علم یا معرفت شناسی
· 16 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه به نام خدا
درخارج ازذهن انسان میلیاردها اشیا وجوددارد که هریک مستقل ازدیگری است به آنها مصداق می گویند
این مصادیق وارد ذهن می شوند یا خود مصداق یا صورت آن ویا مفهوم آن
آنچه درذهن می آید داده یا اطلاعات شخصی ماست واگر چیزی درذهن فاقد مصداق درخارج باشد امری موهوم است
ذهن از این اطلاعات گاه امری جزئی می سازد مانند همکلاسی های من وگاه امری کلی می سازد مانند انسان
جزئیات وکلیات ساخته ذهن است ودرخارج مصداق ندارد.
کلیات را معقول اول یا ماهوی می نامند
ذهن از تصورات ماهوی دوباره کلیات دیگری می سازد که معقول ثانی یا اعتباری می نامند
معقولات فلسفی ومنطقی ازجمله مفاهیم ثانی ذهن اند
آنچه بطور کلی دربالا آمد موجودی ذهن است وبه عنوان معرفت یا علم انسان محسوب می شودودانشی که این موضوع را بررسی می کند معرفت شناسی یا اپیستومولوژی می گویند
ماهیت علم یا معرفت ازنظر مقولات ارسطویی اگر با واسطه وارد ذهن باشد مانند صورت ویا مفهوم بدون صورت عرض وکیف نفسانی محسوب واگر بی واسطه باشد مانند حضورخود مصداق درذهن با خود ذهن متحد است
ارزش شناخت درعلم حضوری قطعی است ولی درعلم حصولی باید اثبات شود که پایه اثبات آنهانیز بدیهیات اند که علم حضوریند.