آگاهی انسان برخداوند امری بدیهی است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 18 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

به نام خدا

بزرگترین موجود هستی ازهرجهت قابل یافت در ذهن آدمی است وبی نیاز از اثبات آن 

جمله معروفی ازراسل هست که می گوید چون فکر می کنم پس هستم یعنی وجودم را با عمل اندیشیدن می یابم

این همان رابطه علت ومعلول است که همیشه با هم هستندوهریک دیگری را اثبات می کند

حال اینکه موتور حرکت اندیشه امری مادی است یا روح است مطلبی دیگر است که آیا ماده می تواند اقدامی کند؟

حال برویم سراغ کل هستی که همه آن درذهن انسان جای می گیرد

کل هستی درحرکت است آیا وجود این حرکت نشانه وجود خودهستی نیست؟

وبعد چه عاملی درهستی موتور حرکت است ماده؟ یا روح هستی؟

هر پاسخی که دربالا داده شود دراین مورد هم همان است

موتور من روح من وموتور هستی روح آن  یعنی علت آن

پس با رابطه علت ومعلول وجود واجب الوجود درهستی روشن وبدیهی است

اما آنچه درجهان علم مطرح است شناخت این روح یا علت العلل یا واجب الوجود است کما اینکه درمورد روح آدمی هم 

مساله شناخت مطرح است نه رد آن 

البته آنچه از وحی برمی آید انسان هرگز روح خود وروح هستی را نخواهد دید ولی آثارش را مشاهده می کند

ضمنا تمامی موارد اثبات خداوند مربوط به شناخت او ازطریق آثار اوست مثلا ازنظر وجود نظم پی به ناظم می‌بریم یا از وحدت همه موجودات به وحدت او پی می بریم ویا علم وقدرت موجود در موجودات به علم وقدرت او وبقیه صفات ذات وفعل او