طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

واقعیت هارا باید پذیرفت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

چیزی که وجوددارد باید آنرا پذیرفت واگر قابل اصلاح باشد اصلاح نمود

نابودی یا مرگ امری وجودی خردمندانه نیست

به عنوان مثال کشور اسرائیل یک واقعیت است که ازطرف سازمان ملل شناخته شده است 

آیا نابودی ویا مرگ این موجود خردمندانه است؟

ازشعار باید گذشت وعقلانی اندیشید 

اما آنچه باید بمیرد ومرگ آن مقبول است موجوداتی خیالی است که وجود خارجی ندارد ولی ادعا می شود که هست

مثلا کتاب بحارالانوار با ۱۱۳ جلد حاوی بیش از۱۰۰ هزار روایت که معلوم شده است که بیش ازنیمی ازآنها جعلی وساختگی است

پس نابودی این کتاب به معنای آن بخش از روایات مجعول است نه همه آن 

اسرائیل در نقشه آینده خود یک کشور خیالی است و وجودندارد البته این موجود خیالی باید نابود شود حتی اگر وعده الهی باشد

ایران ما زمانی سراسر دو قاره را می پوشاند آیا وجوددارد؟ خیر 

یک موجود خیالی است که فعلا واقعیت ندارد واندیشه احیا آن هم نادرست است چون موجب درگیری می شود

بنابراین مرگ بر اندیشه صهیونیسم است که امری خیالی است نه اسرائیل شناخته شده درسازمان ملل

کافی است اسرائیل با همسایگان خود صلح کند دیگر درایران خبری از مرگ اسرائیل نخواهد بود

وشاید اجانب وصهیونیستها خواهان چنین شعاری درایران هستند تا موجود خیالی خودرا احیا کنند

به نام خدا

موارد چهارگانه بالا درهرانسانی به میزان ظرفیت او هست به عبارتی هیچ انسانی فاقد این مراحل نیست وسرانجام همه انسان ها باید به عالی‌ترین مرحله برسند 

مهمترین مرحله ولایت است یعنی آگاهی ودوست داشتن حق

به عبارتی عاشق وشیدای حق بودن تا چنین مرحله ای درفرد به اوج نرسد دیگر مراحل بدست نمی آید

ولایت یعنی معرفت وشیدایی خداوند است

آنگاه انسان ولایتمدار شایسته آگاهی از امور آسمانی می شود که همان نبوت است ودر مرحله بعد اورسالت پیدا می کند که پیام آور ازسوی خدا برای بندگانش باشد که همان مقام رسالت است وبرخی ازرسولان شریعت می آورند

اینان در میان بندگان خدا مامور به خلافت وامامت اند تا امت را رهبری کنند

همه انسان ها شایستگی کسب مقامات بالا را دارند منتها درحد ظرفیت خود هرفردی هم ولی است هم نبی هم رسول وهم امام یا خلیفه

مراحل بالا درارتباط با خداوند وبندگانش است و ابتدا بندگان سیر صعودی دارند وبعد ازطرف خداوند ماموریت هارا دریافت می کنند

مساله خلافت یا امامت ورهبری در جوامع ربطی به مراحل بالا ندارد دراینجا ملت ها وجوامع خود کارگزاران خودرا برمی گزینندوبرکنار می کنند وکارگزاران دربرابر مردم مسوولند

 

تفتیش عقاید ممنوع

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 9 اردیبهشت ·

به نام خدا

درقانون اساسی کشور تفتیش عقاید ممنوع است واین امر در مقررات حقوق بشر هم آمده است

اما شورای نگهبان قانون اساسی خود با تفسیری من درآوردی از قانون اساسی عملا دست به تفتیش عقاید کاندیداهای دو مجلس شورا وخبرگان وریاست جمهوری می زند

نظارت استصوابی یعنی تفتیش عقاید افراد کاندید

وزارت کشور صلاحیت نامزدان را ازجهت مشخصات شناسنامه سوابق تحصیلی وپیشینه بررسی می کند 

اما شورای نگهبان ازطریق ماموران خود ویا مستقیما افرادرا ازجهت داشتن عقایدشان تفتیش می کنند 

آیا واقعا مسلمانند یا ظاهر الصلاح آیا معتقد به اسلام قانون اساسی یا تشیع ویا ولایت فقیه هستند؟ واین امور ازطریق ایادی آنها درمحل زندگی ویا شغلی ویا امنیتی تحصیل می گردد

اینها تفتیش عقاید است ونباید انجام شود ولی شورای نگهبان برخلاف قانون اساسی عمل می کند

وتازه پس از این اعمال خلاف عملا منتخبین افراد مقبولی هم برای ملت نیستند وحتی نزدیکترین فرد به رهبری فقید هم توزرد ازآب درآمد یعنی آقای احمدی نژادوبرخی دیگر که مطرود ومحصور ومقهورند

نظارت استصوابی عملا مسوولان را بسوی نفاق ودورویی سوق می دهد ودروغ وتزویر جایگزین صداقت وراستی می شود

تفسیر شورای نگهبان خلاف خود قانون اساسی است وآنان برای نگهبانی ازقانون اساسی منصوب شده اند  

حاکم‌ حقیقی وحاکم اعتباری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 6 اردیبهشت ·

به نام خدا

حاکم حقیقی حاکمی است که دارای قدرت وامکانات است ومایل است که گردآمدگان خودش را به همه مواهب هستی برساند.

این حکومت برهستی وجوددارد وانسان ها براساس انتخاب خود با او بیعت می کنند وطالب رستگاریند.

مجموعه کسانی که حول محور این حاکم جمع می شوند امت نامیده می شود.این امت مکان خاصی ندارد ودرهمه جای کره خاکی که ازحاکم است حضور دارند

پیامبران حامل‌ پیام های او برای امت هستند واولیا هادیان راه

اما حاکم دیگری وجوددارد که اعتباری است وان حاکمان در میان ملتهاست ودرواقع این حکومت ها همانند یک شخصیت حقوقی هستند که زمانی ممکن است ازبین بروند یعنی منحل گردند

دراین حکومت حاکم کارگزار جامعه است وازخود چیزی ندارد که به جامعه بدهد الا مدیریت که بابت آن هم حقوق می گیرد

در حکومت اعتباری جامعه خود دارای سرمایه است وبا انتخاب حاکم  در صدد مدیریت بهینه آن است که این نقش را حاکم یا حاکمان برعهده می گیرند.

در هستی تنها یک حاکم حقیقی وامت وجوددارد اما حکومت های اعتباری بمیزان تعدد جوامع وملت ها هستند

ازمجموعه حکومت‌های اعتباری سازمان ملل تشکیل می گردد که دارای اعتبار ثانوی است که برای مدیریت همه حکومت‌ها تشکیل می شود واعتبار آن هم برگرفته از اعتبار خود حکومت هاست.

پادشاهی یا جمهوریت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 5 اردیبهشت ·

به نام خدا

برخی میان این دو تفاوت قائلند ویکی را بردیگری رجحان می دهند

درحالیکه دریک جامعه مردم سالار انتخاب مردم ملاک است چه درراس نظام شخصی بنام پادشاه باشد یا رئیس جمهور امپراتور باشد یا ولایت فقیه

اینها هیچ تفاوتی ندارند چون همگی کارگزار یک نظام مردم سالارند 

گاه فردی را ثابت مشخص می کنند وگاه زماندار مثلا درمالزی 

پادشاهی است اما برای مدت ۶ سال ویا در اسپانیا پادشاهی است اما قدرت دردست دولت است وشاه نماد است

گاه رئیس جمهور بسیارقدرتمند است

درمورد پادشاهی نباید مساله دریک خانواده مستقر شود که موجب فساد گردد تاج را می توان برسر هر فردی قرار داد که شایستگی آن پست را دارد

اینکه درسیستم پادشاهی توارث حاکم است بیشتر ریشه در قدرتمند شدن یک خانواده است وگاهی هم ریشه دینی دارد 

که آن هم درمورد اولیا مطرح بود نه هرفرد دیگری مثلا درایران انتظار براین است که پس از امام راحل باید فرزندشان رهبر می شدند ویا پس ازرهبر فقید فرزند ایشان باید رهبر شوند همه اینها برخطاست وبیشتر جنبه تقدس درمیان است 

اساسا وقتی مجلسی بنام خبرگان تشکیل می گردد تا رهبر تعیین کند بمرور زمان مجلس پیرو رهبر منتخب خود می شود وزمینه توارث درآن جا می افتد 

برای تعیین شاه یا رهبر باید قوه مقننه اقدام کند ونیازی به مجلسی خاص نیست کما اینکه درمالزی یا اسپانیا مجالس قانونگذاری اقدام کننده اند

اگر این موارد زدوده شود انتخاب فردی درراس جامعه تحت هرعنوان فرقی نمی کند چون مجلس درراس امور است وکشور وحتی فردرهبر هم تابع قانون اند 

به نام خدا

اگر بخواهیم درمیان حقوق انسانی مهمترین آنرا معرفی کنیم آن آزادی دربیان است.

فرض بگیریم که حکومت هرشکلی داشته باشد سلطنتی یا جمهوری مردم سالار یا استبدادی  دینی یا سکولار

آنچه می تواند شکل حکومت را متعادل کند آن آزادی بیان است

اگر درجامعه افراد حق داشته باشند بطور فردی یا اجتماعی ازطریق احزاب یا تشکل های دیگر ویا مطبوعات افکار ونقدهای خودرا به حکومت بیان کنند ویا بنویسند ومنتشر کنند دردرازمدت حکومت درمسیر خواسته اکثریت تغییر شکل می دهد 

برای بقای یک حکومت مردم سالار وعدالتخواه نیز وجود آزادی بیان شرط ضروری است والا دچار انحراف می گردد.

افکار تا زمانی که اجازه انتشار وبیان را نداشته باشند بمرور دراذهان مردم تلنبار شده وبیکباره دچار انفجار گردیده وجامعه را به انقلاب ویا هرج ومرج می کشاند

آزادی بیان همچون رود آرام وپاکی است که در مسیر حرکت خود هوای تمیز ایجادوروییدنی هارا می رویاند وطبیعتی سالم را بجا می گذارد.

به امید آزادی بیان در جمهوری اسلامی 

جهان قانونمدار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 4 اردیبهشت ·

به نام خدا

جنگ ودرگیری میان آمریکا وایران درمرحله آتش بس است که بنوعی درحالت نه جنگ ونه صلح است

به نظر می رسد که طرفین درگیری آزادامه جنگ خسته شده وبدنبال راهی برای خروج ازآن هستند اما نمی خواهند شکست خورده  محسوب شوند

وجود سازمان ملل برای حل چنین مواردی است که طرفین هردو رضایت بدست آورند

رجوع به سازمان ملل یعنی پذیرش قانونمداری وپیروی از قوانین بین المللی

با نظر سازمان ملل بررسی کنند خواسته های طرفین کدامیک درچارچوب مقررات بین المللی نیست  وکدامیک هست؟

براحتی اختلافات برچیده می شود

مثلا آیا ایران حق داشتن غنی سازی را دارد؟ یا داشتن کیک زرد ویا ساختن موشک با هربردی؟ ویا کمک به دیگر کشورهای طالب یاری

پاسخ روشن است وبرمبنای مقررات عمل گردد

درمورد کنترل برتنگه هرمز مقررات جهانی چه می گوید؟

اگر مبنای حل اختلافات قانون قرار گیرد هم احترام به قانون است وهم بخودمان که ازواضعان آن بوده ایم.

البته چون رژیم صهیونیستی عموما خارج ازچارچوب مقررات بین المللی عمل می کند جز با زور نمی توان کاری کرد

 

مخالفان نظام تریبون ندارند

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 3 اردیبهشت ·

به نام خدا

درکشور یا مخالف نظام هست یا نیست

اگر نیست که این حکومت چرا با اقلیت آراء مردم تشکیل شده است؟

پس مخالف هست اما تریبونی برای بیان مخالفت خود ندارد

اگر می داشت که سراز خارج وشبکه های اجانب سردرنمی اورد.

صدا وسیمای کشور دربست دراختیار نظام است ومخالف درآن راه ندارد 

مطبوعات مجاز به نقد نظام نیستند.

بنابراین مخالف راهی جز سکوت منجر به انفجارندارد ویا درخارج ازکشور سراغ رسانه های اجنبی می رود.

مردم سالاری با فقدان رسانه مخالف معنا ندارد 

نظام ازهمین الان دراندیشه چاره کار باشد وجود اختلاف خود نعمت است وموجب می گردد تا بجای درگیری فیزیکی با بحث ونقادی رفع اختلاف گردد. 

به نام خدا

تقسیم ملت به خودی وغیر خودی ازمواریث رهبر فقید است

در هر تقسیمی ممکن است درطول زمان بهر یک از مقسومات افزایش ویا کاهش تعداد طرفداران آنها روی دهد مثلا در تقسیم سیاسی مردم در آمریکا به جمهوریخواهان ودموکرات ها همیشه ازیکی کاسته وبه دیگری افزوده می شود وگاه هردو کاهش یا افزایش می یابند

اما درتقسیم جامعه به خودی وغیر خودی قاعده فوق وجودندارد ودرطول زمان طرفداران خودی ها کاهش یافته وبرغیر خودی ها افزوده می شود

چرا که در دایره تنگ خودی ها زمینه ورود بسیار کم است ویا به عبارتی غیر ممکن است بنابراین درطول زمان وبعلت برآمدن اختلاف درمیان خودی ها بخشی به غیر خودی ها می پیوندند وازخودی ها کاسته می شود

این روند تا آنجا ادامه می یابد که به یک کودتا در جامعه قابل تشبیه است

کودتا گران  گروهی اندک وهمدل اند تا حکومتی را دردست بگیرند ومتکی به زور وتزویرند.

جوامع ایدئولوژیک دچار چنین وضعیتی هستند

آیا درجامعه ایران پس از رهبرفقید ما گرفتار چنین وضعیتی نشده ایم؟

البته بدون توجه به مساله تجاوز اجنبی به کشور که موجب نوعی اتحاد درمیان مردم شده است

 

به نام خدا

در انقلاب مشروطیت قرار بود که استقلال قوا باشد وشاه غیر مسوول وازطرف دیگر چند مجتهد درقوه مقننه نظارت بر مصوبات مجلس را داشته باشند به عبارتی کشور پادشاهی دینی بود اما درعمل تبدیل شد به دیکتاتوری ضد دینی

برهمین اساس ملت ایران درانقلاب اسلامی بدنبال همان خواسته خود در انقلاب مشروطه بود یعنی اگر فردی رهبر می گردد همانند پادشاه غیر مسوول باشد وقوای سه گانه هریک مستقل وقوانین با نظارت چند فقیه باشد

اما بجز دوره اول انتخابات مسیر مردم سالاری بسوی روحانیت سالاری تغییر یافت وجمهوری اسلامی شد حکومت اسلامی

در چنین حکومتی آشکار است که احکام دین با برداشت‌های تندروانه ومتحجرانه انجام می گردد تا بقای حکومت استمرار یابد 

مثلا برای هرفردی که برای نظام خطر ایجاد کند اعدام در نظر گرفته می شود درحالیکه در یک مردم سالاری دینی اعدام بسیار محدود است وان هم درمورد قتل عمد وبدون رضایت ولی دم ومواردی دیگر 

درنتیجه ملت ایران مظلوم واقعی دردوانقلاب بزرگ خود بود 

یا دیکتاتوری ضددینی ویا استبداد دینی برآن حاکم گردید

به امید مردم سالاری دینی که گمشده دو انقلاب بوده است

زمان صلح فرا رسید

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 اردیبهشت ·

به نام خدا

ترامپ بدون پذیرش هیچ شرطی آتش بس را تا رسیدن به توافق تمدید کرده است

این بهترین فرصت برای مذاکره وحل وفصل اختلافات است

چون مساله لبنان مستقلا پیش می رود

وموضوع کشتی توقیفی چندان ارزشی ندارد ودرجریان مذاکره حل خواهدشد

ومهمترین مساله محاصره دریایی است که این امر امریکارا زیر سوال جهانی می برد 

درست که ایران محروم از درآمد می شود ولی بهترین فرصت برای فعال کردن اقتصاد مقاومتی است 

بنابراین مسوولان ایران نباید این فرصت مناسب را ازدست داده وبهانه جویی کنند

تندروهارا بگوشه برانید ونزد مردم افشایشان کنید الان زمان ورود قدرتمند چهره های سیاسی منتخب موجود به صحنه است

یا علی مدد گویان برای نجات میهن وملت پیش بروید که سخن ازصلح شیرین ترین کلام برای ملت داغدیده است 

وازنظر سیاسی که ترامپ در کشورش گرفتار شده است ودستان صهیونیست‌ها بسته شده برای گرفتن حقوق ملت ایران بهترین فرصت است.

جانفدایان ایران

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 31 فروردین ·

به نام خدا

اخیرا اعلام شده که لیست جانفدایان به مرز ۳۰ ملیون نزدیک شده است

اگر مراد فدائیان کشور ووطن باشد که قطعا بمرز ۸۰ ملیون هم می رسد .ایرانیان کشور ومیهن خودرا دوست دارند ودراین زمینه سرآمد هستند

بیاددارم زمان پهلوی دوم ایشان اعلام داشت هرکس موافق این شرایط نیست پاسپورتش را می دهیم هرجا که می خواهد برود

امروز باید اعلام شود هرکس پاسدار این مرزو بوم نیست جلای ایران کند که جایش ایران نیست 

ایرانیان همه خودی هستند مگر اندکی بیگانه پرست دراین سرزمین جا خوش کرده اند که نه تنها بمیل خود که باید اخراج شوند

ایران سرزمین ایرانیان وطن دوست است وجانفدایان آن حدومرز ندارد

نباید آمار گیری برای حکومت یا ولایت بشود که قطعا اقلیتی را دربر می گیرد 

حضور اکثریت قاطع ملت در حمایت ازمقاومت دربرابر متجاوزان به میهن ربطی به سیاست موجود ندارد 

ملت ایران همیشه حامی ارتش خود بوده وارتش همیشه فدایی ملت ایران بوده است 

شاهد بودیم که برای ایران عزیز رهبران ومسئولان نظام هم خودرا فدایی سرزمین ایران کردند فارغ ازاینکه چه باورهایی دردل دارند

دین مذهب قومیت زبان ...تاثیری در ایران دوستی ایرانیان ندارد

به نام خدا

من در میانه میدان هستم روبروی نظام موجود نظامی که درطول مدت حضورش بی عدالتی گریبان مردم را گرفته است

این چیزی است که می بینم اما بهتر است به پشت سرم نیز نگاهی بیفکنم

آمریکا اروپا اسرائیل کشورهای عربی در پشت سرمن وروبروی نظام قرار دارند

آیا من همراه آنان هستم؟ یا آنان فریبکارانه مرا همراهی می کنند؟

خوب سابقه آمریکا در نیم قرن دوران پهلوی روشن است

اروپا همان جنایتکاران علیه یهود که دولتی اشغالگر درسرزمین اشغالی ایجاد کردند

اسرائیل با ۸۰ سال تجاوز واشغالگری

ودولتهای مزدور وغیر مردمی وساخت پرداخته غرب وحشی

آیا من همراه آنان هستم؟ ویا با فریب خودشان را همراه من می دانند؟

خیر من بدنبال منافع نیستم من درتعقیب تحصیل حقوق قانونی خود درکشورم هستم 

من قصد ندارم نماینده واقعی مردم ویا وزیر شایسته ای کنار زنم من خواهان برکناری نمایندگان غیر مردمی ووزیران ناشایست هستم

من آقای کشورم هستم ونیاز به آقا ندارم ازهررنگش داخلی وخارجی

من دنبال آزادی استقلال وقانونمداری هستم 

کجا آنانکه درپشت سر من قرار دارند چنین مطالبه ای دارند؟

آنان قصد تصاحب کشورم را دارند ومن صاحب کشورم هستم وهرگز به بیگانه اجازه ورود یا تجاوز نمی دهم

بهتر است گاهی به پشت سر نیز بنگریم تا گرفتار شیطنت اجانب نشویم 

به نام خدا

بهرصورت با یک همه پرسی درانتخاب نوع حکومت وتصویب قانون اساسی آن درسال۵۸ اولین انتخابات مجلس شورا وخبرگان وریاست جمهوری انجام شد که دوره اول بسیار پرشور وبدون نظارت خاص بود

اما دردوره بعد با تفسیری که ازسوی شورای نگهبان درمورد نحوه نظارت برانتخابات به عمل آمد نظارت استصوابی باب شد وازاینجا انحراف از مسیر قانون اساسی مصوب ۵۸ آغاز گردید

اگر چه امام با این امر مخالفت کردند ولی شورا کار خودش را کرد که تا کنون ادامه دارد واین نظام محصول این نظارت استصوابی یا تفسیر من درآوردی است

یکی از اموری که نباید درقانون اساسی مطرح باشد تفسیر آن است که می تواند درهرزمان ازآن سوء برداشت شود

اصول قانون اساسی باید روشن ومحکم باشد وغیر قابل تفسیر

اگر چنین تفسیری از نظارت درانتخابات نمی شد هرگز نظام موجود ازمسیر مردم سالاری خارج نمی شد وروحانیت کاملا زیر نظر ملت ونمایندگان آن قرار داشتند

امام فرمود مجلس درراس امور است ورهبر فقید قانون را فصل الخطاب دانستند اما نه آن مجلس مردمی بوجود آمد ونه قانون فصل الخطاب شد همه چیز دررهبری خلاصه شد

تنها چهره سیاسی کشور که از آغاز انقلاب تا کنون در مسند خود باقی است آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان است ومی توآن اورا بانی همه این امور دانست وجالب است که با این هم خدمات چگونه مشمول امر شهادت نشده اند شاید خداوند

فرصت داده است تا اشتباهش را جبران کند

درزمان پهلوی ها هم لیست نامزدان مجالس ووزیران خدمت پادشاه ارائه می شد تا موارد حذفی ویا اثباتی را مشخص کنند

این امر مباین با مردم سالاری بود وهست

به نام خدا

برخی ایران را با مثلا ژاپن یا کره جنوبی مقایسه می کنند که اگر همراهی با صهیونیست‌ها وآمریکا بکند وضعیتی مشابه آنها خواهد داشت 

این گمانه سخت نادرست است آن ملت‌ها ومشابه آنها نه درتاریخ سابقه دارند ونه در مکانی سوق الجیشی هستند 

ایران وارث تمدن بزرگی بوده وهست ولذا نیت غرب وحشی درمورد ایران بردگی ایرانیان است نه رشد وترقی

بهترین دلیل دوران انقلاب مشروطیت بود که سلسله پهلوی ها همان خواسته غربی هارا پی گرفتند ودرمیان کشورهای اسلامی این ایران بود که با اسرائیل رابطه برقرار کردوموجب دشمنی اعراب شد

اما چه برسر این ملت آوردند پهلوی اول را آواره کردند ودردوره پهلوی دوم دولت قانونی را ساقط وشاهی مطیع خود بوجود آوردند

اما همین شاهی که برنامه آنهارا پی می گرفت وبا صهیونیست ها همراه شد خربزه زیر پایش گذاشتند ومانند پدرش ساقط کردند ودرنهایت آواره شد که موجب تحقیر ملت ایران بود اگرچه از سلطنت بیزار بود

ملت ایران شایسته بالاترین درجات در میان ملت هاست وچنین ملتی سرنوشتش را نباید بیگانه رقم بزند

برای یکبار وهمیشه قلدران جهانی دست ازاین کشور بردارند وبگذارند سرنوشت آنها دردرون کشور رقم بخورد نه درمیان اجانب 

اگر اقلیتی دینی وباورمند توانسته اند کمر غرب وحشی واذنابش را بشکنند قطعا اکثریت ملت نشان خواهد داد که همان ایرانیان عصر باستانند وصاحب تمدنی شگرف وپیرو آخرین پیام الهی

به نام خدا

تا پیش از تجاوزات غرب وحشی به کشورمان ایران وایرانی اعتبار چندانی در دنیا نداشتند چون دارای حکومتی اقلیتی بودند

اما با تجاوز ات آمریکا وصهیونیستها بویژه تجاوز اخیر ایرانیان بسیاری که درداخل وخارج ازسیاست کناره گرفته بودند ویا مخالف نظام بودند به حمایت از دولت پرداختند چون مساله کشورشان مطرح بود نه حکومت موجود

به یکباره تبلیغات دروغین غرب رنگ باخت وایرانیان متوجه شدند که سرزمینشان درخطر تجزیه ونابودی است 

مقاومت دلیرانه دربرابر متجاوزان وحشی اعتبار گذشته ایران را برگرداند وگویا باز انقلابی دیگر مانند ۵۷ روی داد

هرآنچه غرب بافته بود پنبه شد دولتها وملتها به اقتدار ایران پی بردند

کدام کشور جسارت می کرد اسرائیل را بمباران کند؟ 

کدام ارتش دربرابر تجاوزات بی امان قلدر جهانی ایستاد 

ملت‌ها باردیگر دیدشان نسبت به ایران وایرانی عوض شد وبرعکس علیه آمریکا وبویژه صهیونیست ها اعلام نظر کردند

حال نظام ایران باید قدر این حمایت ملی را بداند و سرمایه هرحکومتی حمایت ملت آن است 

آن شا ءالله پس ازپایان این مشکلات ما شاهد نقش ملتمان در عرصه سیاست کشور باشیم 

انتخابات آزاد مردم سالاری وقانونمداری جایگزین وضعیت فعلی شود

ایران شایسته جایگاه مهمی درجهان است

به نام خدا

یکی از مشکلات مربوط به دین وجود اختلافات عدیده درمیان عالمان دینی است که مرکزی هم برای رفع اختلاف وجودندارد

بنابراین وجود عالمان دینی درراس حکومت یا مدیریت آن نه تنها مفید نبوده بلکه موجب اختلافات می شود بگونه ای که درعصر حاضر درکشورمان شاهدیم 

مثلا گفته شود که حاکم نایب امام معصوم است این خود عملا موجب تضاد می گردد ومردم را به امام معصوم بدبین می کند

حکومت متعلق به مردم است نه امام معصوم

اما هدف امام معصوم پیاده کردن احکام دین بوده است نه خلافت ولذا دین می تواند در قوه مقننه بوسیله چند مجتهدمورد توجه ونظر قرار گیرد وپس ازرفع اختلافات قانون تصویب گردد 

دراین صورت قانون دارای روح دینی است ومقبول ملت بی آنکه شاهد یک روحانی درراس نظام باشند 

مهم حکم خداست که باید اجرا شود نه اینکه کسی نمایندگی خدارا داشته باشد

حکومت را به بند ناف مردم گره بزنید نه ناف اولیا که تنها گروهی اندک را خشنود می کند

به نام خدا

انسان تا زمانی که درقید حیات است می تواند فکر کند وساخت شود والا پس ازمرگ هیچ ارزشی برای انسان نیست ولذا در جهان انسانی اصل بربقای یک فرد است نه قطع حیات او

البته در احکام الهی ویا ایدئولوژی ممکن است قطع حیات موجب تداوم حیات تلقی شود واین امر مربوط به یک امت است نه ملت که مجموعه ای از انسان های با اندیشه های گوناگون است

پس در جهان ما اصل حیات یک فرد ومهم حذف اعدام یا ترور است وباید برای حل مشکل مجرمان خطرناک تلاش شود تا جایگزین اعدام بوجود آید.

دریک نظام مردم سالار وقانونمدار چون مجرم قربانی جامعه ناعادلانه محسوب می شود تلاش می شود ازاعدام پرهیز کند وراه دیگری بیابد مثلا درموارد قتل نفس باید رضایت ولی دم بهر نحو بدست آید وبخشش امری مقبول ومطلوب پنداشته شود

واگر بفرض اگر قصدتصویب  اعدام مطرح باشد باید قانون با دوسوم آراء نمایندگان تصویب گردد تا نشانه موافقت اکثریت قاطع ملت باشد

آینده ایران مشخص است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 26 فروردین ·

به نام خدا

بهرحال این درگیری هم پایان خواهد یافت وشب تاریک می‌رود تا سحر گردد.

امااین بار ملتی که نشان داد دربرابر اجنبی استوار است در امور داخلی هم ایستادگی خواهد نمود تا ثمرات تلاش های خودرا برای آیندگان بیادگار بگذارد

نسل موجود سوختند بخشی درجنگ ها شهید شدند بخشی در نامردمی ها کشته شدند ونسل موجود ازبدو تولد شاهد چندین جنگ ودرگیری های سیاسی بیهوده بوده است 

دیگر شعارها کارساز نیست وباید عمل گردد

کشور باید مردم سالار وقانونمدار باشد والبته قوانینی متکی بر احکام حقوق بشری والهی

طرح قانون اساسی آینده پیشنهاد شده است 

کسانی که نیم قرن درمصادر امور بوده اند جا را تخلیه ودریک انتخابات کاملا آزاد وبدون نظارت استصوابی به کارگزاران ملت واگذارند 

نسل آینده دوران ساز خواهد بود ایران را به همان تمدن بزرگ ویا قله مورد نظر خواهد رسانید 

سهم رهبران موجود پایان دهی به نیم قرن انقلاب خونبار است تا یاد نیکی ازآنان درتاریخ بماند والا آینده از آن گذشتگان نخواهد بود.

شکارچیان انسان ؟!

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 26 فروردین ·

به نام خدا

ماموران امنیتی درواقع نوعی شکارچی انسان هستند که شکار خودرا یافته وتحویل دادگاه می دهند

واما داستان ما ترور صدها نفر از رهبران سیاسی نظامی علمی وتخصصی بودند که دردام جاسوسان صهیونیست‌ بودند ومورد ترور قرار گرفتند

زمانی که شکارچیان ما درتعقیب مخالفین ریزو ودرشت بودند صهیونیست‌ها شکارهای درشت را در چنگ خود داشتندو منتظر انجام حکم اعدام آنان بودند

شکارچیان صهیونیست پیشتر وبیشتر مهره های درجه یک را شکار می کردند وشکارچیان داخلی دراندیشه مهره های فرعی وفریب خورده بودند 

چهره های ترور شده محصول سالها تلاش وکوشش کشوربود درحالیکه آنچه ازسوی ما شکار شده واعدام می شود ازسطوح پایین جامعه وغالبا نیازمندو رنجیده خاطرند

آیا نباید نگرش جدیدی دراین امر بوجود آید تا جوانان ما در دام ماموران امنیتی صهیونیست‌ها نیفتند تا مهره های اصلی نظام ترور شوند؟

ما ازدو جهت خسارت می بینیم 

جوانانی که آینده سازند واعدام می شوند وزبده هایی که مورد ترور قرارمی گیرند که سالها برای آنان زحمت کشیده شده است.

درواقع آنان نسل مارا نابود می کنند وما شعار مرگ برآنان می دهیم

ظاهراحتی یک مورد از اعدامی ها ازمهره های اصلی نبوده اند

که موجب ترور رهبران باشند