ریشه تعریف علم درجهان امروز
· 16 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه به نام خدا
علم تلاش برای کشف موجودات ویژگی های آن وروابط فیمابین آنهاست.
اگر این اکتشاف تنها با حواس ظاهری باشد یعنی محسوسات تعریف علم ویا معلومات کاملا مادی اند وجز جوهر ماده چیز دیگری قابل حس با حواس ظاهری نیست
درنتیجه تنها امور مادی وماده دردایره علم ومعلومات جای می گیرد ومساله آزمایش وتجربه پیش می آید
اما آیا جهان ما فقط ماده است؟
بدین سوال پاسخ روشنی داده نمی شود چون پاسخ منفی مستلزم آگاهی ازهمه دانش جهانی است که کسی یارای آن نیست
پس آنچه می آموزیم ازامور ماده ومادی است وهرچه درآینده کشف شود در چارچوب مادی بررسی می شود
مثلا روان انسان یکی ازحالات ماده است اخلاق ریشه مادی دارد حتی برخی خدارا ماده اصلی جهان می دانند که دربخشی از انسان وجوددارد
اینها نتیجه منفی محدود کردن دانش بشری در ماده است که نمی تواند پاسخ بسیاری ازسوالات زیر بنایی را بدهد
درک جهان واشیا آن در محدوده محسوسات نیست قوای دیگری در بدن انسان قادرند اشیایی را کشف کنند ویا درمواردی برانسان مکشوف شود مانند الهام یا وحی
اساسا بنیاد علوم مادی وتعریف آن خود بر غیر ماده متکی است
امور بدیهی پایه همه علوم مادی است که هرگز قابل تعریف وازمون وتجربه نیست.
گاهی پدران خودرا فراموش می کنیم وتصور می کنیم که بدون پدر بوده ایم
همه آنچه در ورای علم موجود است ریشه ای تر واصیلتر ودلگرم کننده تر ازعلوم موجود است
وجود خداوند خود یک امر بدیهی است کدام خردمندی آنرا رد می کند؟ تنها درشناخت آن اختلاف است
می گویند همه انسانها درزمان مرگ یعنی خروج ازقالب ماده حقیقت را می بینند واعتراف می کنند یعنی کسی کافر ازدنیا نمی رود ودرنهایت به بهشت خواهد رفت اما باید آماده رفتن بدانجا باشد