طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

علم چیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

ازعلم درطول تاریخ بشر تعاریف مختلفی شده است ازگسترده ترین تعریف تا محدودترین آن وامروزه دانشمندان آنرا در محدوده آنچه درآکادمی های علمی پذیرفته شده می دانند وان هم محصول تجارب بشری است که غالبا درطول زمان تغییر می کنند وبه عبارتی عموما ازمظنونات اند تا یقینیات واین امر بمنزله اینستکه انسان مسکن خودرا درروی یک کشتی بسازد که مدام درگیر با امواج است وناآرام

اما علم گسترده‌تر ازاینهاست ومی تواند محصول تلاش‌های فردی شخص باشد ویا برگرفته از کلام وحی که می تواند برایش یقین بیاورد و بنای خودرا برآب قرار ندهد

معارف بشری تنها مقبولات مراکز علمی نیست که بیشتر هم ظنی هستند بلکه منشا علم می تواند محصول تلاش درون انسان ویا پیام آسمانی باشد

آیا مراکز علمی می توآنند وجود خدا را رد کنند ویانادرستی ادیان را ؟ ویا اینکه در آینده بشر چه روی خواهد آمد؟

اینها از مقوله تعریف امروزی خارج است واساسا دانشمندان ورود نمی کنند مگر پیامبران فلاسفه وعارفان

دانش امروز درباره اینان چه می گویند؟

آیا خرافات می دانند؟ ویا اینکه می گویند در چارچوب کاری ما نیست.

آیا مراکزی برای بررسی اینگونه مباحث هست؟ ویا ردیه ای برآنها زده شده است؟

پاسخ بدین سوالات مارا وامی دارد که معارف بشری را محدود به تنها نتایج آزمایش درآزمایشگاه نکنیم وبه تفحص در جمیع جهات بپردازیم

اینکه علم را محدود به نظریات علمی محدود کنیم که مدام درتحولند ستم بر کلیت معارف بشری است

البته موهومات هرگز دراین امر جای ندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

شش دانشی که گریزی ازآن نیست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

هرانسانی باید با ۶ دانش آشنایی پیدا کند وگریزی ازآن نیست

معرفت انسان چیست؟ 

منشا معرفت آدمی ازکجاست؟ دل عقل وحی

شناخت بزرگترین مفهوم 

 شناخت بزرگترین مصداق 

ودودانش ابزاری زبان ومنطق

درنتیجه ۶ دانش معرفت شناسی عرفان فلسفه کلام منطق وزبان برای آگاهی از مجموعه هستی وارکان آن ضروری است

دراین باره بعدا بیشتر خواهم نوست

 

علم یا معرفت شناسی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 16 اردیبهشت ·

به نام خدا

درخارج ازذهن انسان میلیاردها اشیا وجوددارد که هریک مستقل ازدیگری است به آنها مصداق می گویند

این مصادیق وارد ذهن می شوند یا خود مصداق یا صورت آن ویا مفهوم آن

آنچه درذهن می آید داده یا اطلاعات شخصی ماست واگر چیزی درذهن فاقد مصداق درخارج باشد امری موهوم است

ذهن از این اطلاعات گاه امری جزئی می سازد مانند همکلاسی های من وگاه امری کلی می سازد مانند انسان 

جزئیات وکلیات ساخته ذهن است ودرخارج مصداق ندارد.

کلیات را معقول اول یا ماهوی می نامند 

ذهن از تصورات ماهوی دوباره کلیات دیگری می سازد که معقول ثانی یا اعتباری می نامند

معقولات فلسفی ومنطقی ازجمله مفاهیم ثانی ذهن اند

آنچه بطور کلی دربالا آمد موجودی ذهن است وبه عنوان معرفت یا علم انسان محسوب می شودودانشی که این موضوع را بررسی می کند معرفت شناسی یا اپیستومولوژی می گویند 

ماهیت علم یا معرفت ازنظر مقولات ارسطویی اگر با واسطه وارد ذهن باشد مانند صورت ویا مفهوم بدون صورت عرض وکیف نفسانی محسوب واگر بی واسطه باشد مانند حضورخود مصداق درذهن با خود ذهن متحد است

ارزش شناخت درعلم حضوری قطعی است ولی درعلم حصولی باید اثبات شود که پایه اثبات آنهانیز بدیهیات اند که علم حضوریند.

وجود وعلم حضوری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 اردیبهشت ·

به نام خدا

مفهوم وجود عام ترین مفهوم درجهان مفاهیم است ونقیض آن عدم یا نیستی است

وجود امری بسیط است وقابل اثبات منطقی نیست بلکه با علم حضوری توسط هرموجودی قابل درک وفهم است

وجود موضوع دانش فلسفه است وبا کشف موجودات گوناگون علمی جدید از فلسفه جدا ومستقل گردید

آنچه درفلسفه بررسی می شود اثبات وجودنیست که امری بدیهی است بلکه به علت وجود یا اقسام آن واهداف آن می پردازد

مساله وجود خداوند یا علت العلل هم نیاز به اثبات ندارد بلکه با علم حضوری قابل درک است منتها شناخت خداوند همانند شناخت وجود نیاز به تفحص وبررسی علمی دارد 

مثلا ذات خداوند صفات او اعم ازذاتی وفعلی وهدف ازآفرینش او ومواردی ازاین قبیل که هویت اورا روشن ترمی کند در علم کلام بررسی می شود

حاصل پایه همه علوم علم حضوری است ودرعلم حضوری خود معلوم درمحضر عالم قرار دارد ونیازی به صورت یا مفهوم آن نیست.

پایه همه علوم بدیهیات اولیات وعلم حضوری است 

درنتیجه می توان گفت هر انسانی درهمان آغاز آفرینش پی بوجود وهستی می برد بی آنکه دانشی آموخته باشد و کسب دانش برای شناخت وجود وموجودات وهویت وماهیت آنهاست

تمامی موارد اثبات خدا درواقع اثبات صفات اوست نه وجود او

 

یقینیات یا اقسام یقین

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 15 اردیبهشت ·

به نام خدا

درکاربرد برهان ازصناعات خمس درمنطق یکی یقینیات است

اموری که یقینی فرد است وصددرصدی است .

درکلام وحی ازسه یقین نام برده شده است این تقسیم به اعتبار منشا ایجاد یقین است

عین الیقین  علم الیقین حق الیقین

مراد یقینی که با مشاهده یا تعقل ویا حقیقت بدست می آید.

یقین عینی زمانی است که انسان حقیقتی یا واقعیتی را خود مشاهده کند چه در چشم ظاهری ویا چشم باطن که درعرفان مطرح است ویا بشنود والهام شود

یقین علمی محصول بررسی علمی وبدست آوردن نتیجه است که بیشتر در امور ذهنی مانند ریاضیات ویا نتایجی که ازتجارب بدست می آید واین امر مختص قوه تعقل وتفکر است

یقین حقی درمورد اموری است که هنوز بواقعیت نرسیده ومربوط به آینده است وهرکس ازآن آگاه نمی تواند باشد وان امور در پیام الهی یا وحی مطرح است که فرد پس از ایمان به کلام وحی آنچه درآن آمده را می پذیرد مثلا پس ازمرگ چه می شود؟ یا آینده بشر چه خواهد شد؟

رسیدن به بیگ بنگ یا منشا حیات امری علمی است چون بررسی واقعیات است اما درآینده چه خواهد شد هیچکس بطور کامل از علوم هستی آگاه نیست مثلا اینکه فردی سرطانی طبق مطالعات علمی بیمار چند ماه بیشتر زنده نمی ماند اما این امر قطعی نیست 

بهشت ودوزخ ومعاد چیست؟

ازاین سه قسم یقین به سه منشا آن پی می بریم 

عرفان امری قلبی فلسفه امری تعقلی  ووحی امری منقول 

اولی انکشاف است ودومی اکتشاف و سومی منقول ومسموع  از خداوند

 

جواهر چهارگانه

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

حکیمان اسلامی معتقد بوجود چهار جوهرند

ماده  نفس مثال وعقل

ماده همان عناصر است که بخش عمده ای ازانواع آن کشف شده است

نفس همان روح است که درابدان نبات جانور جن وانسان است

مثال قالب روح پس ازگذر از این دنیاست که درزمان حیاتش بوجود می آید 

وعقل مراد موجوداتی بدون خطا هستند مانند فرشتگان

سه جوهر دیگر غیر مادی اند وقابل تعریف نیستند چون بسیط اند وقابل شناخت با حواس ظاهر ی نیستند .

نکته جن موجودی ماد ی است نه مجرد

جوهر ماده وعقل درکمال آفرینش خود هستند ولذا درتغییر نیستند اما نفس ومثال مدام در مسیر تغییر وکمالند چون هدف ازآفرینش آنها تعالی است ورسیدن به کمال مطلق

ولذا نفس دراین دنیا درتلاش برای تعالی است وهرچه پیش می رود قالب مثالی اوهم رشد می کند ودر هنگام گذر ازدنیا ازقالب مادی بدر می آید وبهتر بگوییم که قالب برجای می‌ماند ونفس با قالب مثالی بالا می رود ودر عالم دیگر هم با قالبی شایسته تر وارد جهان دیگر می شود 

یعنی هرچه پیش می رود لباس ارزشمندتری برتن خواهد داشت تا آنجا که دیگر نیازی با لباس نباشد وجوهر نفس خود مستقل از پوشش باشد 

 

 

تقوا ومساله حکومت داری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

همه موجودات چون جبری هستند ارزش برابر دارند وهیچ تفوق درمیان نیست اما درمورد انسان که دردو جنس آفریده شده است صریحا اعلام شده که کرامت انسان به تقوای اوست به عبارتی نه به جهاد یا علم او 

اما تقوا مقوله اقدام منفی ویا عدم اقدام است برخلاف جهاد وتعلم که عملی مثبت وامری اقدامی است

چرا تقوی رجحان دارد؟ چرا که درهرعملی احتمال خطا هست ویا انجام عملی ممکن است موجب غرور وتکبر شود همانگونه که درمورد ابلیس پیش آمد

اما درتقوا عملی انجام نمی شود ودلی شکسته نمی گردد خطایی وجودندارد 

اگر گناهی مرتکب شویم باید جبران کنیم ولی بی گناهی خود ارزشمند است یا باید کار نیکی انجام داد ویا هرگز کاری انجام نداد .بیهوده نیست که برخی رهبانیت را پیشه می کنند تا مرتکب گناهی نشوند.

وقتی درمورد فرد حکم الهی چنین است حال ببینیم که درمورد حکومت داری چه مشکلی درپیش است

حاکمی که با کودتا ویا عدم رضایت اکثریت قاطع مردم بخدمت مشغول است درواقع عملا بزیان خود عمل می کند 

اینکه گفته می شود سرنوشت هرجمعی برعهده خود آنهاست پذیرش مسوولیت بدون رضایت جمع خود بزرگترین گناه است شاید اینکه پیامبران واولیا گرد حکومت نمی گشتند بخاطر درگیر شدن با خطا بود وتقوا را در گریز ازآن می دیدند

حال چگونه عالمان مدعی دیانت برای حکومت داری سرو کله می شکنند 

حکومت خدمت بخدا ودین او نیست حکومت کارگزاری یک ملت است که حداقل آن رضایت اکثریت ملت لازم است والا مسوول همه عواقب امورند

تقوی در مدیریت امت نیز شرط اساسی است 

کسانی که مدعی نیابت امام غایبند باید درکنار علم دین دارای تقوای لازم باشند  

مقولات عشر

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

در فلسفه باستان همه مفاهیم موجود درجهان در ده قسم مطرح گردیده است که به مقولات عشر معروف اند

جوهر واعراض نه گانه

آنهارا در یک بیت شعر می توان یافت

کم وکیف ووضع واین وله زبعدش هم متی

هم چنین باشد مضاف وفعل وبعدش انفعال

اما در تحقیقات فیلسوفان اخیر اسلامی این دو مقوله درسه مقوله خلاصه شده است

جوهر  کیف ونسبت

جوهر قائم فی نفسه است ودروجود نیاز بجایی ندارد

کیف عرضی است که قائم بغیر است مانند رنگ ها وحالات نفسانی

ونسبت دارای وجودی مستقل نیست ودرمیان دو موجود مطرح می گردد مانند وضعیت مالکیت مکان زمان اضافه فعل وانفعال

ضمنا کمیت به اشتباه عرض نامیده می شد درحالیکه از شئون جوهر است یعنی جوهر بدون کمیت موجودیت نمی یابد

 

جبر واختیار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 14 اردیبهشت ·

به نام خدا

اساس هستی برجبر است یعنی وجود هست بی آنکه من وشما بخواهیم یا نخواهیم

خدا هست با همه صفاتش ذاتی وفعلی 

همه مخلوقاتش مبتنی برجبر است جمادات گیاهان جانوران وازجمله انسان 

قوانین هستی لایتغیر درجهان حاکم است 

تنها آفریده او انسان صاحب اختیار است که خود اختیار دروجود انسان جبری است وقابل سلب نیست

به نظر می رسد که انسان آفریده شده تا با انتخاب خود بالا برود وبه خدا برسد این هم محصول لطف عنایت وعدالت اوست .البته توجه شود که مراد ازانسان قالب فیزیکی او نیست که معجونی ازعناصر است بلکه جوهری غیر مادی است که درنهایت هم ازاین قالب بیرون خواهد امد

انسان دارای نهادی است با خصایل الهی که همان اخلاق حسنه است اگر آدمی درمیان جانوران بزرگ شود همچون جانوران هرگز منحرف نمی شود واگر با انسان های پاک بزرگ شود همچون آنان می گردد اما چون مواجه با بدی سختی وشیطان می گردد دچار انحراف می شود چون دارای اختیار است 

اینجاست که برای حفاظت از خود وعدم خروج از عدالت واخلاق حسنه قوانینی برای وی بوجود آورده است تا ازاین طریق ازخود مراقبت کند وراه تعالی را بپیماید 

وان قوانین درپیام خود بوسیله پیامبران آورده شده است

باور درست وعمل به قانون الهی انسان را درمسیر طبیعی نهادش که همان اخلاق حسنه باشد قرار می دهد 

به نام خدا

ابتدا بیان شود که جمهوری اسلامی که درهمه پرسی سال ۵۷ ملت ایران مطرح بود ودردوره اول انتخابات دیدیم هیچ مشکلی نداشت وندارد 

انتخابات بدون نظارت استصوابی انجام شد ومصوبات مجلس هم پس ازنظارت شورای نگهبان درصورت مخالفت مجلس با دوسوم آراء تصویب می شد

آن جمهوری اسلامی صددرصد مقبول ومنطبق با خواسته مردم واسلام ناب بود

اما کاربر نظارت استصوابی در انتخابات وجایگزین شدن مجمع تشخیص مصلحت بجای دوسوم آراء نمایندگان مسیر مردم سالاری را منحرف نمود واینک شاهدیم که مشارکت مردم در سرنوشت خود به زیر ۵۰ درصد رسیده است 

پس این جمهوری اسلامی نوعی نظام شیروگاو وپلنگ است که به نام جمهوریت واسلامیت به ملت ایران عرضه می شود

صداقت در حکومت های افغانستان وعربستان دراینستکه حاکم خود تصمیم می گیردوجای نظر ملت نیست وکسی هم در دنیا اعتراض نمی کند

اما در کشورما ملت ما مواجه با نوعی نفاق در نظام خود هستند چرا که مدعی جمهوری واسلامی اند درحالیکه نه جمهوری است ونه اسلامی 

بهمین خاطر اقلیت حاکم سو ار برکار است و دیگران نه حزبی ونه رسانه دارند ودرطول ۴ دهه هنوز مجوزی برای اعتراض آنها صادر نشده است

واگر هم اعتراضی خودجوش بوده بارگیری وسرکوب تمام شده است

بهتر است دست ازجمهوریت برداریم وراه افغان ها پیش بگیریم ویا اسلامیت در چارچوب جمهوری سالم بطلبیم که امکان پذیر است 

 

به نام خدا

وقتی نظام جمهوری اسلامی است و مجلس قانونگزاری تحت نظارت استصوابی تشکیل می گردد ومصوبات آن تحت نظارت شورای نگهبان در انطباق با احکام الهی است دیگر همه مصوبات مجلس ومصوبات اجرایی آن اسلامی است واساسا چیزی غیر اسلامی درجامعه وجودندارد 

بنابراین بکار بردن پسوند اسلامی درهرصورت امری زائد است مثلا بگوییم حجاب اسلامی مگر غیر اسلامی هم قانون دارد؟

یا مجازات اسلامی مگر غیر اسلامی هم هست؟ کجاست؟

پس درچنین کشوری همه امور درچارچوب اسلامی است ودیگر لزومی ندارد بگوییم مسجد اسلامی حجاب اسلامی یا نماز اسلامی یا مالیات اسلامی

اما ازیک جهت شاید بتوان گفت که همه مصوبات غیر اسلامی است چون پایگاه عمومی ندارد و اقلیتی آنهارا تصویب کرده اند  واگر پسوند اسلامی را بکار می برند قصدشان دفاع از آن مصوبات است

درهرحال کاربرد صفت اسلامی برای هر مصوبه یا امری به نظر مشکوک است ونشانه عدول از اسلامیت آن است

به نام خدا

اگر چه با نظارت استصوابی شورای نگهبان مردم سالاری مخدوش است اما فرض بگیریم که مردم سالاری ما درسایه نظارت استصوابی است 

خوب چرا مردم با مصوبات مجلس موافق نیستند؟ یا با نظرات رهبران کشور همراه نمی شوند به عنوان مثال درامر حجاب یا پوشش؟

چون درهمین چارچوب انتخابات موجود مردم سالاری مخدوش است.

در چند انتخابات اخیر مشاهده کردیم که انتخابات دو مجلس ویا ریاست جمهوری زیر ۵۰ درصد مشارکت بوده است 

خوب این نشانه روشنی از عدم دموکراتیک بودن مجالس ودرنتیجه مصوبات آنها مقبولیت ندارد

درچنین مجالسی چه انتخاب رهبری ویا تصویب قوانین مورد حمایت اکثریت ملت نخواهد بود 

تصویب قانون مجازات اسلامی در چنین مجلسی نمی تواند مقبول اکثریت ملت باشد ولذا به مخالفت برمی خیزند

باید کاری کرد که مردی با علاقه پای انتخابات حاضر شوند و تنها راه برچیدن نظارت استصوابی است.

درآن صورت قانون درجامعه مورد احترام قرار می گیرد اگرچه اقلیتی موافق آن نباشند

انقلاب اسلامی ! کدام انقلاب؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 13 اردیبهشت ·

به نام خدا

انقلاب اسلامی درسال ۵۷ برهبری امام راحل موفق شد نظام سلطنت را برچیده وجمهوری اسلامی را جایگزین کند وازسال ۵۸ با تصویب قانون اساسی کشور بمدار قانون درآمد 

در اصلاح قانون اساسی درسال ۶۸ دیگر سخن از انقلاب نیست ودرهیچ یک از اصول آن اشاره ای به واژه انقلاب نکرده است 

بجز درعنوان سپاه پاسداران دراصل ۱۵۰ که محصول انقلاب ۵۷ بود

بنابراین عنوان کردن انقلاب اسلامی وتداوم آن ویا رهبری انقلاب اسلامی هیچ پایگاهی قانونی ندارد وپس ازتصویب قانون اساسی کشور برمدار قانون مدیریت می شود نه با انقلاب چون انقلاب نشانه عدم وجود ثبات در کشور است

پیگیری اهداف جمهوری اسلامی ازوظایف مسوولان کشور است وامری قانونی است نه انقلابی

اگر ورود ما به امور برون مرزی منشعب از قانون اساسی باشد امری قانونی است مانند دیگر کشورها 

اما این اقدامات براساس تداوم انقلاب اسلامی بی پایه است ومی تواند موجب درگیر شدن کشورمان باشد

قانونمداری یکی از پایه های یک کشور مردم سالار است وهمانگونه که رئیس جمهور کشور آمریکا در پیگیری امور برون مرزی باید تابع قانون اساسی بوده ودربرابر مجلس نمایندگان پاسخگو  جمهوری اسلامی هم برمدار قانون وتابع قانون اساسی است ومسئولان باید به مجلس نمایندگان وملت پاسخ دهند

وقتی سخن از ایران است نظام حاکم درایران جمهوری اسلامی است نه انقلاب اسلامی بنابراین در کاربرد سمت ها برای مسوولان کشور از قانون اساسی بهره ببریم نه باورهای شخصی ودینی 

درنهایت سمت رهبری انقلاب اسلامی درکجای قانون اساسی آمده است؟

شیوه حکومت ورضایت ملت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

معمولا درهرجامعه سه گروه عمده وجوددارد

متدینان تندرو متدینان میانه رو وغیر متدینان

گروه اول شامل کسانی است که طالب حکومتی تحت یک رهبر دینی هستند تا طابق النعل ازاو پیروی کنند وچندان اهل تفکر نیستند

گروه دوم طالب حکومت دینی نیستند ولی مایلند قوانین کشور بنوعی درانطباق با احکام الهی باشد

وگروه سوم طالب حکومتی هستند که حقوق بشر درآن رعایت شود

حذف هیچیک از گروه ها نه ممکن است ونه به مصلحت جامعه  

پس باید دید چگونه حکومتی ایجاد شود که مقبول هر سه گروه باشد.

اگر نمایندگانی از روحانیت در مجلس قانونگزاری برای انطباق مصوبات با احکام الهی حضور داشته باشند این امر دوبخش اول ودوم را خشنود می کند واگر چند حقوقدان متخصص درحقوق بشر نیز بدانان افزوده شود تامین نظر بخش سوم را می نماید

شاید پرسیده شود که آیا چنین شیوه ای از حکومت مسبوق به سابقه است ؟

باید گفت قرار بود درانقلاب مشروطیت این تجربه انجام شود اما حاکمان بدان عمل نکردند وقرار بود درانقلاب اسلامی چنین شود ولی باز تندروها غالب شدند وهمه ارکان را تحت روحانیت قرار دادند

خوب شاید تجربه ای ازآنچه پیشنهاد می گردد نباشد ولی می توان آنرا بکار گرفت ودید میان سکولاریسم وحکومت روحانیت می توان حد وسطی یافت که همگان را راضی کند

 

جمهوری اسلامی نه ! اما؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

این نظام موجود قطعا مقبول بخشی از مردم جامعه ما نیست

اما چگونه باید اصلاح شود؟

جمهوری اسلامی محصول یک انقلاب مردمی در سال ۵۷ بود که بمرور با دور شدن از اهداف موجود درقانون اساسی ۵۸ اعتبار عمومی را ازدست داد

اما بدلیل دخالت اجانب عملا درگیر جنگ با تجاوزات خارجی بود وهست

تا زمانی که مساله دفاع ازکشور است تصمیم گیری دشوار است ونظام بهر دلیل پای دفاع ازکشور می ایستد

ملت ایران برای اینکه موفق شود جمهوری اسلامی را به جاده درست خود برگرداند باید درمساله تجاوزات بیگانه با نیروهای مسلح کشور همراهی کند تا دست اجنبی قطع شود

آمریکا یا اسرائیل کاره ای نیستند که برای اصلاح جامعه دست به تجاوز زده اند؟

نظام خطاهایی دارد اما سازمان ملل برای چه ایجاد شد؟ 

باید اصلاحات ازدرون بوسیله ملت پیگیری شود ودربیرون سازمان ملل از طریق عفو بین الملل یا حقوق بشر ویا شورای امنیت وارد شود وبه ملت ایران یاری برساند

هرگونه اقدام ازسوی صهیونیست‌ها واجنبی خواسته های ملت ایران را به عقب می راند

بهرحال بخشی ازجامعه  طرفدارنظام موجودند وباید اصلاحات با کمک همین بخش صورت پذیرد تا دشمنی درمیان نیاید 

دخالت اجانب هرگز برای ملت‌ها مفید نبوده ونیست 

دریک خانواده اگر اختلافی میان برادران بوجود آید بهترین راه ورود پدر خانواده است که مورد احترام همگی است 

سازمان ملل حکم پدر خانواده جهانی است  

 

واقعیت هارا باید پذیرفت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 اردیبهشت ·

به نام خدا

چیزی که وجوددارد باید آنرا پذیرفت واگر قابل اصلاح باشد اصلاح نمود

نابودی یا مرگ امری وجودی خردمندانه نیست

به عنوان مثال کشور اسرائیل یک واقعیت است که ازطرف سازمان ملل شناخته شده است 

آیا نابودی ویا مرگ این موجود خردمندانه است؟

ازشعار باید گذشت وعقلانی اندیشید 

اما آنچه باید بمیرد ومرگ آن مقبول است موجوداتی خیالی است که وجود خارجی ندارد ولی ادعا می شود که هست

مثلا کتاب بحارالانوار با ۱۱۳ جلد حاوی بیش از۱۰۰ هزار روایت که معلوم شده است که بیش ازنیمی ازآنها جعلی وساختگی است

پس نابودی این کتاب به معنای آن بخش از روایات مجعول است نه همه آن 

اسرائیل در نقشه آینده خود یک کشور خیالی است و وجودندارد البته این موجود خیالی باید نابود شود حتی اگر وعده الهی باشد

ایران ما زمانی سراسر دو قاره را می پوشاند آیا وجوددارد؟ خیر 

یک موجود خیالی است که فعلا واقعیت ندارد واندیشه احیا آن هم نادرست است چون موجب درگیری می شود

بنابراین مرگ بر اندیشه صهیونیسم است که امری خیالی است نه اسرائیل شناخته شده درسازمان ملل

کافی است اسرائیل با همسایگان خود صلح کند دیگر درایران خبری از مرگ اسرائیل نخواهد بود

وشاید اجانب وصهیونیستها خواهان چنین شعاری درایران هستند تا موجود خیالی خودرا احیا کنند

به نام خدا

موارد چهارگانه بالا درهرانسانی به میزان ظرفیت او هست به عبارتی هیچ انسانی فاقد این مراحل نیست وسرانجام همه انسان ها باید به عالی‌ترین مرحله برسند 

مهمترین مرحله ولایت است یعنی آگاهی ودوست داشتن حق

به عبارتی عاشق وشیدای حق بودن تا چنین مرحله ای درفرد به اوج نرسد دیگر مراحل بدست نمی آید

ولایت یعنی معرفت وشیدایی خداوند است

آنگاه انسان ولایتمدار شایسته آگاهی از امور آسمانی می شود که همان نبوت است ودر مرحله بعد اورسالت پیدا می کند که پیام آور ازسوی خدا برای بندگانش باشد که همان مقام رسالت است وبرخی ازرسولان شریعت می آورند

اینان در میان بندگان خدا مامور به خلافت وامامت اند تا امت را رهبری کنند

همه انسان ها شایستگی کسب مقامات بالا را دارند منتها درحد ظرفیت خود هرفردی هم ولی است هم نبی هم رسول وهم امام یا خلیفه

مراحل بالا درارتباط با خداوند وبندگانش است و ابتدا بندگان سیر صعودی دارند وبعد ازطرف خداوند ماموریت هارا دریافت می کنند

مساله خلافت یا امامت ورهبری در جوامع ربطی به مراحل بالا ندارد دراینجا ملت ها وجوامع خود کارگزاران خودرا برمی گزینندوبرکنار می کنند وکارگزاران دربرابر مردم مسوولند

 

تفتیش عقاید ممنوع

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 9 اردیبهشت ·

به نام خدا

درقانون اساسی کشور تفتیش عقاید ممنوع است واین امر در مقررات حقوق بشر هم آمده است

اما شورای نگهبان قانون اساسی خود با تفسیری من درآوردی از قانون اساسی عملا دست به تفتیش عقاید کاندیداهای دو مجلس شورا وخبرگان وریاست جمهوری می زند

نظارت استصوابی یعنی تفتیش عقاید افراد کاندید

وزارت کشور صلاحیت نامزدان را ازجهت مشخصات شناسنامه سوابق تحصیلی وپیشینه بررسی می کند 

اما شورای نگهبان ازطریق ماموران خود ویا مستقیما افرادرا ازجهت داشتن عقایدشان تفتیش می کنند 

آیا واقعا مسلمانند یا ظاهر الصلاح آیا معتقد به اسلام قانون اساسی یا تشیع ویا ولایت فقیه هستند؟ واین امور ازطریق ایادی آنها درمحل زندگی ویا شغلی ویا امنیتی تحصیل می گردد

اینها تفتیش عقاید است ونباید انجام شود ولی شورای نگهبان برخلاف قانون اساسی عمل می کند

وتازه پس از این اعمال خلاف عملا منتخبین افراد مقبولی هم برای ملت نیستند وحتی نزدیکترین فرد به رهبری فقید هم توزرد ازآب درآمد یعنی آقای احمدی نژادوبرخی دیگر که مطرود ومحصور ومقهورند

نظارت استصوابی عملا مسوولان را بسوی نفاق ودورویی سوق می دهد ودروغ وتزویر جایگزین صداقت وراستی می شود

تفسیر شورای نگهبان خلاف خود قانون اساسی است وآنان برای نگهبانی ازقانون اساسی منصوب شده اند  

حاکم‌ حقیقی وحاکم اعتباری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 6 اردیبهشت ·

به نام خدا

حاکم حقیقی حاکمی است که دارای قدرت وامکانات است ومایل است که گردآمدگان خودش را به همه مواهب هستی برساند.

این حکومت برهستی وجوددارد وانسان ها براساس انتخاب خود با او بیعت می کنند وطالب رستگاریند.

مجموعه کسانی که حول محور این حاکم جمع می شوند امت نامیده می شود.این امت مکان خاصی ندارد ودرهمه جای کره خاکی که ازحاکم است حضور دارند

پیامبران حامل‌ پیام های او برای امت هستند واولیا هادیان راه

اما حاکم دیگری وجوددارد که اعتباری است وان حاکمان در میان ملتهاست ودرواقع این حکومت ها همانند یک شخصیت حقوقی هستند که زمانی ممکن است ازبین بروند یعنی منحل گردند

دراین حکومت حاکم کارگزار جامعه است وازخود چیزی ندارد که به جامعه بدهد الا مدیریت که بابت آن هم حقوق می گیرد

در حکومت اعتباری جامعه خود دارای سرمایه است وبا انتخاب حاکم  در صدد مدیریت بهینه آن است که این نقش را حاکم یا حاکمان برعهده می گیرند.

در هستی تنها یک حاکم حقیقی وامت وجوددارد اما حکومت های اعتباری بمیزان تعدد جوامع وملت ها هستند

ازمجموعه حکومت‌های اعتباری سازمان ملل تشکیل می گردد که دارای اعتبار ثانوی است که برای مدیریت همه حکومت‌ها تشکیل می شود واعتبار آن هم برگرفته از اعتبار خود حکومت هاست.

پادشاهی یا جمهوریت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 5 اردیبهشت ·

به نام خدا

برخی میان این دو تفاوت قائلند ویکی را بردیگری رجحان می دهند

درحالیکه دریک جامعه مردم سالار انتخاب مردم ملاک است چه درراس نظام شخصی بنام پادشاه باشد یا رئیس جمهور امپراتور باشد یا ولایت فقیه

اینها هیچ تفاوتی ندارند چون همگی کارگزار یک نظام مردم سالارند 

گاه فردی را ثابت مشخص می کنند وگاه زماندار مثلا درمالزی 

پادشاهی است اما برای مدت ۶ سال ویا در اسپانیا پادشاهی است اما قدرت دردست دولت است وشاه نماد است

گاه رئیس جمهور بسیارقدرتمند است

درمورد پادشاهی نباید مساله دریک خانواده مستقر شود که موجب فساد گردد تاج را می توان برسر هر فردی قرار داد که شایستگی آن پست را دارد

اینکه درسیستم پادشاهی توارث حاکم است بیشتر ریشه در قدرتمند شدن یک خانواده است وگاهی هم ریشه دینی دارد 

که آن هم درمورد اولیا مطرح بود نه هرفرد دیگری مثلا درایران انتظار براین است که پس از امام راحل باید فرزندشان رهبر می شدند ویا پس ازرهبر فقید فرزند ایشان باید رهبر شوند همه اینها برخطاست وبیشتر جنبه تقدس درمیان است 

اساسا وقتی مجلسی بنام خبرگان تشکیل می گردد تا رهبر تعیین کند بمرور زمان مجلس پیرو رهبر منتخب خود می شود وزمینه توارث درآن جا می افتد 

برای تعیین شاه یا رهبر باید قوه مقننه اقدام کند ونیازی به مجلسی خاص نیست کما اینکه درمالزی یا اسپانیا مجالس قانونگذاری اقدام کننده اند

اگر این موارد زدوده شود انتخاب فردی درراس جامعه تحت هرعنوان فرقی نمی کند چون مجلس درراس امور است وکشور وحتی فردرهبر هم تابع قانون اند