تقوا ومساله حکومت داری
· 14 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه به نام خدا
همه موجودات چون جبری هستند ارزش برابر دارند وهیچ تفوق درمیان نیست اما درمورد انسان که دردو جنس آفریده شده است صریحا اعلام شده که کرامت انسان به تقوای اوست به عبارتی نه به جهاد یا علم او
اما تقوا مقوله اقدام منفی ویا عدم اقدام است برخلاف جهاد وتعلم که عملی مثبت وامری اقدامی است
چرا تقوی رجحان دارد؟ چرا که درهرعملی احتمال خطا هست ویا انجام عملی ممکن است موجب غرور وتکبر شود همانگونه که درمورد ابلیس پیش آمد
اما درتقوا عملی انجام نمی شود ودلی شکسته نمی گردد خطایی وجودندارد
اگر گناهی مرتکب شویم باید جبران کنیم ولی بی گناهی خود ارزشمند است یا باید کار نیکی انجام داد ویا هرگز کاری انجام نداد .بیهوده نیست که برخی رهبانیت را پیشه می کنند تا مرتکب گناهی نشوند.
وقتی درمورد فرد حکم الهی چنین است حال ببینیم که درمورد حکومت داری چه مشکلی درپیش است
حاکمی که با کودتا ویا عدم رضایت اکثریت قاطع مردم بخدمت مشغول است درواقع عملا بزیان خود عمل می کند
اینکه گفته می شود سرنوشت هرجمعی برعهده خود آنهاست پذیرش مسوولیت بدون رضایت جمع خود بزرگترین گناه است شاید اینکه پیامبران واولیا گرد حکومت نمی گشتند بخاطر درگیر شدن با خطا بود وتقوا را در گریز ازآن می دیدند
حال چگونه عالمان مدعی دیانت برای حکومت داری سرو کله می شکنند
حکومت خدمت بخدا ودین او نیست حکومت کارگزاری یک ملت است که حداقل آن رضایت اکثریت ملت لازم است والا مسوول همه عواقب امورند
تقوی در مدیریت امت نیز شرط اساسی است
کسانی که مدعی نیابت امام غایبند باید درکنار علم دین دارای تقوای لازم باشند