بدیهیات پایه آگاهی بشر درهمه زمینه ها

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 19 اردیبهشت · خواندن 2 دقیقه

به نام خدا

هرکاربری وقتی پشت یک رایانه قرار می گیرد وآنرا بافشار یک دکمه روشن می کند رایانه پاسخ می دهد درخدمتم

یعنی رایانه با حداقل اطلاعات که دریک چیپس است آماده بهره بردن کاربر ازآن است

ازاینجا کاربر با دادن اطلاعاتی وارد یک امر تخصصی می شود که دنیای جدید ومحدودی نسبت به کل اطلاعات هستی است

رایانه بدن انسان نیز در بدو تولد دارای حداقل اطلاعات لازم برای ادامه زندگی است مگر به یک امر تخصصی نیازمند باشیم 

آن حداقل همان بدیهیات است که هرانسانی با هرمیزان ظرفیت آنرا دراختیار دارد وآنرا درک می کند

اما ورود به تخصص گاه مارا از بدیهیات دور می کند گاه سهوا وگاهی عمدا 

رشته های علمی مرزهای خودرا دارد واین مرزها را انسان خود قرار می دهد بناچار دردرون مرزها گرفتار می شود ورهایی گاه دشوار است 

تنها راه بازگشت به همان بدیهیات است که بدون تخصص درمی یابد

همه بدیهیات در ذهن انسان موجود است ونیاز به بیرون ازذهن ندارد یعنی حواس ظاهری 

مثلا ماده را باید حس کرد واین امر مستقیما به ذهن کاری ندارد پس درک ماده بدیهی نیست باید حس شود تا پذیرفته شود

اما بدیهیات برای شخصی مانند هلن کلر قبل از آگاهی با اطراف قابل درک بود

روح آدمی وروح هستی ازجمله موارد درک درون ذهن است

وقابل بررسی دربیرون ذهن نیست مگر آثار آنرا ببینیم

هرآنچه عارف می بیند بدیهی اوست واورا بی نیاز ازهر امری می کند

می گویند مولانا چندین روز درحال رقص سماع بود بدون آنکه بخورد بنوشد بخوابد وخسته شود وزمانی که قالب مادی قادر به ادامه نباشد از رقص می افتد

بدیهیات برای یک زندگی ساده کافی است هرچه اطلاعات پیچیده تر شود زندگی دشوارتر است 

مشاهده می کنیم که درغرب علمی داشتن یک غذای سالم براحتی مقدور نیست اما دریک روستا آن بانوی بی سواد بهترین غذاها را برای خانواده مهیا می کند با همان مواد طبیعی ودراطراف خود

به عبارتی تلاش درجهت درون مارا ازنیازمندی می رهاند وتلاش دربیرون مارا نیازمندتر می کند

امروزه آمریکای ابرقدرت علمی جهان نیازمندترین کشور 

دنیا ست که دست نیاز به منطقه ما دراز کرده است چرا که خودرا ازبدیهیات دور کرده است وگرفتار اطلاعات تخصصی شده است

پزشکان گذشته پاسخگوی همه بیماران بودند ولی امروز پزشک متخصص خود نیازمند دیگر پزشکان است 

اینها نمونه های بی توجهی به دریافت های درونی انسان است یعنی همان بدیهیات که پایه همه علوم هستی است