ولایت فقیه و ولایت عالم
· 13 ساعت پیش · خواندن 2 دقیقه به نام خدا
اینکه انسان در امری که آگاه نیست از فرد آگاه پیروی می کند امری عقلانی است واین امر منحصر در یک رشته علمی نیست در همه زمینه ها چنین امری مصداق دارد مردم در حل مشکلات زندگی خود به متخصصان رجوع می کنند والبته اگر فردی خود دارای تخصص باشد دیگر پیروی نمی کند
یکی از رشته های دانش علم فقه یا احکام دین است وهرفرد متدین ونا آگاه از مساله شرعی به فقیه یا عالم دین مراجعه می کند وامروز فقیهی مرجعیت عام پیدا می کند همانگونه که در میان رشته های دیگر علم هم چنین است
دررشته سیاست وحکمرانی نیز چنین است وکسانی که دارای تخصص دراین امر هستند شایسته رجوع مردم هستند
چه دراین رشته فرد فقیه هم باشد یا نباشد منتها تفاوت این رشته با سایر رشته های علوم جنبه عام الشمول بودن آن است
یعنی درکشور تنها یک فقیه یا متخصص در هررشته وجودندارد که مردم منحصرا به او رجوع کنند اما دررشته سیاست وحکمرانی تنها یک نفر در راس جامعه قرار می گیرد که همه مردم جامعه را شامل می گردد.
حال اگر خداوند عالم هستی است وهر فردی درحدظرفیت خود به رشته ای ازعلوم آگاه شود رجوع به او رجوع به علم الهی است واین امری خردمندانه است چه رابطه پیرو از عالم به پیروی از خداوند منجر می شود
دررشته فقه هم چون مراد کشف احکام دین است پیروی از فقیه نیز تبعیت از علم الهی دراین زمینه است
بنابراین پیامبران دررابطه با دین واحکام می توانند به نیابت از دانش الهی دراین زمینه مورد پیروی عوام قرار گیرند
اما درسایر رشته های دیگر ازجمله سیاست وحکمرانی در صورتی می توانند چنین نقشی را دارا باشند که صلاحیت آنرا داشته وعامه مردم بدان رای دهند
بدون رای اکثریت مردم هیچ فردی چه فقیه باشد یا متخصص در رشته سیاست وحکمرانی نمی تواند مورد تبعیت عامه باشند
درنتیجه درهررشته علمی ازجمله فقه واحکام دین هر فردی می تواند به متخصص مراجعه کند اما درمورد حکمرانی حداقل باید اکثریت یک جامعه وملت بدان رای دهند