طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

به نام خدا

در مبحث جبر واختیار گفته می شود که همه هستی جبر است بجز انسان مختار یعنی همه موجودات تحت قوانین جبری هستند بجز انسان که مختار آفریده شده است وتنها اصل اختیار جبری است یعنی انسان نمی تواند اختیار خودرا سلب کند وباید مختار باشد

حال چون حکومت خداوند برهستی چنین است پس پیامبر او ویا جانشین پیامبر نیز چنین اند یعنی بر انسان مختار حاکمیت ندارند .

اینکه گفته شود آنان صلاحیت حکومت دارند درست است همچون خداوند که صلاحیت حکومت دارد ولی انتخاب با انسان ومردم است به عبارتی انسان وملت ها براساس ظرفیت خود انتخاب می کنند وبقولی خلایق هرچه لایق واگر بزور وکراهت خداوند ویا پیامبر وجانشین او برمسند حکومت بنشینند نتیجه مثبت نخواهد بود بر ای نمونه دوران پیامبر وعلی ع درحکومت پر از جنگ ها وغزوات بود چون مردم آمادگی پذیرش قلبی چنین شخصیت هایی را نداشتند

لذا تحمیل حکومت ولایت فقیه به عنوان نیابت معصوم ویا اصرار برآن نتیجه اش نیم قرن درگیری وجنگ است که به عنوان دفاع ملت ایران راگرفتار کرده است

بزرگترین خیانتی که روحانیت به ملت ایران نمود تصویب اصل ۱۷۷ است که اختیاررا ازملت ایران سلب نمود ورهبر فقید هم بهمین خاطر طالب همه پرسی نبودند

همانگونه که امام راحل دربهشت زهرا اشاره به برکناری سلطنت نمودند درحالیکه سلطنت قابل تغییر نبود حکومت ولایت فقیه ویا مذهب تشیع ودین رسمی هم قابلیت تغییر دارد واحدی نیست وباید روحانیت حاکم بدین امر توجه کند

به نام خدا

درقرون وسطی کلیسای مسیحی درخدمت بود واحکام مسیحیت درجامعه اعمال می شد بعلاوه کشیشان برای بقای خود ازهرستمی دریغ نداشتند

سرانجام با انقلاب مردم اروپا کلیسا ازقدرت سیاسی کنار گذاشته شد وبدنبال آن سکولاریسم جایگزین گردید

امروز نتیجه جدایی دین ازسیاست را در غرب وحشی می بینیم

استعمار سرزمین های دیگران وسلطه بر جهان وترویج فرهنگ ناهنجاری ها وفسادهایی ازقبیل جزیره آپستین وتحمیل مسیحیت صهیونی

امروز هرکشوری که بخواهد با آمریکا رابطه داشته باشد یک شرطش پذیرش دولت اسرائیل است واین امر نشانه حرکتی خطرناک برای نابودی ادیان الهی است

اشتباه خردمندان غربی جدایی دین ازسیاست بود درحالیکه جدایی روحانیت ازسیاست باید اعمال می شد 

امروز هم شاهد فساد درروحانیت مسیحی هستیم وهم فساد درجامعه آزاد غربی

هرگز نمی توان جامعه را ازدین زدود ویا با آزادی ادیان به جنگ ادیان رفت وهرگز نمی توان روحانیت را نیز نابود نمود

باید تلفیقی میان دین وحقوق بشر بوجود آورد

این پدیده در ایران باستان بوجود آمد حکومتی دینی ودارای منشور حقوق بشر

وایران با داشتن باور به اسلام علوی بهترین جایگاه ایجاد چنان حکومتی است

که اگر پهلوی دوم کمی التفات می نمود تمدن بزرگ قابل وصول بود

قله امروز ما همان تمدن بزرگ است درسایه مردم سالاری و قوانینی برگرفته ازحقوق بشر ودین

آنچه بیان شد عقلانی است وقابل درک هرخردمندی 

اگر جز این است خردمندانه نقد کنید ممنون

 

به نام خدا

اگر درجامعه ای حکومتی مردم سالار باشد می تواند مدعی اسلامیت هم باشد

چون دین خدا با دربستر مردم سالاری می تواند رشد نموده وخدا گونه باشد .

حکومت کودتایی ویا اقلیتی درواقع ازنوع خود محوری برخوردار است که با الهی درتضاد است

دوران پهلوی ها که مطلوبیت عامه داشتند چون مدعی اسلامی نبودند مردم آنهارا می پذیرفتند

اما زمانی که ضدیت با دین مطرح گردید دیگر اکثریت خشنود با حکومت ناسازگار شدند

یک ملت با حاکمیت فردی یا گروه اقلیت تا زمانیکه کاری بدین نداشته باشد مقبولیت دارد اما اگر مدعی دینی شود دیگر قابل تحمل نیست

نظام موجود فاقد مقبولیت اکثریت است ومدام برطبل اسلامیت می کوبد اما نتیجه معکوس می شود

کاش نظام موجود بجای وعده بهشت آتی را کنار گذارد ودنیای مردم را بسازد شاید مقبولیت عامه پیدا کند کما اینکه پهلوی ها مقبولیت عامه داشتند اگرچه درسیاست جامعه دخیل نبودند

مردم ایران طالب یک حکومت برای رفع مشکلات خودند نه اینکه بدرد دیگران برسند واز مردم خود غافل باشند.

تمدن بزرگ وقله

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

پهلوی دوم پس از انجام انقلاب سپید خوددرصدد رساندن کشور به تمدن بزرگ بود

لذا ابتدا تدارک جشن های شاهنشاهی را داد وسپس دست به تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی زد والبته قدرت خودرا درمنطقه نشان داد وچون ایران باستان دارای تمدنی بزرگ بود امکان وصول بدان میسور بود وهمین امر اجانب و صهیونیست هارا واداشت تا زیرآبش را بزنند وزدند وبجایش حکومتی دینی را درنظر گرفتند که رهبری آن در صدد رسیدن به قله بودند

اما قله ای درکار نبود چه اگر مراد حکومت پیامبر درمدینه بود که درآن ستمگری نبود وبرای پوشش زنان گشت ارشاد 

ند اشتند وجامعه بخودی وناخودی تقسیم نشد

واگر مراد حکومت موعود اسلام است که این امر دراختیار کسی نیست وربطی هم به ایران ندارد چه حکومت مهدی از مکه آغاز ودرسراسر جهان گسترده می شود

پس چنین قله ای نه وجودداشت ونه دراختیار غیر معصوم 

بنابراین غرب وحشی وصهیونیستها همین حکومت را طالبند تا مدام جنگ افروزی باشد وآنها مظلوم نمایی کنند وایران عزیز را نابود سازند که زمینه تمدن بزرگ را داراست

جالب است که شاهزاده یکی ازشرایط خودرا درحکومت مورد نظر خود داشتن رابطه با اسرائیل اعلام کرده است درحالیکه شاه فقید این رابطه را برقرار نمود وزمینه نفوذ صهیونیستهارا تا بن دندان دردربار ودستگاه رهبر ی فعلی مهیا نمود

چرا ازتجارب وتاریخ درس نمی گیریم

واما مخالفان جمهوری اسلامی؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

اگر حداکثر ۳۰ درصد طرفدار نظام باشند ۷۰ درصد بقیه مخالفند اما درطیف های مختلف

مثلا بتوان ۱۵ تا حداکثر ۲۰ در صد طرفداران سلطنت وشاهزاده اند.

۵۰ درصد بقیه چندان مشخص نیست البته قدیمی ها همانند بنده طالب همان مشروطیت بدون پادشاهی هستند

یعنی همان جمهوری اسلامی 

نظامی مردم سالار با قوانینی دینی وبشری وقطعا بدون حضور روحانیت درقوا

اگر طرفداران شاهزاده با اقلیت حاکم کنار آیند البته می تو آنند حکومتی متعادل ایجاد کنند چون دو طیف مشخص وشناخته شده اند  

پاسخ به طرفداران حکومت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

طرفداران حکومت غالبا مطالب مرا مورد انتقاد قرار می دهند ونوشته های بنده را تحت تبلیغات دشمنان می پندارند

اما چنین نیست

روزی که به جمهوری اسلامی همراه ۹۸ درصد ملت رای دادم از قانون مشروطیت کاملا آگاه بودم وهدفم انتخاب یک جمهوری اسلامی بود نه سلطنتی ونه ولایی

اما ببینید که چگونه بنده بهمراه ملت ازاین حکومت کنار کشیدیم

پس از همه پرسی ۹۸ درصدی 

درتصویب قانون اساسی به ۷۵ درصد رسید

در اصلاح قانون اساسی در۶۸ به ۶۵ درصدرسید

در انتخابات ریاست جمهوری پزشکیان به ۵۰ درصد رسید

درانتخابات مجلس شورای اسلامی به ۳۰ درصدرسید 

ودرانتخابات مجلس خبر گان رهبری به ۲۰ درصد کاهش یافت

حال رهبری فعلی منتخب چنین مجلسی است آیا تصور می کنید ملت درمورد این انتخاب نظر مثبتی دارد؟

البته ۲۰ درصد طرفدار وجوددارد وتبلیغات در هر تجمعی هم درکار است وحمایت اکثریت مردم درشرایط فعلی حمایت از نیروهای مسلح دربرابر تجاوز اجنبی است نه سیاست حاکم

نظام باید برای پس ازجنگ چاره ای بجوید والا با ۲۰ درصد حکومت ورشکسته است 

روز طبیعت پس ازروز سیاست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

دیروز یادآور روز بزرگی بود همه پرسی ازملت ایران پس ازسقوط سلطنت یعنی روز سیاست کشور وامروز روز طبیعت یعنی آفریده خداوند

آیا نتیجه روز سیاست طبیعت خداوندرا تخریب نکرد؟

امروز طبیعت وبندگان خداوند خشمگین اند چرا که نه آرامشی درکار است ونه تندرستی وسلامت  پس آن روز سیاست تبدیل به روز تخریب طبیعت شد

آیا ملت ایران با ۹۸ درصد رای به همه پرسی جمهوری اسلامی اشتباه کرد؟

خیر مردمی که از انقلاب مشروطیت تجربه داشتند طالب یک جمهوری اسلامی بودند نه یک حکومت اسلامی که البته دراسلامیت آن هم تردید است

قرار نبود درقانون اساسی ولایت فقیه باشد وامام راحل موافق نبودند اما اقلیتی که به نظر می رسد دست نشانده اجنبی بودند چنین کردند

قرار نبود انتخابات تحت نظارت استصوابی باشد وامام راحل موافق نبودند اما اقلیتی تندرو چنین کردند

قرار بود کشور قانون‌مدار باشد اما اقلیتی تندرو آنرا کشور فتوا و تحت نظرات ولایت فقیه کردند

آنروز رای ۹۸ درصد آگاهانه بود ودرست ولی افراطیون که از جای دیگری رهبر ی می شدند سوار بر حکومت شدند وجمهوریت تبدیل به حکومت وخلافت شد واسلامیت بدل به اسلام ولایت فقیه 

اینک شاهدیم که سیاستمداران ازخود مایه ندارند وهمه ذوب درولایت اند

امروز مخالفت بنده پشیمانی از رای فروردین ۵۸ نیست بلکه غافل از دخالت اجنبی بودم 

امروز هم اجانب به کشورمان تجاوز نظامی کرده اند تا بگونه دیگری برای این کشور سرنوشت رقم بزنند

ملت ایران همیشه چوب دخالت اجنبی را خورده است ازقاجار تا به امروز  وباید دربرابر آن بایستد وخود تصمیم بگیرد

جمهوری اسلامی آری اما بدون رهبری روحانیت در سیاست ومدیریت کشور

جایگاه روحانیت حوزه ومسجد است وکمک در تصویب قوانین در مجلس

روز تعیین سرنوشتی خونبار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 فروردین ·

به نام خدا

۳۰ ساله بودم که درچنین روزی حدود نیم قرن پیش همراه ملت ایران درهمه پرسی تعیین سرنوشت خود شرکت کردم وبه جمهوری اسلامی پیشنهادی امام راحل رای دادم

اینک که درآستانه هشتادمین سال زندگی ام هستم شاهد چهره های غبار آلود فرزندانم که درطول زندگی خود شاهد چندین جنگ بوده اند هستم وازنگاهشان می فهمم که سوال می کنند 

پدر این بود نتیجه انقلاب اسلامی شما؟

ومن خسته ازروزگار شرمنده می شوم که پاسخی روشن برایشان ندارم وشاید درفردای فقدانم با پشیمانی ازآنچه برای فرزندانم باقی گذاشته ام جهان را ترک کنم

من نمی توانم برای نسلی که نیم قرن منتظر ثمره انقلاب اسلامی ما بود سخنی بگویم تا خستگی اشان بدر رود وامید به تن‌شان برگردد

این وظیفه سردمداران این نظام است که پس ازپایان جنگ بمردم خسته از ازجنگ ۵۰ ساله پاسخ دهند که چرا چنین شد وجامعه درگیر جنگ وملت به خودی وناخودی تقسیم گردید

تنها امید دراین است که نیروهای مسلح دربرابر تجاوز ناجوانمردانه دشمنان ایستادگی کردند واقتدار ایران را نشان دادند که البته این امر با حمایت همین خستگان ازراه نیز میسر گردید

اما پس ازتوفیق درعقب زدن دشمن متجاوز باید دشمنان داخلی را که موجب یاس مردم شده اند کنار زنند 

آنانکه با تفسیری من درآوردی مسیر مردم سالاری ی را منحرف کردند وآنانکه درورای قانون با ایجاد گشت‌های ارشاد بجان مردم افتادند ویا آتش باختیار بودند وموجبات ناخشنودی مردم را فراهم کردند

وظیفه رهبران آینده پاسخگویی به مردمی است که دراین نبرد حامی نیروهای مسلح خود بودند واینک خسته ودرمانده اند

شاید روز تعیین سرنوشت به نیکی بیادگار بماند

روز تعیین سرنوشت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 11 فروردین ·

به نام خدا

فردا مصادف با روز جمهوری اسلامی است روز تعیین سرنوشت ملت ایران پس از پیروزی بر سلطنت

آنروز تنها یک خاطره است که هرگز فراموش نمی شود ملتی یکپارچه برای سرنوشت خود بپا خاستند وبه نظام ناشناخته خود رای دادند 

مردم ما از جمهوریت واسلام بیگانه نبودند اما نمی دانستند که مسیر سرنوشت آینده آنها بسوی اهداف پلیدی منحرف خواهدشد

بعدها که درمجلس موسسان طرح قانون اساسی ازپیش مشخص شده که درآن سخنی ازحضور روحانیت نبود بیکباره طرح شخصی بنام آیت جایگزین شد که درآن ولایت فقیه مطرح بودوهمین نقطه آغاز انحراف ازجمهوری اسلامی شد

یعنی تداوم انقلاب اسلامی

آن گروه تندرو گرچه بعدا بنوعی گرفتار ترور کور شدند اما ترورها یکی پس ازدیگر ی با نام گروه هایی ساختگی شروع شد وچهره هایی مانند طالقانی بهشتی مطهری مفتح و...ازصحنه سیاست حذف شدند ودیگرانی که اندیشه بسته وتندرو داشتند جایگزین شدند وبسرعت پایه خودرا محکم کردند

با یک تفسیر من درآوردی از نظارت درانتخابات میخ دورشدن ازمردم سالاری یا جمهوریت را کوبیدند ودیگر کارازکار گذشته بود وامام هم جلودار نبود تا رسید به تقسیم ملت به خودی وناخودی 

اینها اموری نبود که مردم عادی وحتی روحانیت ازآن آگاه باشند دستهایی هدایت انقلاب اسلامی را دراختیار داشت وکشوررا بسوی یک درگیری کلان با غرب سوق داد که امروز گرفتار آن هستیم

روز جمهوری اسلامی تنها یک خاطره شیرین زودگذر بود

 وبعد 

به نام خدا

هرفردی برای مدیریت خود نیاز به برنامه دارد تا ضمن حفظ فرصت ها به اهداف خودبرسد

برنامه دریک جامعه همان قانون است که توسط قوه مقننه به تصویب می رسد قانونمداری یکی از۴ پایه یک حاکمیت سالم در جامعه است 

نباید بجای قانون فرد حاکم تصمیم بگیرد بیاد داریم که نظرات وفتاوای رهبر جای قانون را گرفته بود که با اعتراض  ایشان نیز فصل الخطاب را قانون اعلام نمودند

علت مهم سقوط پهلوی ها هم عدم رعایت قانون اساسی مشروطیت بود

قرار بود شاه مشروطه باشد وفاقد مسوولیت وامور بوسیله سه قوه انجام شود ولی شاهان تاب چنین امری را نداشتند وراه استبداد را پیمودند البته هر مستبدی کارهای خوبی هم انجام می دهد ولی در چارچوب خو استه های خود نه قوانین کشور

دولت قانونی ساقط می گردد وانقلابی شاهانه روی می دهد

انقلاب سفید شاه ومردم یکی از آن موارد بود که بجای اعمال قانون اساسی انقلابی شاهانه برپا شد اگر چه نکات مثبتی بهمراه داشت ولی مسیر خارج از قانون همچون دیوار کجی است که تا ثریا کج می رود ودیدیم که مبدا تاریخ درقانون اساسی مشروطه تبدیل به مبدا شاهنشاهی شد وموجب سقوط شاه فقید واین هم از ابتکارات صهیونیستهای نفوذی در دربار بود

نشانه سلامت یک نظام مردم سالار قانونمداری است

به نام خدا

نظام حاکم براین باور است که ایران را درمسیر یک انقلاب اسلامی جهانی قرار داده تا سرانجام تحویل امام موعود بنماید

خوب این باور بگونه ای در قانون اساسی موجود مطرح است چرا که ولی فقیه را نماینده ونایب ایشان پنداشته اند

حال که اکثریت جامعه پس از گذشت بیش از۴ دهه ودرگیری ها وکشته های بسیار ازاین نظام برگشته اند قصد دارند بجای ادامه انقلاب وتحویل کشور به امام عصر تصمیم گرفته اند جامعه ایران را به عنوان یک جامعه انسانی نمونه به جهانیان معرفی کنند کما اینکه دردوره های مختلف تاریخی این نمونگی بوده است

آیا ملت ایران حق ندارد درمورد جامعه خود تصمیم بگیرد؟

یا مجبور است براساس اصل ۱۷۷ درحصر ومحدودیت بماند؟

آیا امام عصر راضی بدین حصر ومحدودیت ملت ایران هستند؟

بیایید برای پس از پایان جنگ دشمنان بیگانه علیه کشورمان

یک همه پرسی برقرار کنید تا ملت ایران نظرش را اعلام کند 

این شیوه منطقی است یا اینکه اجانب برای ما تعیین تکلیف کنند؟ 

به نام خدا

اگر فرض کنیم که ۹۸ درصد مردم ما در انقلاب ۵۷ به جمهوری اسلامی رای دادند اقبال ملت ایران را در بنای نظام جدید ودورشدن ازسلطنت دیکتاتوری را نشان می داد.

اما با تفسیر من درآوردی شورای نگهبان از نظارت درانتخابات سنگ بنای سدی دربرابر آزادی ملت در انتخابات گذاشته شد که‌ بمرور با اصرار رهبر فقید برجدایی خودی ها ازناخودی ها امروز شاهد دورشدن اکثریت قریب به ۷۰ درصد ازملت ازنظام ولایت فقیه شد

اما این اکثریت خود رهبرانی دارد که درخارج شاخص شاهزاده است که توانسته با تبلیغات بیرونی بخشی ازمردم را جذب کند

درداخل آقایان موسوی خاتمی روحانی واحمدی نژادواحیانا کسانی درزندان باشند هم برای خودشان طرفدارانی دارند که از بدنه نظام جدا شده اند که قاعدتا چندان با پست رهبری موافق نیستند ویا با شروطی آنرا پذیرا هستند

درهرحال رهبران سیاسی مورد احترام اند چون بخشی ازملت را رهبری می کنند وباید همگی در امر ساختن ایران مشارکت داشته باشند

دوران سلطه یک باور در جامعه سپری شده است کما اینکه دوران سلطه قلدران جهانی هم منقضی شده است

باید جهانی ساخت که همگان درآن سهیم باشند

طرح جدید قانون اساسی پیشنهادی دراین وبلاگ بهترین شکل حکومت با تلفیق دین وحقوق بشر در قوانین جامعه است ونباید در جامعه دین رسمی باشد

به نام خدا

 برتری انسان بر جانوران بدلیل آگاهی وتفکر است وبرتری انسانی برانسان دیگر میزان علم وآگاهی اوست

آدمی هرچه بیشتر بداند بدیگران فضیلت دارد

حال درمیان عالم وجاهل آنکه خطرناک‌تر است عالم بی تقواست نه جاهل ودر میان عالمان بی تقوا آنکه خطرناکترین است عالم دین است

در نتیجه صالحترین وفاسدترین عالمان جهان عالمان دین اند

هیچ دانشمندی مدعی نمایندگی خدا نیست بجز عالم دینی واین امر یعنی بیشترین تزویر

هیچ فیلسوفی ویا عارفی خودرا نماینده خدا ندانسته بجز عالمان دینی

آنکه خودرا نماینده خدا می داند اگر نتواند اثبات کند یعنی معجزه نداشته باشد حقه باز است 

تنها پیامبران بودند که قادر به اثبات بودند ولا غیر واولیا هرگز چنین ادعایی نکردند چون عالمان متقی بودند

امروز هرکشیشی یا خاخامی ویا فقیهی خودرا نماینده خدا می داند که چه تزویر ازاین بالاتر که نمی تواند اثبات کند وبه نیرنگ می پردازد

صالحترین انسان عالم دینی متقی است وفاسدترین آن عالم دینی بی تقواست 

درنتیجه پیامبران صالحترین انسان زمانه خودبودند ودرمورد بقیه عالمان دینی ملاک رجحان تقوای آنان است

به نام خدا

وقتی بنده با طرفداران ولایت فقیه سخن می گویم آنان مرا متهم می کنند که طرفدار پهلوی هستم

وقتی با طرفداران پهلوی سخن می گویم آنان مرا متهم می کنند که طرفدار ولایت فقیه هستم

ملت ایران متشکل از طیف های گوناگون است شایدطرفداران نظام موجود ۳۰ درصد وطرفداران پهلوی ۲۰ درصد باشد

۵۰ درصد بقیه هم هستند که نه طرفدار تاج هستند ونه عمامه

آنان طرفدار حکومتی آزاد دموکراتیک با قوانینی با روح الهی هستند

ایران مال همه ایرانیان است نه فقط طرفداران ولایت وسلطنت

به نام خدا

نظام موجودرا همگی شاهدیم 

درراس یک فقیه که بر همه ارکان نظام سلطه دارد وازطریق شورای نگهبان هم در انتخابات دخالت می کنند تا بتوانند اسلام را درکشور پیاده کنند تا درزمان ظهور این نظام را تحویل دهند

حال پیشنهادی که بنده درطرح آینده قانون اساسی در پستهای اولیه داده ام  اینگونه نظام را ترسیم کرده ام

در یک انتخابات کاملا آزاد فرض کنیم رئیس جمهور یک زردشتی ودرانتخابات مجلس یک کلیمی رئیس مجلس شود و رئیس قوه قضائیه ازطرف مجلس یک مسیحی ارمنی تعیین گردد

ونمایندگان مجلس وزیران وقضات ازهمه طیف ادیان ومذاهب باشند

ازطرف دیگر قوانین کشور با حضور شورای مجتهدین درمجلس با انطباق با احکام الهی وحقوق بشر تصویب گردد

آیا این طرح برطرح موجود برتری ندارد؟

وآیا فرهنگ اسلامی درکشور اینگونه گسترش وتحکیم نمی یابد؟ 

به نام خدا

در قانون اساسی مصوب ۵۸ مقررشد بود تفسیر این قانون با شورای نگهبان است وان شورا با یک تفسیر من درآوردی وارد حیطه انتخابات شد وبا نظارت استصوابی مسیر مردم سالاری را به نفع طیف روحانیت حاکم قرار داد که اینک شاهدیم

اما نگرانی از این بود که شاید روزی مردم با همه پرسی بساط این تفسیر برچیده شود

لذا در اصلاح قانون اساسی درسال۶۸ آمدند در آخرین اصل یعنی ۱۷۷ راه را بر این همه پرسی بستند

درواقع ملت ایران دردرون یک سد قرار دارد که انتهایش مسدود وابتدایش تحت کنترل تا سد شکسته نشود واین یک فاجعه است

با نام مردم سالاری دینی نه ازمردم سالاری ونه ازدین چیزی نمی ماند وحکومت دردست طیف روحانیت خاصی تا مثلا ظهور ادعایی برقرار باشد که مشابه حکومت کلیسا درقرون وسطی است ویا آنچه در کشور اسرائیل است

نظام موجود باید انتخابات را از دست شورای نگهبان بگیرد چرا که خود این آمر دخالت قوه مقننه در امر اجراست وخلاف اصل تفکیک قوا

حرمت ملت بزرگوار را پاس دارید 

 

ریشه تاریخی صهیونیسم موجود

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 5 فروردین ·

به نام خدا

ره آورد موسای کلیم  تورات ودین یهود برای بنی اسرائیل بود

وآنان پس ازخروج ازمصر وعده بازگشت به سرزمینشان داده شد البته بشرط حفظ ایمان

آنان سرانجام به سرزمین خود رسیدند وپادشاهی خودرا با طالوت داود وسلیمان بنا کردند آنگاه به علت طغیان مورد هجوم کافران آن زمان قرار گرفته وسرگردان شدند تا به ۷۵ سال پیش

درایران باستان کورش به آنان کمک کرد وبخشی از یهودیان هم درایران پناه گرفتند

می بینید که سرگردانی یهودیان هیچ ربطی به اسلام و  مسلمانان نداشته است

با ظهور اسلام یهود مدینه درپناه اسلام بودند اما با مشرکان مکه درنهان علیه پیامبر توطئه چیدند 

این سرگردانی ادامه داشت تا دراروپا برنامه هولوکاست صورت پذیرفت وبجای دلجویی ازآنان ودادن بخشی ازاروپا به آنان خاورمیانه را که تحت قیمومت بریتانیا بودبرای اهداف کثیف خود برگزیدند وبا تاسیس دولت صهیونیستی جنگهای خاورمیانه آغاز گردید که تا کنون ادامه دارد

زمینه تاسیس دولت اسلامی درایران هم پس ازقدرت گرفتن پهلوی دوم چیده شد وبرای استمرار جنگهای خاورمیانه حکومت ولایی درایران شکل گرفت وما شاهد آخرین درگیری هستیم

ازمختصر بالا بخوبی بدست می آید که نه ایران ونه اسلام موجب سرگردانی یهودیان نبوده بلکه این سرگردانی بعلت طغیان خود آنان  وکشتار آلمان هيتلری بوده است 

چرا باید جور این سرگردانی وکشتار را ملت‌های خاورمیانه وازجمله ایران بکشند؟

غرب وحشی که بانی این ستیزها بوده خود مشکلش را حل کند 

پاسخ خدمات پادشاه ایرانی این نبود که ایران را شخم زنند والبته آنان درهمان دوران هخامنشی نیز ۷۰ هزار ایرانی را کشتند که بیادگار آن جنایت جشن پوریم برگزار می کنند

کما اینکه به همین تعداد از مردم غزه را ازتیغ گذراندند

امتی که خود موجب سرگردانی بود ودشمنانش کفار آن زمان ومسئولان اروپا بودند چرا باید ازمسلمان منطقه تقاض بگیرد؟

این یک پدیده سیاسی است که ابزار دست استعمارگران جدید دنیا برای بلعیدن منطقه است  

این مطلب بجای وبلاگ جنگ ادیان اشتباها دراین وبلاگ منتشر شده است 

مستند مطالب بالا کتاب عهد عتیق شامل تورات تلمود کتاب پادشاهان بنی اسرائیل وکتاب استر ومردخای است

درمورد تاسیس دولت اسرائیل مصوبات سازمان ملل وتاریخ جنگهای اسرائیل درمنطقه وآخرین آن درایران است

وجود واقسام ان

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 4 فروردین ·

به نام خدا

براساس نظریه ملا صدرا آنچه اصالت دارد وجود است نه ماهیت دومی امری ذهنی واعتباری است

ووجود منحصرا یکتاست یعنی هر وجود ی منحصر بخودش هست ولاغیر  چه خدا باشد ویا یک اتم وملکول

آنچه ازترکیب موجودات شکل می گیرد اموری اعتباری اند

مانند شرکت‌ها وانجمن ها جوامع تا جامعه جهانی وسازمان ملل همه اموری اعتباری اندو وجودات تشکیل دهنده اصالت دارند

حال شئی یا امری را که بشر خود بوجود می آورد واعتباری است مسوولیت مدیریت آن نیز برعهده خود اوست نه خداوند

خداوند خالق موجودات اصیل است وخود حاکم برانان که بدانان اختیار هم داده است

اما موجودات اعتباری خالقش انسان است واین انسان است که باید برایش مسوول بگمارد

جامعه ایران ساخته مردمی است بنام ایرانی وحکومت این جامعه باید توسط ایرانیان برپا شود واین امر ربطی به خدا ندارد

تنها امر اعتباری که درقرآن بدان اشاره شده امت است که آن هم وطن وسرزمین ندارد وهمه جایی است وحاکمش خداوند است وتنها درپایان جهان ما توسط نماینده اش حکومت امت واحده تشکیل خواهد شد که آن هم اعتباری است وباید توسط عباد انجام شود

گام اول تغییر در نظام

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 4 فروردین ·

به نام خدا

اگر نظام ورهبری واقعا طالب حمایت ایرانیان ازاین نظام باشند

به نظر بنده بدون اصلاح قانون اساسی کشور ویا اصولی از اصول آن تنها تفسیر نظارت استصوابی را جمع کنندوبگذارند مانند همه کشورهای دموکراتیک مردم نمایندگان مورد علاقه خود را انتخاب کنند واین امر تحت مدیریت وزارت کشور باشد

تنها همین اقدام کوچک روح مردم سالاری را درنظام موجود بجریان می اندازد

وظیفه شورای نگهبان حفاظت از اسلام ومردم سالاری است نه سدی دربرابر خواسته مردم 

البته حذف رهبری انقلاب ویا مرجعیت نیز بدون هزینه انجام می پذیرد 

باید به خدمت بکشور ایران وهم وطنانمان بپردازیم

کما اینکه در خدمت بدیگران ابتدا باید به اقربا پرداخت آنگاه دیگران

 

 

ملت ایران درقفس قانون اساسی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 4 فروردین ·

به نام خدا

با تصویب قانون اساسی سال ۵۸ وتفسیر من درآوردی شورای نگهبان ازامروز نظارت به استصوابی عملا مردم سالاری رو به افول گرایید وامروز شاهد کمترین استقبال در انتخابات بوده ایم

درسال ۶۸ با اصلاح قانون اساسی وتصویب آن براساس قسمت آخر اصل ۱۷۷ عملا ملت ایران دیگر قادر نیست وضعیت موجود در نظام را تغییر دهد

و نتیجه ملت باید این نظام را هرچند اقلیتی بپذیرد وچاره ای برای برون رفت ازاین گرفتاری نیست

شاید برخی از مردم که دل درگرو بیگانه داده اند بدین علت باشد

درهرحال اگر ملتی نتواند برای آینده خود تصمیم بگیرد عملا

مطلوب الاختیار است ودیگربرده این نظام خواهد بود 

واین برداشت ازاسلام مخالف با وحی وشیوه اولیاست