طرح مسائل بنیادین و اساسی

طرح مسائل بنیادین و اساسی

درباره طرح قانون اساسی آینده کشور وامور بنیادین

گلستانی محصول کاشت مردم

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 19 خرداد ·

به نام خدا 

اگر در همه کشورهای کره خاکی حکومت های مردمی برمبنای چهار اصل مندرج در پست قبلی یعنی 

مردم سالاری  قانونمداری استقلال قوا و رعایت احکام 

الهی وبشری تشکیل شود محصول کاشت مردم  گلستانی در جهان پدید می آید که درآن همه گلها و میوه های گوناگون موجود است

چه شیرین یا ترش و ملس و...با رنگها وظرافت های خودش

چه این محصول انتخاب آزاد با حرمت احکام الهی وانسانی است

بی نیاز به شعار و تظاهر به امری آنچه بدست می آید جامعه ای  سالم وبا نشاط که خواسته همه مردم هرجامعه است.

آنچه در چنین جوامعی دیده می شود وحدت درعمل است و کلیه اختلافات در درون قوه مقننه با شورای نگهبان فیصله می یابد.

 

کلام متین

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 17 خرداد ·

به نام خدا

درروایتی از امام علی ع آمده است گیتی برچهار پایه است.

برهمین مبنابا بررسی قوانین اساسی کشورها به نظر رسید که قانون اساسی همه کشورها باید برچهاراصل استوار باشد

سه اصل آن قابل درک همگان وروشن است که کمتر مورد توجه است واصل دیگر که بسیار پر مناقشه است بیشتر انرژی ملت هارا بخود مصروف داشته است

سه اصل روشن

مردم سالاری. قانونمداری  واستقلال قوا 

واصل پر مناقشه حقوق وحدود الهی وبشر ی

درمورد اصل مردم سالاری درهر کشوری باید همه اتباع آن کشور بتوانند دریک انتخابات آزاد هم رای به کاندید مورد نظر خود بدهند وهم افراد صلاحیتدار بتوانند کاندید شوند 

یعنی فردی از چنین حق طبیعی وقانونی محروم نشده باشد 

در چنین جامعه یک مجلس مقننه و مجری مردم سالار پدید می آید. برای مثال در جامعه آمریکا که بیش از ۳۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نمی کنند آیا مردم سالاری وجوددارد؟ ویا در کشور چین که یک حزب تصمیم می گیرد چنین است؟

درمورد قانونمداری کشور باید براساس قوانین مصوب قوه مقننه مدیریت شود نه تصمیماتی خارج ازقانون یعنی همه امور کشور سرانجامش به تصمیم قوه مقننه برگردد.

اعمال چنین امری یعنی حفظ حرمت اصل مردم سالاری والا دیگر مردم سالاری مفهومی ندارد .قانون باشد وعمل نگردد ویا بدون قانون قوه مقننه عمل گردد؟

درمورد استقلال قوا باید گفت که این اصل حافظ دو اصل دیگر است یعنی هر قوه ضمن احترام به دو قوه دیگر موقعیت خودرا تحکیم می بخشد البته قوای مجریه وقضاییه درچارچوب قانون اساسی وقوانین کشور عمل می کنند.

وسرانجام اصل پر مناقشه که جز اتلاف انرژی نقشی نداشته است وبیشتر درمورد آن خواهم نوشت .

این اصل همان حقوق وتکالیف مردم درقبال یکدیگر ودولت متقابلا هست که با احکام الهی وحقوق بشر درارتباط است

این ها اموری است که در کتب فقهی هردینی ویا مقررات حقوق بشر سازمان ملل آمده ومجموعه بزرگی است که طرح آن درقانون اساسی نه مقدور است نه ضروری وباید توسط یک شورا متشکل از ۶ فقیه و۶ حقوق دان بین المللی مورد توجه قرار گیرد

یعنی هر مصوبه مجلس بدان شورا ارجاع ودران شورا بررسی شود وسرانجام تصویب گردد ودرصورت عدم توافق مجلس با شورا با دوسوم آراء نمایندگان مجلس بنابرمصلحت تصویب گردد. دراینجا بجای طرح این امور قانون اساسی ودرگیر کردن مردم با آن مسوولیت برعهده شورای یادشده است وهرچه تصویب شد مورد احترام همه ملت هر کشوری خواهد بود چون بهتر ازاین وجودندارد.

درپایان در تشکیل نظامی مردم سالار  وکشوری قانون‌مدار وقو ایی مستقل  که دربنیاد آن هیچ امری بجز رای مردم نقش ندارد قوانینی تصویب می گردد که روح دینی اکثریت مردم وحقوق اقلیت آنان دربردارد.

 

 

به نام خدا

با بررسی های گوناگون به نظر می رسد که همه موجودات  برای انسان است

جمادات نباتات جانوران وحتی فرشتگان هدف انسان اند وآدمی ازوجود آنها برای زندگی خود بهره می برد

حتی می توان درمورد جن یا پری نیز چنین پنداشت که درخدمت انسان باشند وازتوانایی های آنان بهره برد

یکی از تلاش های مهم بشری کشف امکاناتی است که در موجودات برای بهره برداری انسان است

اما انسان خود هدف نیست به عبارتی هدف هیچ موجودی نیست ویا هیچ موجودی به انسان نیازمند نیست

اگر برخی به ناصواب بعضی را برده می کنند خلاف قاعده وانسانیت است چون آنچه بردگان انجام می دهند می تواند بصورت قرارداد کاری انجام شود ویا اینکه ازدیگر جانوران بهره برد

انسان خود به دنبال هدفی والاتر است وان رسیدن به بالاترین درجه آگاهی وتوانایی است 

تصورکنید همه انسان ها دردامنه کوه دماوند قرار دارند و همه چشم به قله دارند وبالا می روند

می توان گفت انسان هدف آفرینش ویا آفریدگار است تا با تلاش به مقصد برسد.

به نام خدا

درگذشته بیان شد که آگاهی ها ومعارف انسان ازسه منشا وچهار گونه است

عینی یا آنچه عرفان می کند

ذهنی صرف یا آنچه ذهن در می یابد

یعنی بروش قیاسی

حسی وذهنی یا آنچه به حس درآمده وآزمون می شود

یعنی روش استقرایی

وحیانی یا آنچه رسول خدا بیان داشته است

بجز بخش چهارم که منقول ازرسول است سه مورد دیگر درتمامی انسان ها باندازه تلاش وظرفیت وجوددارد

به عبارتی هرانسانی هم عارف است وهم فیلسوف درحد آگاهی وتلاش او اما رسول نیست چون رسولان برگزیده اند اما هرانسانی رسول رسولان است یعنی پیام دریافتی ازرسول را به دیگران منتقل می کند.

تمامی معارف انسان بجز بدیهیات ومبادی که یقینی اند جزء 

مظنونات محسوب می شوند ودر طول زمان می تواند اصلاح یا زدوده شود.

 

به نام خدا

ممکن است قطع اینترنت دلایل درستی داشته باشد اما مخالفت هایی هم هست ومن خود مخالفم چرا؟

زمانی که اینترنت قطع نبود بنده فعالیتم را در هرجایی که مناسب بود انجام می دادم وبه مشکلی برنمی خوردم.

اما اززمان قطع اینترنت نفس بنده هم قطع شده است چون کار من نوشتن است ودر فضای موجود کشور مقدور نیست

به یک شبکه معروف سرزدم دیدم منتشر نمی کنند وباید قبلا بررسی کنند

سرویس های وبلاگدهی معتبر ایرانی هم فعالیتشان قطع شده است.

با هدایت کاربری اینجارا یافتم و مطالبی می نویسم 

ببینید چگونه برخورد می شود؟

تهدید جانی اهانت تحقیر ویا تهدید قطع حقوق 

خوب در جامعه ایکه امکان عملی برای اعتراض نیست وامکان بیان هم محدود است بنابر این چه باید کرد ؟

بمیریم؟ خفه شویم ؟ آیا مسوولان به این امر اندیشیده اند ؟

اگر درخارج سوء استفاده می شود درکشورمان چه امکانی برای مخالف وجوددارد؟

این همه موافق کافی نیست؟ لااقل برای غیر موافق هم امکانی فراهم سازید 

مخالفان دوستدار کشور وسرزمین خود هستند آیا نباید بدانان توجه شود؟

اصولا یک فرد مگر باید ذوب درفرد یا اندیشه دیگری شود؟

برخی ذوب درولایتند برخی ذوب در غربند هردو محترمند چون آزادی دراندیشه است اما برخی هم مستقل اند واهل ذوب نیستند ازهرچه خیر است استقبال می کنند این کلام خداوند وامام علی است.

برخی بجز موافق خودرا برنمی تابند اینان گرفتار تحجرند 

هیچ امر صددرصد بجز خداوند وجودندارد هرچه هست درمیانه صفر تاصد است پس دیگران را تحمل کنیم وبیاموزیم که همه نیازمند احترام وآگاهی هستیم 

وبلاگ یک رسانه شخصی است نه گود زورخانه با خردمندی وارد شوید ممنون

خلافت الهی وخلافت بشری

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 خرداد ·

به نام خدا

خلافت همان حکمرانی است که گاه حکمران منصوب مردم است وگاه منصوب خداوند

این دو کاملا ازیکدیگر جدا هستند وممکن است گاهی دریک فرد جمع شود.

ازروز نخست آفرینش انسان خداوند حاکم وخلیفه بود ودر اولین انسان منتخب اورا خلیفه خود قرار داد که شد خلیفه الله

واین سمت در افراد دیگری درطول تاریخ ادامه یافت نوح ابراهیم موسی عیسی ومحمد و در پیروان اهل‌بیت در علی ویازده نفر دیگر تا امروز که درعهده موعود غایب است

اینها منصوب الهی بودند وهست ونیازی به انتخاب دیگران ندارد .کسانی که متدین به دینی هستند از خلیفه الله پیروی می کنند خلافت آنان برامت است نه ملتی یا ملتهایی

اما در هرجامعه حاکمی بوسیله مردم برای مدیریت جامعه انتخاب می شود که اوخلیفه الناس است ومنتخب مردم

گاهی درتاریخ مشاهده می گردد که مردم بدون توجه به دینشان خلیفه الله را برای حکمرانی انتخاب می کنند این سمتی مردمی است نه الهی وقابل عزل هم هست درحالیکه خلافت الله قابل عزل نیست چون منصوب خداست

پیروان خلیفه الله همه متدین به دین اوهستند اما پیروان خلیفه الناس ممکن است ادیان گوناگون باشند

برای مثال پیامبر اسلام درمدینه بوسیله مردمان مسلمان وغیر آن انتخاب شدند ویا امام حسن حکمرانی انتخابی مردم را کنار گذاشت

امام راحل یک خلیفه الله بود وپیروانی داشت اما در ایران بوسیله اکثریت ملت با هردینی اورهبر وخلیفه الناس گردید

درتاریخ جهان مشاهده نشده است حاکمی یا پادشاهی مدعی پیامبری شده باشد اما برخی ازپیامبران واولیا به حکومت وپادشاهی برگزیده شدند واین نشانه تقدم نصب الهی بر انتخاب مردمی است .

هرگز خداوند منصوب خودرا ازمیان برگزیدگان بشری انتخاب نمی کند که قطعا اصلح مردم نیستند 

بنابراین حاکمان کشورها هرگز خودرا به خدا منسوب نکنند

که این نسبت کذب است ومجازات سخت دارد

جایگزینی خلافت

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 خرداد ·

به نام خدا

روزی که استعمارگران به خلافت اسلامی حمله کردند وسرزمین آنرا تجزیه وبه کشورهای گوناگون بدل ساختند ازشبکه قاره هند تا بخش بزرگی ازآفریقا دراندیشه جایگزینی بودند .

سرانجام پس از پایان جنگ جهانی دوم وبه بهانه هولوکاست 

دراندیشه ایجاد خلافت یهود بجای خلافت اسلامی درسرزمین های تحت قیمومت خود بودند که منجر به ایجاد کشوری به نام اسرائیل شد

اسرائیل که لقب یعقوب پیامبر بود چند قرن نام پادشاهی یا سلطنت یهود در۳۰۰۰ سال پیش در اورشلیم بود.

البته دردوران طالوت داود وسلیمان پادشاهان یهود مردم درسایه عدالت می زیستند وهرگز نسبت به همسایگان خود جنگ افروزی نداشتند تا اینکه ازهرگونه عدالت خارج وبه ستیز پرداختند ومنجر به سقوطشان شد

اینک استعمارگران با ایجاد کشوری به نام اسرائیل درصدد تداوم همان ستیز دوران گذشته است تا نگذارند مردم منطقه در سرزمین های خود متحد وپیش بروند

نمونه بارز آن دخالت در حکومت پهلوی وبه سقوط کشاندن آن واینک تجاوزات وحشیانه علیه دولت وملت ایران است.

ممکن است پرسیده شود که چرا بفکر خلافت مسیحی نیافتادند که زمینه آن بسیار فراهم بود؟

پاسخ اینست که درتاریخ عیسی برخلاف پیامبران اسلام ویهود که دورانی درخلافت بودند مدام بدلیل خطر جانی در شهرهای گوناگون منطقه سرگردان بودند وسرانجام هم بوسیله یهود گرفتار وبه صلیب کشیده شد

بعلاوه کشیشان وپا پ ها سالها دراروپا حکومت داشتند که بدلیل جنایات عدیده توسط مردم اروپا دررویداد رنسانس ازحکومت اخراج وبه کلیساها بازگرداندند

با توجه اندیشه آزاد دراروپا وجدایی سیاست ازدین وآگاهی آنها از جنایات رهبران دینی چرا درمنطقه خاورمیانه اجازه ایجاد یک خلافت یهود توسط خاخام ها دادند که امروز رئیس دولتشان تحت عنوان جنایتکار جنگی تحت تعقیب دادگاه لاهه قرار گیرد وباز مورد حمایت باشد؟

 

تبعیض درستیز

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 2 خرداد ·

به نام خدا

پس از رویداد هولوکاست پدیده یهود ستیزی باب دندان استعمارگران شد وبا ایجاد کشوری صهیونیست کوچکترین حرکت یک فرد علیه یک صهیونیست را یهود ستیزی قلمداد ومحکوم کرده ومی کنند.

اما آیا ستیز با صهیونیست ها محکوم است ؟ وبا دیگر ادیان مجاز؟

چرا اسلام ستیزی محکوم نمی شود؟

مگر صهیونیست ها به سوریه حمله نکرده اند؟ یا منطقه غزه ؟ یا کرانه باختری ؟ یا لبنان ؟ ویا قبلا به مصر؟ و اخیرا به ایران

آیا اینها مسلمان نیستند؟ وسرزمینشان اشغال نمی شود؟

آیا ستیز با اسلام ومسلمان مجاز است؟ وتنها ستیز با صهیونیست محکوم؟

غرب مدعی انسانیت وآزادی چرا میان ستیز با یهود ودیگران قائل به تبعیض است؟

آیا برخورد بایهود ستیزی وتبلیغ آن دکانی برای پیشبرد اهداف غیر انسانی آنها نیست؟

به نام خدا

در آغاز فعالیت دراین سایت بنده طرحی برای قانون اساسی ارائه کردم که در۵ اصل بود وبیانگر ۴ اصل مهم

مردم‌سالاری قانونمداری استقلال قوا وحفاظت از احکام الهی وبشری

اگر زمینه جایگزنی قانون اساسی نباشد می توان اصلاحاتی دراین قانون موجود انجام داد 

یکی حذف ریاست جمهوری وجایگزینی پست نخست وزیری

چرا که مقام ریاست جمهور شانی درکشورها دارد که درایران ندارد وموجب تحقیر جمهوریت است

دیگر حذف تفسیر شورای نگهبان درمورد نظارت استصوابی تا ملت بتواند خودرا درمجلس قانونگذاری ببیند  نه این که مجلسی بنام مردم باشد که نمایندگانش منتخب دیگری باشند

وسوم اینکه امر تشخیص مصلحت از مجمع گرفته شده وبه مجلس داده شود تا با دوسوم آراء تصمیم بگیرند

این حداقل اصلاحات کشوررا نجات  وملت را همراه نظام خواهد داشت.

 

 

 

 

استقلال آزادی جمهوری اسلامی

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 31 اردیبهشت ·

به نام خدا

عنوان مطلب یکی از شعارهای کلیدی ملت ایران درسال۵۷ بود

ببینیم آیا چنین شعاری محقق شد؟

سخن ازاستقلال است البته به بخش خارج کاری ندارم اما درداخل قوای سه گانه استقلالی ندارند

قوه مقننه نمی تواند هرتصمیمی را بگیرد ویا قوه مجریه ورئیس جمهور از رسیدگی به اجرای قانون اساسی که دراصل۱۱۳ آمده بجز درخود قوه منع شده است

والبته قوه قضائیه که ظاهرا مبسوط الید است برای متهمین پرونده ها محدودیت های مختلف ازجمله دربکارگیری وکیل ایجاد می کند ودرگذشته احکامی درچارچوب آیین دادرسی دادسرا ودادگاه انقلاب بود

در مورد آزادی که با تفسیر استصوابی دست ملت درانتخابات بسته شده ودر مورد تشخیص مصلحت بجای مجلس ارگان دیگری تصمیم می گیرد ودرمورد تصمیمات مهم ازجمله همه پرسی دست بسته است

واما درمورد جمهوری اسلامی  با توجه به موارد بالا جمهوریت مخدوش است وتنها از این لفظ برای ظاهر امور بهره برده می شود والبته درمورد اسلامیت با توجه به اینکه حکومت به ملت تعلق دارد نه دین قاعدتا با توجه به محدودیت های موجود اسلامیت هم منتفی است

شعار ارزشمند ملت ایران امروز تنها درحد یک شعار باقی مانده است ویادگاری از  انقلاب ۵۷ است که باید روزی تحقق یابد

درنهایت بنیاد جمهوری اسلامی با تفسیری که شورای نگهبان از نظارت خودنموده است برپایه کج گذاشته شده وتا ثریا کج خواهد رفت وتنهاراه درست کردن این پایه است یعنی حذف تفسیر یادشده

چرا همه پرسی مورد اقبال نیست

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 31 اردیبهشت ·

به نام خدا

در اصل ۵۹ قانون اساسی پیش بینی شده که درمسایل مهم قوه مقننه می تواند ازطریق همه پرسی اقدام کند

این اصل درطول عمر جمهوری اسلامی تا کنون بلا اجرا بوده است در حالیکه مجلس درراس امور است اما دیده شده است که طرح هایی درمجلس با نظر مقامات بالا دستی ازدور خارج شده است مانند طرح قانون مطبوعات

چرا مجلس از اعمال این اصل مترقی که نشانه مردم سالاری است پرهیز دارد؟

شاید با توجه به انتخاب نمایندگان آنان نگران وضعیت خودشان باشند وبی اعتباری مجلس پیش آید

بدتر ازاین مانعی است که درانتهای اصل ۱۷۷ قانون اساسی درپیش پای ملت قرار گرفته است

مواردی که ملت هرگز ازطریق همه پرسی نمی تواند اقدام کند واگر مایل به خواسته خود بود حتما باید انقلابی صورت پذیرد مانند سال ۵۷ چرا که سلطنت طبق قانون اساسی مشروطیت 

الی الآباد بود وامکان تغییر آن نبود

خوب این بندی است که قاعدتا ملت خود به پای خود بسته است وخودکرده را تدبیر نیست

یکی ازخواسته های ملت ایران آزادی بود بدین معنا که هرزمان ملت مایل بود درمورد تغییر اساسی درجامعه تصمیم بگیرد ولی ظاهرا ملت آزاد آزادی خودرا بدست خود دربند کشیده است وچه اشتباهی یا خطایی کرده است

شاید علت عدم اقبال ازهمه پرسی این بخش قانون اساسی باشد که نکند ملت می خواهد بندی را که برپای خود بسته است باز کند

 وتمامی اقدامات در مسیر اجرای قانون اساسی نظیر تفسیر نظارت استصوابی واعمال فتاوا وتصمیمات مسئولان کشور بجای قانون بیانگر گریز از همه پرسی باشد که اساسا درهیچ ارگانی ازنظام سخن ازآن نرود.

بیادداریم امام راحل در بدوورود به کشوردربهشت زهرا اشاره کردند که فرض کنیم ملت تا امروز خواهان سلطنت بود اما دیگر مایل بدان نیست این حق ملت است که تصمیم بگیرد

والبته این حق ابدی هرملتی است اما مجلس بررسی قانون اساسی درسال۶۸ این پیام امام را فراموش نموده وحق یک ملت رشید را زیر پا قرار داد والبته اقلیت کلانی درآن زمان بدان آگاه بوده و رای ندادند

حکومت عدل برمبنای انسانیت است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 30 اردیبهشت ·

به نام خدا

اگر جامعه را به عنوان یک خانواده درنظر بگیریم پدر خانواده با توجه به میزان امکاناتش میان اعضای خانواده یک امکان حداقلی برای هریک ازاعضا قرار داده وانهارا در بدست آوردن امکانات بیشتر ازخارج خانواده تشویق می کند

پدر هرگز فردی ازخانواده را محروم نمی کند ویا تبعیض میان آنها قرار نمی دهد .این یک اصل انسانی است

حال درجامعه حکومت که نقش پدررا درمیان ملت دارد چگونه رفتار می کند؟

آیا تبعیض میان آنها قرار می دهد؟ ویا بخشی ازملت را محروم می سازد ؟ ویا بی نمایان را رها می کند؟

اگر چنین است این حکومت انسانی نیست بهر نامی که باشد 

بخشی ازمردم بی کارند بخشی ناتوانند بخشی از امکانات جامعه بی بهره اند این چه حکومت انسانی است ؟

نیم قرن از حکومت اسلامی می گذرد یعنی تقریبا برابر با دوران سلطنت پهلوی ها آیا اسلام موجب این نابرابری ها ومحرومیت ها شده است؟

وظیفه نظام این است که امکانات کشوررا درحداقل برای همه یکسان تقسیم کند یعنی یک بیمه همگانی برای همه ایرانیان برقرار سازد ازبدو تولد تا زمانی که فرد شغلی بیابد وبجای بیمه از امکان بالاتری برخوردار شود

آیا جمهوری اسلامی هرگز چنین فکری را داشته است؟ وبرعکس امکانات بیشتر دراختیار گروهی خاص قرار نگرفته است؟

تا زمانیکه هرایرانی ازحداقل موجودی درکشور برخوردار نباشد 

سخن از دین وعدالت واسلامیت بی معنی است ودراین جامعه پرداختن به فرزند آوری چه معنایی دارد؟

بقول آن عارف بزرگ بردراین خانه هرکه آمد نانش دهید وازدینش مپرسید

یعنی پیش ازاینکه کسی کشته شود وبه عنوان شهیدخانواده اش ازامکاناتی برخوردار گردند بوضعیت وی رسیدگی شود تا علت شهادت محرومیت از امکانات نباشد

برقراری بیمه برای همه نیازمندان امکان پذیر است چه طبق برداشت دینی خداوند روزی همه را مقدر نموده است ودر خزانه دولت ویا زرمداران جامعه موجود است چرا دراین امر اقدامی جدی نمی شود و تنها به اموری موقتی نظیر یارانه همگانی یا کالا برگ وامثال این موارد می پردازیم

هدف از فرزند آوری چیست؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 30 اردیبهشت ·

به نام خدا

جامعه همچون یک کارگاه است که دارای تعدادی کارکنان فعال اند تا بتوانند محصولی را ببازار ارائه کنند

مسوولان کارگاه هرگاه دیدند که جامعه نیاز بیشتری به محصول دارد به تعداد کارکنان خود می افزاید واگر جامعه کمتر نیاز به محصول داشته باشد ازتعداد کارکنان می کاهند

در جوامع اروپایی وغرب هرساله  نیاز جامعه را به کارگر  و متخصص بررسی می کنند واگر کمبود بود اقدام به پذیرش مهاجر می نمایند 

البته تشویق به فرزند آوری نیز هست وبهمان میزان ازتعداد مهاجر کاسته می شود

اما درکشور ما ظاهرا به اقتصاد کاری ندارند تنها دراندیشه افزونی امت اسلامی هستند

تشویق به فرزند آوری بدون اینکه زمینه کار وتامین معاش نباشد موجب افزایش بیکار وفقیر درجامعه است واین امر هیچ افتخاری برای کشور واسلام نیست

تامین چند جعبه شیر یا دادن یارانه مشکل یک خانواده صاحب فرزندرا حل نمی کند 

در غرب بویژه دراسترالیا تا آنجا که بنده آگاهم همه فرزندان یک خانواده تا زمان پیدا کردن کار بیمه می شوند

آیا درکشورما چنین است؟ 

بااینکه مهاجران ازکشورهای اسلامی بوفور وجوددارد اگر نیاز به کارگر ومتخصص است چرا ازآنها استفاده نشود؟

تکیه برسیستم خون دیگر دورانش گذشته است باید روش های جدیدی برای تامین  نیروی فعال بکار گرفت 

بجای ایجاد یک کشور امپراتوری با مردمانی فقیر وناتوان تلاش کنیم جامعه کوچکتر وچایکتر بسازیم

این دنیا به انسان وانسانیت تعلق دارد نه به دین وایدئولوژی

معجزه باقیه

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 28 اردیبهشت ·

به نام خدا

قرآن بزبان عربی یعنی زبان پیامبر ومردمان محل زندگی اوبود

مهمترین معجزه پیامبر آوردن پیام الهی به زبان مردمی بود که درادبیات شفاهی با هم مفاخره می کردند ووقتی با کلام قرآن برخورد می کردند دچار شگفتی می شدند چرا که دربرابر ادبیات آن عاجز بودند وبسیاری جذب همین زبان شدند

قرآن این آخرین پیام الهی دراوج ادبیات عرب است که تا کنون یکه تاز است وحتما خواهد بود

جالب است که گرامر زبان عربی بدستور امام علی برمبنای زبان قرآن تنظیم گردید

شاید خطبه های امام علی نزدیکترین ادبیات به قرآن باشد ولی هرگز روایات پیامبر ویا اولیا درچنین سطحی نیستند

البته اگر پیامی ازسوی خداوند بیاید درهرزبانی موجب اعتلای آن زبان می گردد وامروز شاهد اوج زبان عربی هستیم

درحالیکه زبان های عبری وآرامی که می گویند تورات وانجیل بدان زبان بوده هرگز رشدی نکرد چه اساسا تورات وانجیل اصلی وجودندارد

کسانی هم بوده اند ادعای رسالت کرده اند مثلا دوپیامبر ایرانی. برویم کتاب هایشان به زبان پارسی ببینیم که چقدر سطح نازلی دارد واگر حکیم سخن سعدی ادعای رسالت می نمود مردم اورا می پذیرفتند البته کتب عربی آنها دیگر قابل بحث نیست

آنچه در کلام خداست ازعلم خداست وبمرور کشف حقایق جدید آنها آشکار می گردد اما زبان عربی قرآن ازهمان آغاز خود معجزه بود وتا امروز ادامه دارد  

 

به نام خدا

میان ادات پرسشی درزبان ومقولات عشر درفلسفه رابطه کامل برقرار است منتها کدامیک تقدم بردیگری داشته اند؟

حاصل اینکه برای پیدا کردن هریک ازماهیات یک واژه پرسشی بوجود آمده است که جمعا ده مورد است .آنهارا درسه زبان پارسی عربی وانگلیسی مطرح می کنم .

که -من-who وwhom کیست؟

چه- ما-what  چیست؟

چگونه- کیف-haw  چگونه است؟

کی - متی-wheh  کی هست؟

کجا- این-where  کجا هست؟

چرا- لما-why  چرا هست؟

کدام- ای-which  کدامیک هست؟

مال کی- لمن-whose  مال کیست؟ 

چند- کم- how many وmuch  چند یا چقدراست؟

آیا- هل -درانگلیسی با جابجایی فعل وفاعل سوالی می شود. 

آیا هست ؟ درباره وجود صرف

آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 28 اردیبهشت ·

به نام خدا

هرهدفی وسیله خودرا دارد وآنرا توجیه می کند

به عبارتی هیچ هدفی بدون وسیله رسیدن بدان وجودندارد

درنتیجه هدف وسیله خودرا باید توجیه کند 

اگر هدف انسانی باشد هیچگاه ابزار غیر انسانی را توجیه نمی کند

واگر هدف شیطانی باشد قطعا هر ابزاری را مورد توجیه قرار می دهد

مثلا فرد تصمیم دارد به ملتش خدمت کند آیا برای رسیدن به هدف حاضر است حقوق مردم را زیر پا بگذارد تا بعدا به آنان خدمت کند؟

از زمانیکه تصمیم گرفته می شود وسایل رسیدن به آن مورد بمورد درراستای هدف قرار می گیرد واگر ناباب باشد مردود است

نماینده مجلس یا وزیر ویا مسوولان بالاتر اگر بدون رای واقعی مردم سرکارند هرگز درخدمت مردم نخواهند بود وچون با کلک بالا رفته اند برای پنهان کردن آن مدام دست به خلاف جدید می زنند.

کسی که منتخب مردم است ازآنها واهمه ندارد وبرای آنها گلوله نمی کشد واساسا خدمت بمردم را بخواست آنان انجام می دهد نه اینکه بدرخواست خودش یا تظاهر وخدمت به اجانب برای مردم خدمت کند

بهترین خدمت به مردم قبول پذیرش مردم است والا دیگر خدمت بمردم نیست

پزشکی که قصددارد عمل جراحی انجام دهد ابتدا رضایت بیمار را می گیرد مگر بیمار قادر به اعلام نباشد که دراین صورت باید تصمیمی بگیرد که قابل دفاع باشد   

 

به نام خدا

می دانیم که مقولات عشر ماهیات اولیه همه موجودات را نشان می دهد وامروز آنرا درسه مقوله جوهر عرض ونسبت می دانند.

اگر دقت کنیم براین مبنی کلمات درزمان عربی سه قسم است

اسم فعل وحرف که برگرفته از سه مقوله فوق است

اما درزبان پارسی وزبان های اروپایی هشت قسم اند

اسم صفت ضمیر فعل قید اصوات حرف اضافه وحرف ربط

با یک بررسی کوتاه خواهیم دید که بازگشت این تقسیم نیز به همان سه مورد عربی ودرنهایت مقولات برمی گردد

اسم به جوهر برمی گردد وضمیر جایگزین اسم است وصفت عرض آن

فعل به عرض برمی گردد واصوات جایگزین آن وقید عرض ثانوی فعل است

ودو مورد دیگر هم نسبت محسوب می شوند

درمنطق صوری شش مورد ازاقسام کلمات همان تصورند ودومورد دیگر مرتبط با تصدیق اند

صلح میوه گذشت وعفو است

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 27 اردیبهشت ·

به نام خدا

بله درست که صلح بهترین اقدام است تا زندگی دنبال شود اما این امر مستلزم گذشت وبخشش است .

هرگز درهیچ پرونده ای صلح بوجود نمی آید مگر آنکه گذشتی درمیان باشد والا باید قاضی حکم صادر کند واجرا شود که معلوم نیست مشکل ریشه ای حل شده باشد

باب داوری در جهان قضاء بسیار ارزشمندتر از دادگاه است

درداوری رسیدگی کوتاه ونتیجه مورد رضایت دوطرف است درحالیکه دردادگاه طولانی ویک طرف راضی از محکمه بیرون می آید

در صلح آنکه گذشت می کند راضی است وآنکه مورد گذشت واقع می شود دروجدانش گرفتار است تا روزی که تعهد خودرا کامل ایفا کند

مشکلات موجود در میان ایران وآمریکا یا اسرائیل نیز می تواند با گذشت به صلح برسد وخسارت کمتری وارد گردد

من شخصا بدلیل مسؤولیتی که در پرونده های بیانیه الجزایر داشتم همیشه با این دید وارد شده وپرونده را می بستم وامروز ازکارم خشنودم . آنانکه برطبل رسیدن به همه خواسته ها می کوبند ضمن نابودی دیگران خودنیز طرفی نمی بندند

واساسا این خط شیطان است که پای همه چیز بایستد تا همیشه درگیری باشد وصهیونیست ها راه شیطان را می پیمایند.

شاید خردمندان غرب برسر عقل آیند واین گروه لجوج را سرجای خود بنشانند ومنطقه وجهان را آرام کنند 

اسلام وصلح

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 27 اردیبهشت ·

به نام خدا

معنای واژه اسلام از سلم وسلامت است وتسلیم واسلام درواقع دینی است برپایه صلح ومدارا

مسلمان با هر فردی باهر باور بشرط صلح زندگی می کند اما با کسی که سرستیز دارد ولو مسلمان شیعه وحتی امام مسلمین کنار نمی آید

جمله ای از امام راحل مطرح بود که اگر امام زمان هم با این نظام مردمی بجنگد باید کشته شود چه منطق اسلام مدارا وصلح است والبته امام مسلمین قطعا خود طرفدار صلح است

آیا اولیا کدامیک دربرابر خلفا به جنگ پرداختند؟

جامعه درحال صلح ولو کافر باشند می توانند زندگی کند اما با ستم هرگز

اشکال کار رژیم صهیونیستی در ذات جنگ افروزی آن است

این رژیم بدون مرز ایجاد شد وپس ازهشت دهه هنوز مرز ندارد ودرحال گسترش است

جمهوری اسلامی پس از چهار دهه وتحمل چند جنگ تحمیلی حتی یک متر برمرزهای خود نیافزوده است.

البته درمورد برخورد با مردم خود ازبسیاری مرزها تجاوز نموده است که قابل نقد وبرخورد است

اگر همین معیار ایستادن درمرزهای موجود درکشورها وعدم تعرض به کشوردیگر وجودداشته باشد هرگز موجب درگیری نظامی نشده واختلافات با مذاکره حل می گردد

اگر صلح پایه اصلی زیستن دولت ها باشد هرگزنیاز به سلاح های مخرب نخواهد بود چون در جنگ های غیر نظامی تدبیر ودانش لازمه پیشبرد است

تمام مشکلات موجود بشر ریشه در زیاده خواهی وکسب آن ازطریق جنگ است استعمارگران بوسیله جنگ افروزی ملت هارا پاره پارا کردند و سلاح های مخرب ویرانگر در دو جنگ جهانی بکار گرفته شد

منطقه خاورمیانه محل رشد ویروسی بنام صهیونیسم است که باید آنرا درمان ودرمرزهایش متوقف نمود

 

گزینش رهبری برمبنای وراثت؟

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 26 اردیبهشت ·

به نام خدا

برخی نویسندگان انتخاب رهبررا ازخانواده وی نوعی وراثتی تلقی نموده وآنرا درحکم سلطنت موروثی می پندارند ومورد نقد قرار داده اند.

به نظر بنده اساسا انتخاب رهبر یا پادشاه ازمیان اعضای خانواده فی نفسه ایرادی ندارد .

بهرحال یکی باید انتخاب شود واگر درمیان اعضای خانواده رهبر قبلی فردی اصلح ازدیگران باشد باید انتخاب شود وصرفا وراثت نباید موجب انتخاب فردی ضعیفتر گردد.

در آمریکا می بینیم که روسای جمهور گاهی فرزندان روسای جمهور سابق اند با اینکه در آمریکا سلطنت وجودندارد

اصل مشکل در انتخاب وراثت نیست بلکه در ترجیح دادن یک فرد ضعیف ازخانواده بر فردی اصلح درخارج ازخانواده است

علاوه برآن مهمتر ارگان انتخاب کننده است که آیا صلاحیت لازم را دارد ؟

مثلا درکشورمان آیا خبرگان که نهایت مورد انتخاب ۲۰ درصد مردم اند آیا صلاحیت انتخاب رهبررا دارد ؟

اگر ندارد دیگر هرانتخابی بکند زیر سوال می رود چه ازمیان خانواده ویا خارج ازآن

اگر مجلس خبرگان مورد تایید اکثریت قاطع ملت باشد هر انتخابی که کنند اصلح وقابل پذیرش است چه موروثی یا غیر آن