جبر واختیار
· 14 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه به نام خدا
اساس هستی برجبر است یعنی وجود هست بی آنکه من وشما بخواهیم یا نخواهیم
خدا هست با همه صفاتش ذاتی وفعلی
همه مخلوقاتش مبتنی برجبر است جمادات گیاهان جانوران وازجمله انسان
قوانین هستی لایتغیر درجهان حاکم است
تنها آفریده او انسان صاحب اختیار است که خود اختیار دروجود انسان جبری است وقابل سلب نیست
به نظر می رسد که انسان آفریده شده تا با انتخاب خود بالا برود وبه خدا برسد این هم محصول لطف عنایت وعدالت اوست .البته توجه شود که مراد ازانسان قالب فیزیکی او نیست که معجونی ازعناصر است بلکه جوهری غیر مادی است که درنهایت هم ازاین قالب بیرون خواهد امد
انسان دارای نهادی است با خصایل الهی که همان اخلاق حسنه است اگر آدمی درمیان جانوران بزرگ شود همچون جانوران هرگز منحرف نمی شود واگر با انسان های پاک بزرگ شود همچون آنان می گردد اما چون مواجه با بدی سختی وشیطان می گردد دچار انحراف می شود چون دارای اختیار است
اینجاست که برای حفاظت از خود وعدم خروج از عدالت واخلاق حسنه قوانینی برای وی بوجود آورده است تا ازاین طریق ازخود مراقبت کند وراه تعالی را بپیماید
وان قوانین درپیام خود بوسیله پیامبران آورده شده است
باور درست وعمل به قانون الهی انسان را درمسیر طبیعی نهادش که همان اخلاق حسنه باشد قرار می دهد