طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

تنهاراه حل مشکل جامعه ایران

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 24 فروردین ·

به نام خدا

آنچه از تجاوزات بیگانه بکشورمان حاصل شد این بود که اولا هرگز چشم به اجنبی نداشته باشیم ثانیا بخشی از ملت که طرفدار جدی اسلام هستند نشان دادند درراه این نظام ازجان خود دریغ نمی کنند پس هرگز قابل حذف نیستند

اما بخش دیگر جامعه به‌ هردلیل که مخالفند حق دارند در کشورمان مطرح باشند ومثلا حقوق بشر درمورد آنان رعایت شود

بنابراین تنها راه حل مشکل نظام موجود نه درحذف بخشی ازجامعه بلکه در گرو تلفیق وپیوند آنهاست

ملت ایران از دوره باستان متدین به دین الهی بوده وتا کنون چنین بوده است رعایت احکام الهی مدنظر اکثریت ملت است اما بخش دیگر نیز حقوشان باید مراعات گردد

درنتیجه باید قوانین کشور در چارچوب احکام بشری والهی تنظیم وتصویب گردد وبرای حفاظت از این امر شورایی متشکل از۶ فقیه و۶حقوقدان بین المللی در قوه مقننه وجود خواهد داشت

دراین صورت دیگر نیازی به رهبر وولایت فقیه وحضور روحانیت در مدیریت کشور نخواهد بود

مهم وجود قوانین منطبق با شرع وعرف وحقوق بشر است

جهان درآستانه یک تحول بزرگ

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 17 فروردین ·

به نام خدا

زمانی که انقلاب اسلامی برهبری امام راحل پیروز شد ومردم جهان شاهد یک تحول بزرگ درخاورمیانه بودند به یکباره ایران در سازمان های جهانی موقعیت ممتاز بدست آورد

در کنفرانس اسلامی بریاست انتخاب شد ودر مجموعه کشورهای غیر متعهد دارای موقعیت ویژه ای قرار گرفت درسازمان ملل زمینه ایجاد یک موقعیت ویژه بوجود آمد تا یکی از اعضای دارای حق وتو بشود چهره ای میانه در میان دو ابرقدرت چپ وراست

اما ابرقدرت ها نخواستند با واقعیت جدید روبرو شوند وآنرا بپذیرندولذا شروع کردند ازداخل با عوامل نفوذی ودرخارج ازطریق تجاوز نظامی ایران را تضعیف نمایند

اما دیدیم که کمونیست ها اولین قربانی مقابله با انقلاب اسلامی ایران شدند وشوروی وپیمان ورشو پاشید ومرگ آن تحقق یافت

اما کاش طرف غربی به این امر توجه می کرد وخودرا ازچنبره صهیونیسم نجات داده ونقش ایران را درجهان می پذیرفت اما ظاهرا قربانی بعدی خوداوست

سازمان ملل دیگر ارزشی نداشت که جایگاهی برای ملت ایران باشد مکانی بود برای زالوهای جهانی که دیگر عمرش بسر می رسید

ایران اگرچه در داخل با نفوذ اجانب ضربات سنگینی خورد اما درخارج ضربات جبران ناپذیری به اجانب وارد نمود که شاید دیگر قابل ترمیم نباشد وبساط این خیمه شب بازی در سازمان ملل جمع شود

ایران پیش از انقلاب اسلامی هم درمسیر تمدن بزرگ بود که درآن زمان هم با نفوذ اجانب دردربار زمینه سقوط شاه فقید را فراهم کردند

جهان سیاست گرفتار سلطه صهیونیسم تاب دیدن ایران مستقل از شرق وغرب را ندارد ومایل است که همچنان انگل های موجود در سازمان بی هویت ملل متحد حاکم برملتهای جهان باشند

ملت بزرگ ایران با تحمل این همه سختی ها ازدرون وبیرون سرانجام پرچم استقلال خودرا ازهرگونه سلطه اجانب برافراشته خواهدنمود وازاین تفرق وجدایی درمیان ملت بوحدت خواهد رسید 

تفرقه میان درون وبیرون انسان

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 فروردین ·

به نام خدا

بدترین بیماری که موجب نابودی انسانیت می گردد جدایی درون وبیرون انسان ازیکدیگر است که گاه با اختیار است مانند نفاق وگاه باجبار مانند سیاست جامعه با باورهای انسان

مهمترین نقش شیطان همین امر است که تلاش می کند افرادی گول زند تا به نفاق درآیند ویا جامعه را از اکثریت آگاه دور سازند

تصور کنید فردی برای تربیت فرزندش درغرب تلاش می کند ولی تربیت جامعه بگونه ای است که فرزندش را بدام همجنسگرایی می کشاند .او تلاش می کند فرزندش را نجات دهد ولی سیاست حاکم اورا منع می کند. آنجاست که انسان دچار دوگانگی می شود یا باید فرزندش را رها کند ویا ازآن جامعه بگریزد که هردو دشوار است وهمچنان می سوزد

باید میان نهاد درون وسیاست بیرون هماهنگی بوجود آید تا تعدیلی درمیان باشد واین امر ازطریق تلفیق دو مجموعه احکام بشری والهی درقوه مقننه هرکشوری است

این امر در طرح پیشنهادی قانون اساسی بنده بخوبی لحاظ شده است  

عوامل مخدوش کننده اختیار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 فروردین ·

به نام خدا

انسان مختار آفریده شده است واو براساس اختیارش هم باورش را انتخاب می کند وهم حاکمش را

اما این انسان مختار به عللی اختیارش تهدید وتحدید می گردد

گاه اورا برده می کنند گاه اورا زندانی می کنند گاه اورا تحت فشار قرار می دهند گاه اورا با تبلیغات دروغین می فریبند

گاه اورا با مذاهب افراطی گرفتار می کنند وگاه اورا از آگاه شدن بدور نگاه می دارند

درتمامی این موارد کسانی که اختیار انسان را تهدید ویا تحدید کرده اند مسئولند وفرد تحت تهدید وتحدید درحد تو انش مسوول است .

فرد نباید تحت هیچ شرایطی خرد خودرا واگذار کند حتی به پیامبر ومعصوم چه رسد به غیر معصوم

فرد نمی تواند اقدام خودرا منوط به دستور مافوق قرار دهد چه اگر عقل او نمی پذیرد استعفا دهد نه اینکه برده وار عمل کند

اختیار با ارزش ترین هدیه الهی به انسان است وشاید همان امانت الهی باشد که درکلام وحی آمده است

با این قدرت می توان آگاه شد وپیش رفت 

درجامعه اختیار با نمایندگان مردم است که تصمیم بگیرند وهرگونه تهدید وتحدید درانتخابات موجب خدشه به این اختیار است

هیچ قدرتی نباید در بالای مجلس قرار گیرد مردم سالاری یعنی این واگر مسوولان درگرو قدرت دیگری هستند حتی خداوند سخت دراشتباهند چون خداوند این اختیاررا به انسان وملت داده است واین انسان وملت است که باید قدر خودرا بداند نه درمسیر تبعیت ازفردی باشد 

منشورحقوق بشر متعلق به کیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 فروردین ·

به نام خدا

ظاهرا پس ازتاسیس سازمان ملل مقررات حقوق بشر تنظیم وتصویب شده است واین امر سابقه حداکثر یک قرنه دارد

اما درتنظیم این حقوق از منشور حقوق بشر کورش کبیر شاهنشاه ایران استفاده شده است.

آیا این منشور ازکجا نشات گرفته است؟

ازملت ایران درعصر باستان که یگانه پرست بودند ومتدین به دین میتراییسم یا آیین مهر پرستی ویا همان دین مجوس به تعبیر کلام وحی که درردیف ادیان الهی آمده است ومحتملا نشات گرفته از نوح وابراهیم خلیل است

به عبارت روشن تر منشور برگرفته از آیین الهی است در عصر باستان وامروز در مصوبات سازمان ملل ورود پیدا کرده است

ویا به عبارت دیگر حقوق بشر منشا آسمانی دارد ورفتار حکومت های افراطی دینی موجب خدشه برآن شده است

اگر پیشنهاد تلفیق حقوق بشر واحکام الهی است بدین خاطر است که حکم مادروفرزندی درمیان است وباید فرزند درکنار مادر باید نه آنکه بجدایی منتهی شود

درقانون اساسی مشروطیت این امر آمده بود ولی مورد توجه قرار نگرفت ودرقانون اساسی جمهوری اسلامی نیز هدف همین بود اما روحانیت یکه تاز شد وحقوق بشر تبدیل به حقوق روحانیت گردید 

به نام خدا

در مبحث جبر واختیار گفته می شود که همه هستی جبر است بجز انسان مختار یعنی همه موجودات تحت قوانین جبری هستند بجز انسان که مختار آفریده شده است وتنها اصل اختیار جبری است یعنی انسان نمی تواند اختیار خودرا سلب کند وباید مختار باشد

حال چون حکومت خداوند برهستی چنین است پس پیامبر او ویا جانشین پیامبر نیز چنین اند یعنی بر انسان مختار حاکمیت ندارند .

اینکه گفته شود آنان صلاحیت حکومت دارند درست است همچون خداوند که صلاحیت حکومت دارد ولی انتخاب با انسان ومردم است به عبارتی انسان وملت ها براساس ظرفیت خود انتخاب می کنند وبقولی خلایق هرچه لایق واگر بزور وکراهت خداوند ویا پیامبر وجانشین او برمسند حکومت بنشینند نتیجه مثبت نخواهد بود بر ای نمونه دوران پیامبر وعلی ع درحکومت پر از جنگ ها وغزوات بود چون مردم آمادگی پذیرش قلبی چنین شخصیت هایی را نداشتند

لذا تحمیل حکومت ولایت فقیه به عنوان نیابت معصوم ویا اصرار برآن نتیجه اش نیم قرن درگیری وجنگ است که به عنوان دفاع ملت ایران راگرفتار کرده است

بزرگترین خیانتی که روحانیت به ملت ایران نمود تصویب اصل ۱۷۷ است که اختیاررا ازملت ایران سلب نمود ورهبر فقید هم بهمین خاطر طالب همه پرسی نبودند

همانگونه که امام راحل دربهشت زهرا اشاره به برکناری سلطنت نمودند درحالیکه سلطنت قابل تغییر نبود حکومت ولایت فقیه ویا مذهب تشیع ودین رسمی هم قابلیت تغییر دارد واحدی نیست وباید روحانیت حاکم بدین امر توجه کند

به نام خدا

درقرون وسطی کلیسای مسیحی درخدمت بود واحکام مسیحیت درجامعه اعمال می شد بعلاوه کشیشان برای بقای خود ازهرستمی دریغ نداشتند

سرانجام با انقلاب مردم اروپا کلیسا ازقدرت سیاسی کنار گذاشته شد وبدنبال آن سکولاریسم جایگزین گردید

امروز نتیجه جدایی دین ازسیاست را در غرب وحشی می بینیم

استعمار سرزمین های دیگران وسلطه بر جهان وترویج فرهنگ ناهنجاری ها وفسادهایی ازقبیل جزیره آپستین وتحمیل مسیحیت صهیونی

امروز هرکشوری که بخواهد با آمریکا رابطه داشته باشد یک شرطش پذیرش دولت اسرائیل است واین امر نشانه حرکتی خطرناک برای نابودی ادیان الهی است

اشتباه خردمندان غربی جدایی دین ازسیاست بود درحالیکه جدایی روحانیت ازسیاست باید اعمال می شد 

امروز هم شاهد فساد درروحانیت مسیحی هستیم وهم فساد درجامعه آزاد غربی

هرگز نمی توان جامعه را ازدین زدود ویا با آزادی ادیان به جنگ ادیان رفت وهرگز نمی توان روحانیت را نیز نابود نمود

باید تلفیقی میان دین وحقوق بشر بوجود آورد

این پدیده در ایران باستان بوجود آمد حکومتی دینی ودارای منشور حقوق بشر

وایران با داشتن باور به اسلام علوی بهترین جایگاه ایجاد چنان حکومتی است

که اگر پهلوی دوم کمی التفات می نمود تمدن بزرگ قابل وصول بود

قله امروز ما همان تمدن بزرگ است درسایه مردم سالاری و قوانینی برگرفته ازحقوق بشر ودین

آنچه بیان شد عقلانی است وقابل درک هرخردمندی 

اگر جز این است خردمندانه نقد کنید ممنون

 

به نام خدا

اگر درجامعه ای حکومتی مردم سالار باشد می تواند مدعی اسلامیت هم باشد

چون دین خدا با دربستر مردم سالاری می تواند رشد نموده وخدا گونه باشد .

حکومت کودتایی ویا اقلیتی درواقع ازنوع خود محوری برخوردار است که با الهی درتضاد است

دوران پهلوی ها که مطلوبیت عامه داشتند چون مدعی اسلامی نبودند مردم آنهارا می پذیرفتند

اما زمانی که ضدیت با دین مطرح گردید دیگر اکثریت خشنود با حکومت ناسازگار شدند

یک ملت با حاکمیت فردی یا گروه اقلیت تا زمانیکه کاری بدین نداشته باشد مقبولیت دارد اما اگر مدعی دینی شود دیگر قابل تحمل نیست

نظام موجود فاقد مقبولیت اکثریت است ومدام برطبل اسلامیت می کوبد اما نتیجه معکوس می شود

کاش نظام موجود بجای وعده بهشت آتی را کنار گذارد ودنیای مردم را بسازد شاید مقبولیت عامه پیدا کند کما اینکه پهلوی ها مقبولیت عامه داشتند اگرچه درسیاست جامعه دخیل نبودند

مردم ایران طالب یک حکومت برای رفع مشکلات خودند نه اینکه بدرد دیگران برسند واز مردم خود غافل باشند.

تمدن بزرگ وقله

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

پهلوی دوم پس از انجام انقلاب سپید خوددرصدد رساندن کشور به تمدن بزرگ بود

لذا ابتدا تدارک جشن های شاهنشاهی را داد وسپس دست به تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی زد والبته قدرت خودرا درمنطقه نشان داد وچون ایران باستان دارای تمدنی بزرگ بود امکان وصول بدان میسور بود وهمین امر اجانب و صهیونیست هارا واداشت تا زیرآبش را بزنند وزدند وبجایش حکومتی دینی را درنظر گرفتند که رهبری آن در صدد رسیدن به قله بودند

اما قله ای درکار نبود چه اگر مراد حکومت پیامبر درمدینه بود که درآن ستمگری نبود وبرای پوشش زنان گشت ارشاد 

ند اشتند وجامعه بخودی وناخودی تقسیم نشد

واگر مراد حکومت موعود اسلام است که این امر دراختیار کسی نیست وربطی هم به ایران ندارد چه حکومت مهدی از مکه آغاز ودرسراسر جهان گسترده می شود

پس چنین قله ای نه وجودداشت ونه دراختیار غیر معصوم 

بنابراین غرب وحشی وصهیونیستها همین حکومت را طالبند تا مدام جنگ افروزی باشد وآنها مظلوم نمایی کنند وایران عزیز را نابود سازند که زمینه تمدن بزرگ را داراست

جالب است که شاهزاده یکی ازشرایط خودرا درحکومت مورد نظر خود داشتن رابطه با اسرائیل اعلام کرده است درحالیکه شاه فقید این رابطه را برقرار نمود وزمینه نفوذ صهیونیستهارا تا بن دندان دردربار ودستگاه رهبر ی فعلی مهیا نمود

چرا ازتجارب وتاریخ درس نمی گیریم

واما مخالفان جمهوری اسلامی؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

اگر حداکثر ۳۰ درصد طرفدار نظام باشند ۷۰ درصد بقیه مخالفند اما درطیف های مختلف

مثلا بتوان ۱۵ تا حداکثر ۲۰ در صد طرفداران سلطنت وشاهزاده اند.

۵۰ درصد بقیه چندان مشخص نیست البته قدیمی ها همانند بنده طالب همان مشروطیت بدون پادشاهی هستند

یعنی همان جمهوری اسلامی 

نظامی مردم سالار با قوانینی دینی وبشری وقطعا بدون حضور روحانیت درقوا

اگر طرفداران شاهزاده با اقلیت حاکم کنار آیند البته می تو آنند حکومتی متعادل ایجاد کنند چون دو طیف مشخص وشناخته شده اند  

پاسخ به طرفداران حکومت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

طرفداران حکومت غالبا مطالب مرا مورد انتقاد قرار می دهند ونوشته های بنده را تحت تبلیغات دشمنان می پندارند

اما چنین نیست

روزی که به جمهوری اسلامی همراه ۹۸ درصد ملت رای دادم از قانون مشروطیت کاملا آگاه بودم وهدفم انتخاب یک جمهوری اسلامی بود نه سلطنتی ونه ولایی

اما ببینید که چگونه بنده بهمراه ملت ازاین حکومت کنار کشیدیم

پس از همه پرسی ۹۸ درصدی 

درتصویب قانون اساسی به ۷۵ درصد رسید

در اصلاح قانون اساسی در۶۸ به ۶۵ درصدرسید

در انتخابات ریاست جمهوری پزشکیان به ۵۰ درصد رسید

درانتخابات مجلس شورای اسلامی به ۳۰ درصدرسید 

ودرانتخابات مجلس خبر گان رهبری به ۲۰ درصد کاهش یافت

حال رهبری فعلی منتخب چنین مجلسی است آیا تصور می کنید ملت درمورد این انتخاب نظر مثبتی دارد؟

البته ۲۰ درصد طرفدار وجوددارد وتبلیغات در هر تجمعی هم درکار است وحمایت اکثریت مردم درشرایط فعلی حمایت از نیروهای مسلح دربرابر تجاوز اجنبی است نه سیاست حاکم

نظام باید برای پس ازجنگ چاره ای بجوید والا با ۲۰ درصد حکومت ورشکسته است 

روز طبیعت پس ازروز سیاست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 فروردین ·

به نام خدا

دیروز یادآور روز بزرگی بود همه پرسی ازملت ایران پس ازسقوط سلطنت یعنی روز سیاست کشور وامروز روز طبیعت یعنی آفریده خداوند

آیا نتیجه روز سیاست طبیعت خداوندرا تخریب نکرد؟

امروز طبیعت وبندگان خداوند خشمگین اند چرا که نه آرامشی درکار است ونه تندرستی وسلامت  پس آن روز سیاست تبدیل به روز تخریب طبیعت شد

آیا ملت ایران با ۹۸ درصد رای به همه پرسی جمهوری اسلامی اشتباه کرد؟

خیر مردمی که از انقلاب مشروطیت تجربه داشتند طالب یک جمهوری اسلامی بودند نه یک حکومت اسلامی که البته دراسلامیت آن هم تردید است

قرار نبود درقانون اساسی ولایت فقیه باشد وامام راحل موافق نبودند اما اقلیتی که به نظر می رسد دست نشانده اجنبی بودند چنین کردند

قرار نبود انتخابات تحت نظارت استصوابی باشد وامام راحل موافق نبودند اما اقلیتی تندرو چنین کردند

قرار بود کشور قانون‌مدار باشد اما اقلیتی تندرو آنرا کشور فتوا و تحت نظرات ولایت فقیه کردند

آنروز رای ۹۸ درصد آگاهانه بود ودرست ولی افراطیون که از جای دیگری رهبر ی می شدند سوار بر حکومت شدند وجمهوریت تبدیل به حکومت وخلافت شد واسلامیت بدل به اسلام ولایت فقیه 

اینک شاهدیم که سیاستمداران ازخود مایه ندارند وهمه ذوب درولایت اند

امروز مخالفت بنده پشیمانی از رای فروردین ۵۸ نیست بلکه غافل از دخالت اجنبی بودم 

امروز هم اجانب به کشورمان تجاوز نظامی کرده اند تا بگونه دیگری برای این کشور سرنوشت رقم بزنند

ملت ایران همیشه چوب دخالت اجنبی را خورده است ازقاجار تا به امروز  وباید دربرابر آن بایستد وخود تصمیم بگیرد

جمهوری اسلامی آری اما بدون رهبری روحانیت در سیاست ومدیریت کشور

جایگاه روحانیت حوزه ومسجد است وکمک در تصویب قوانین در مجلس

روز تعیین سرنوشتی خونبار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 فروردین ·

به نام خدا

۳۰ ساله بودم که درچنین روزی حدود نیم قرن پیش همراه ملت ایران درهمه پرسی تعیین سرنوشت خود شرکت کردم وبه جمهوری اسلامی پیشنهادی امام راحل رای دادم

اینک که درآستانه هشتادمین سال زندگی ام هستم شاهد چهره های غبار آلود فرزندانم که درطول زندگی خود شاهد چندین جنگ بوده اند هستم وازنگاهشان می فهمم که سوال می کنند 

پدر این بود نتیجه انقلاب اسلامی شما؟

ومن خسته ازروزگار شرمنده می شوم که پاسخی روشن برایشان ندارم وشاید درفردای فقدانم با پشیمانی ازآنچه برای فرزندانم باقی گذاشته ام جهان را ترک کنم

من نمی توانم برای نسلی که نیم قرن منتظر ثمره انقلاب اسلامی ما بود سخنی بگویم تا خستگی اشان بدر رود وامید به تن‌شان برگردد

این وظیفه سردمداران این نظام است که پس ازپایان جنگ بمردم خسته از ازجنگ ۵۰ ساله پاسخ دهند که چرا چنین شد وجامعه درگیر جنگ وملت به خودی وناخودی تقسیم گردید

تنها امید دراین است که نیروهای مسلح دربرابر تجاوز ناجوانمردانه دشمنان ایستادگی کردند واقتدار ایران را نشان دادند که البته این امر با حمایت همین خستگان ازراه نیز میسر گردید

اما پس ازتوفیق درعقب زدن دشمن متجاوز باید دشمنان داخلی را که موجب یاس مردم شده اند کنار زنند 

آنانکه با تفسیری من درآوردی مسیر مردم سالاری ی را منحرف کردند وآنانکه درورای قانون با ایجاد گشت‌های ارشاد بجان مردم افتادند ویا آتش باختیار بودند وموجبات ناخشنودی مردم را فراهم کردند

وظیفه رهبران آینده پاسخگویی به مردمی است که دراین نبرد حامی نیروهای مسلح خود بودند واینک خسته ودرمانده اند

شاید روز تعیین سرنوشت به نیکی بیادگار بماند

روز تعیین سرنوشت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 11 فروردین ·

به نام خدا

فردا مصادف با روز جمهوری اسلامی است روز تعیین سرنوشت ملت ایران پس از پیروزی بر سلطنت

آنروز تنها یک خاطره است که هرگز فراموش نمی شود ملتی یکپارچه برای سرنوشت خود بپا خاستند وبه نظام ناشناخته خود رای دادند 

مردم ما از جمهوریت واسلام بیگانه نبودند اما نمی دانستند که مسیر سرنوشت آینده آنها بسوی اهداف پلیدی منحرف خواهدشد

بعدها که درمجلس موسسان طرح قانون اساسی ازپیش مشخص شده که درآن سخنی ازحضور روحانیت نبود بیکباره طرح شخصی بنام آیت جایگزین شد که درآن ولایت فقیه مطرح بودوهمین نقطه آغاز انحراف ازجمهوری اسلامی شد

یعنی تداوم انقلاب اسلامی

آن گروه تندرو گرچه بعدا بنوعی گرفتار ترور کور شدند اما ترورها یکی پس ازدیگر ی با نام گروه هایی ساختگی شروع شد وچهره هایی مانند طالقانی بهشتی مطهری مفتح و...ازصحنه سیاست حذف شدند ودیگرانی که اندیشه بسته وتندرو داشتند جایگزین شدند وبسرعت پایه خودرا محکم کردند

با یک تفسیر من درآوردی از نظارت درانتخابات میخ دورشدن ازمردم سالاری یا جمهوریت را کوبیدند ودیگر کارازکار گذشته بود وامام هم جلودار نبود تا رسید به تقسیم ملت به خودی وناخودی 

اینها اموری نبود که مردم عادی وحتی روحانیت ازآن آگاه باشند دستهایی هدایت انقلاب اسلامی را دراختیار داشت وکشوررا بسوی یک درگیری کلان با غرب سوق داد که امروز گرفتار آن هستیم

روز جمهوری اسلامی تنها یک خاطره شیرین زودگذر بود

 وبعد 

به نام خدا

هرفردی برای مدیریت خود نیاز به برنامه دارد تا ضمن حفظ فرصت ها به اهداف خودبرسد

برنامه دریک جامعه همان قانون است که توسط قوه مقننه به تصویب می رسد قانونمداری یکی از۴ پایه یک حاکمیت سالم در جامعه است 

نباید بجای قانون فرد حاکم تصمیم بگیرد بیاد داریم که نظرات وفتاوای رهبر جای قانون را گرفته بود که با اعتراض  ایشان نیز فصل الخطاب را قانون اعلام نمودند

علت مهم سقوط پهلوی ها هم عدم رعایت قانون اساسی مشروطیت بود

قرار بود شاه مشروطه باشد وفاقد مسوولیت وامور بوسیله سه قوه انجام شود ولی شاهان تاب چنین امری را نداشتند وراه استبداد را پیمودند البته هر مستبدی کارهای خوبی هم انجام می دهد ولی در چارچوب خو استه های خود نه قوانین کشور

دولت قانونی ساقط می گردد وانقلابی شاهانه روی می دهد

انقلاب سفید شاه ومردم یکی از آن موارد بود که بجای اعمال قانون اساسی انقلابی شاهانه برپا شد اگر چه نکات مثبتی بهمراه داشت ولی مسیر خارج از قانون همچون دیوار کجی است که تا ثریا کج می رود ودیدیم که مبدا تاریخ درقانون اساسی مشروطه تبدیل به مبدا شاهنشاهی شد وموجب سقوط شاه فقید واین هم از ابتکارات صهیونیستهای نفوذی در دربار بود

نشانه سلامت یک نظام مردم سالار قانونمداری است

به نام خدا

نظام حاکم براین باور است که ایران را درمسیر یک انقلاب اسلامی جهانی قرار داده تا سرانجام تحویل امام موعود بنماید

خوب این باور بگونه ای در قانون اساسی موجود مطرح است چرا که ولی فقیه را نماینده ونایب ایشان پنداشته اند

حال که اکثریت جامعه پس از گذشت بیش از۴ دهه ودرگیری ها وکشته های بسیار ازاین نظام برگشته اند قصد دارند بجای ادامه انقلاب وتحویل کشور به امام عصر تصمیم گرفته اند جامعه ایران را به عنوان یک جامعه انسانی نمونه به جهانیان معرفی کنند کما اینکه دردوره های مختلف تاریخی این نمونگی بوده است

آیا ملت ایران حق ندارد درمورد جامعه خود تصمیم بگیرد؟

یا مجبور است براساس اصل ۱۷۷ درحصر ومحدودیت بماند؟

آیا امام عصر راضی بدین حصر ومحدودیت ملت ایران هستند؟

بیایید برای پس از پایان جنگ دشمنان بیگانه علیه کشورمان

یک همه پرسی برقرار کنید تا ملت ایران نظرش را اعلام کند 

این شیوه منطقی است یا اینکه اجانب برای ما تعیین تکلیف کنند؟ 

به نام خدا

اگر فرض کنیم که ۹۸ درصد مردم ما در انقلاب ۵۷ به جمهوری اسلامی رای دادند اقبال ملت ایران را در بنای نظام جدید ودورشدن ازسلطنت دیکتاتوری را نشان می داد.

اما با تفسیر من درآوردی شورای نگهبان از نظارت درانتخابات سنگ بنای سدی دربرابر آزادی ملت در انتخابات گذاشته شد که‌ بمرور با اصرار رهبر فقید برجدایی خودی ها ازناخودی ها امروز شاهد دورشدن اکثریت قریب به ۷۰ درصد ازملت ازنظام ولایت فقیه شد

اما این اکثریت خود رهبرانی دارد که درخارج شاخص شاهزاده است که توانسته با تبلیغات بیرونی بخشی ازمردم را جذب کند

درداخل آقایان موسوی خاتمی روحانی واحمدی نژادواحیانا کسانی درزندان باشند هم برای خودشان طرفدارانی دارند که از بدنه نظام جدا شده اند که قاعدتا چندان با پست رهبری موافق نیستند ویا با شروطی آنرا پذیرا هستند

درهرحال رهبران سیاسی مورد احترام اند چون بخشی ازملت را رهبری می کنند وباید همگی در امر ساختن ایران مشارکت داشته باشند

دوران سلطه یک باور در جامعه سپری شده است کما اینکه دوران سلطه قلدران جهانی هم منقضی شده است

باید جهانی ساخت که همگان درآن سهیم باشند

طرح جدید قانون اساسی پیشنهادی دراین وبلاگ بهترین شکل حکومت با تلفیق دین وحقوق بشر در قوانین جامعه است ونباید در جامعه دین رسمی باشد

به نام خدا

 برتری انسان بر جانوران بدلیل آگاهی وتفکر است وبرتری انسانی برانسان دیگر میزان علم وآگاهی اوست

آدمی هرچه بیشتر بداند بدیگران فضیلت دارد

حال درمیان عالم وجاهل آنکه خطرناک‌تر است عالم بی تقواست نه جاهل ودر میان عالمان بی تقوا آنکه خطرناکترین است عالم دین است

در نتیجه صالحترین وفاسدترین عالمان جهان عالمان دین اند

هیچ دانشمندی مدعی نمایندگی خدا نیست بجز عالم دینی واین امر یعنی بیشترین تزویر

هیچ فیلسوفی ویا عارفی خودرا نماینده خدا ندانسته بجز عالمان دینی

آنکه خودرا نماینده خدا می داند اگر نتواند اثبات کند یعنی معجزه نداشته باشد حقه باز است 

تنها پیامبران بودند که قادر به اثبات بودند ولا غیر واولیا هرگز چنین ادعایی نکردند چون عالمان متقی بودند

امروز هرکشیشی یا خاخامی ویا فقیهی خودرا نماینده خدا می داند که چه تزویر ازاین بالاتر که نمی تواند اثبات کند وبه نیرنگ می پردازد

صالحترین انسان عالم دینی متقی است وفاسدترین آن عالم دینی بی تقواست 

درنتیجه پیامبران صالحترین انسان زمانه خودبودند ودرمورد بقیه عالمان دینی ملاک رجحان تقوای آنان است

به نام خدا

وقتی بنده با طرفداران ولایت فقیه سخن می گویم آنان مرا متهم می کنند که طرفدار پهلوی هستم

وقتی با طرفداران پهلوی سخن می گویم آنان مرا متهم می کنند که طرفدار ولایت فقیه هستم

ملت ایران متشکل از طیف های گوناگون است شایدطرفداران نظام موجود ۳۰ درصد وطرفداران پهلوی ۲۰ درصد باشد

۵۰ درصد بقیه هم هستند که نه طرفدار تاج هستند ونه عمامه

آنان طرفدار حکومتی آزاد دموکراتیک با قوانینی با روح الهی هستند

ایران مال همه ایرانیان است نه فقط طرفداران ولایت وسلطنت

به نام خدا

نظام موجودرا همگی شاهدیم 

درراس یک فقیه که بر همه ارکان نظام سلطه دارد وازطریق شورای نگهبان هم در انتخابات دخالت می کنند تا بتوانند اسلام را درکشور پیاده کنند تا درزمان ظهور این نظام را تحویل دهند

حال پیشنهادی که بنده درطرح آینده قانون اساسی در پستهای اولیه داده ام  اینگونه نظام را ترسیم کرده ام

در یک انتخابات کاملا آزاد فرض کنیم رئیس جمهور یک زردشتی ودرانتخابات مجلس یک کلیمی رئیس مجلس شود و رئیس قوه قضائیه ازطرف مجلس یک مسیحی ارمنی تعیین گردد

ونمایندگان مجلس وزیران وقضات ازهمه طیف ادیان ومذاهب باشند

ازطرف دیگر قوانین کشور با حضور شورای مجتهدین درمجلس با انطباق با احکام الهی وحقوق بشر تصویب گردد

آیا این طرح برطرح موجود برتری ندارد؟

وآیا فرهنگ اسلامی درکشور اینگونه گسترش وتحکیم نمی یابد؟