روز تعیین سرنوشتی خونبار

محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی محمد علی به آبادی · 12 فروردین · خواندن 1 دقیقه

به نام خدا

۳۰ ساله بودم که درچنین روزی حدود نیم قرن پیش همراه ملت ایران درهمه پرسی تعیین سرنوشت خود شرکت کردم وبه جمهوری اسلامی پیشنهادی امام راحل رای دادم

اینک که درآستانه هشتادمین سال زندگی ام هستم شاهد چهره های غبار آلود فرزندانم که درطول زندگی خود شاهد چندین جنگ بوده اند هستم وازنگاهشان می فهمم که سوال می کنند 

پدر این بود نتیجه انقلاب اسلامی شما؟

ومن خسته ازروزگار شرمنده می شوم که پاسخی روشن برایشان ندارم وشاید درفردای فقدانم با پشیمانی ازآنچه برای فرزندانم باقی گذاشته ام جهان را ترک کنم

من نمی توانم برای نسلی که نیم قرن منتظر ثمره انقلاب اسلامی ما بود سخنی بگویم تا خستگی اشان بدر رود وامید به تن‌شان برگردد

این وظیفه سردمداران این نظام است که پس ازپایان جنگ بمردم خسته از ازجنگ ۵۰ ساله پاسخ دهند که چرا چنین شد وجامعه درگیر جنگ وملت به خودی وناخودی تقسیم گردید

تنها امید دراین است که نیروهای مسلح دربرابر تجاوز ناجوانمردانه دشمنان ایستادگی کردند واقتدار ایران را نشان دادند که البته این امر با حمایت همین خستگان ازراه نیز میسر گردید

اما پس ازتوفیق درعقب زدن دشمن متجاوز باید دشمنان داخلی را که موجب یاس مردم شده اند کنار زنند 

آنانکه با تفسیری من درآوردی مسیر مردم سالاری ی را منحرف کردند وآنانکه درورای قانون با ایجاد گشت‌های ارشاد بجان مردم افتادند ویا آتش باختیار بودند وموجبات ناخشنودی مردم را فراهم کردند

وظیفه رهبران آینده پاسخگویی به مردمی است که دراین نبرد حامی نیروهای مسلح خود بودند واینک خسته ودرمانده اند

شاید روز تعیین سرنوشت به نیکی بیادگار بماند