این امر هیچ محور دیگری نیست وهرآنچه درکتاب وحیانی آمده است ازقبیل اشاره به جماد نبات جانور آسمان وزمین وسیارات و....همه آیاتی برای شناخت خداوند است و آگاهی انسان ازعلم وقدرت او

بازگشت به قانون اساسی؟!

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 22 اردیبهشت ·

به نام خدا

بازگشت به قانون اساسی ساده ترین راه وبی هزینه است

چرا مسوولان ازقانون گریزانند وگرد فرد می گردند؟

مگر امام راحل نگفتند مجلس درراس امور است؟

مگر رهبر فقید نگفتند قانون فصل الخطاب است؟

پس چرا مجلس مطیع فرمان وقانون مورد بی مهری است؟

این پایه نادرست محصول تفسیر من درآوردی شورای نگهبان بود که کشور متکی بر ولایت شد درحالیکه ولایت برپایه قانون اساسی است

بنابراین بازگشت به قانون اساسی کشوررا برمدار قانون قرار می دهد وملت با فرهنگ قانونمداری آشنا وزندگی می کنند نه برمبنای دیگری

کمالتان را عرضه کنید

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 22 اردیبهشت ·

به نام خدا

هیچ انسانی کامل نیست وبباور من تنها یک نفر هست که او هم پنهان است

پس همه انسان ها در نقصان مشترکند

اما قطعا برخی کمال بیشتری دارند ویا نقصان کمتر که براثر مطالعه ویا تجربه حاصل شده است

اینک زمان طرح کمالات است نه ایراد برنقصان دیگران

پس لطفا کمالتان را عرضه کنید تادیگران نیز بهره برند 

آیا همچون مجاهدین خلق وصهیونیستها دست به ترور بزنیم؟

آیا همچون سلطنت طلبان مشوق صهیونیست‌ها وآمریکا به تجاوز به وطن باشیم؟

آیا.....

اگر سراسر تن به کشتن دهیم  ازآن به که کشور بدشمن دهیم

ایرانیان سراسر جهان بجای برافراشتن پرچم منسوخه از آمریکا بخواهند بجای تجاوز  به کشورمان احترام بگذارد وحقوق  ملت ایران رامحترم شمارد وازطریق سازمان ملل تخلفات نظام ایران را پیگیری کند .

ایرانیان داخل هم بجای سکوت همین امررا پیگیری نموده واز حاکمان بخواهند به قانون اساسی برگردند

زکات دانش عرضه آن بدیگران است

 

نگاهی دیگر بر دانسته های انسان

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 22 اردیبهشت ·

به نام خدا

تمامی دانسته های انسان مبتنی بر بدیهیات است که امری عینی درخودآگاه انسان است به عبارتی معلوم وعالم یکی است واین مقدمه عرفان است

برروی این بدیهیات دانسته ها یا معلومات دیگر استوار است

که با روش های علمی وآزمایش بدست می آید

وآن برسه دسته است

آگاهی عینی که درخودآگاه انسان حاضر است عرفانیات

آگاهی ذهنی که مفهوم آن در ذهن بدست می آید مانند ریاضیات  امور صرفا ذهنی فلسفی

آگاهی طبیعی یا تجربی که درعمل بدست می آید که همان امور حسی ذهنی فلسفی

این سه مورد توسط هر انسانی قابل دریافت است

نوع دیگری از دانش وجوددارد که قابل دریافت هرانسانی نیست وازطریق شخص سوم حاصل می شود مانند وحی