آگاهی های انسان بجز بدیهیات غیر یقینی اند
· 18 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه به نام خدا
هرگونه آگاهی برانسان وارد می شود وبه عبارتی دانسته های انسان ازهر دریچه ای چه عرفان یا وحی ویا نظریه علمی باشد
غیر یقینی محسوب می گردد به عبارتی ازمظنونات است
اما اگر فرض کنیم که همه داشته های انسان غیر یقینی است دیگر هیچ ارزشی برای آنها وجودندارد
مبنای ارزش آگاهی ها بدیهیات است
اموری که قابل اثبات نبوده ولی نفس انسان آنهارا می پذیرد
در نتیجه هرامری که مبتنی بر امور بدیهی اثبات گردد مقبول است اما می تواند مورد شک واصلاح قرار گیرد برای مثال درامور دینی بنده براساس منطقی پیامبر اسلام را آخرین پیام آور می دانم اما راه را برخود نمی بندم اگر روزی کسی مدعی رسالت شد سخن اورا شنیده واگر دلایلش مرا قانع کرد اورا خواهم پذیرفت
کما اینکه مثلا درمورد موعود این باور بنده است ولی کسان بسیاری درطول ۱۰ قرن گذشته مدعی بودند اما دلیل کافی نداشتند ودرآینده هم اگر مدعی باشد پذیرش او باید برایم اثبات گردد
ممکن است برخی امور یقینی به نظر برسد اما باب اصلاح آن باز است
همانگونه که نظریات علمی درمسیر کمال پیش می رود
آگاهی انسان در معارف دیگر نیز بسوی کمال است
یک نکته مهم اینست که اگر انسان درمورد امری تردید داشته باشد چه دریافت عرفانی ویا نظریه علمی می تو آن به وحی
متوسل شد چون عارف ممکن است دچار اشتباه شود وکسی که مرید اوست بدون عرفان قادر نیست ازمراد دریافت کامل کند ازطرفی یک نظریه علمی نیز بدلیل احتمال تغییر آدمی را آرام نمی کند تنها جا برای پناه بردن کلام وحی است
چرا که پیامبران پیش از رسالت خود عارف بوده اند وپس از کسب مقام رسالت عالم به هستی هستند وکلام وحی مبتنی بر قوانین هستی است